در صورت نیاز به مشاوره روانشناسی بهتر است ابتدا ویژگی های یک دکتر روانشناس خوب را بدانید. در سایت دکتر بهشتیان مقاله ای در این زمینه وجود دارد که توصیه می کنم این مقاله را مطالعه کنید.
منبع : چطور
ویژگی های نوجوان سالم:
بسیاری از نوجوانان، تضادها و دگرگونیهای زیادی در این مدت تجربه میکنند اما نباید از راه اصلی خود، دور شوند و نباید تغییرات مانع هدف اصلی او شود. نوجوانی که به او نوجوان سالم میگویند، پیش از هر عملی خوب فکر میکند و در انجام آن کار تنها از احساساتش پیروی نمیکند، یعنی عقل خود را فدای احساسش نمیکند.
ویژگیها و صفات "نوجوان سالم" چیست
2. تکریم و احترام به والدین و کسانی که سن بالاتری دارند:
طبق حدیثی که از امام صادق (علیه السلام) نقل شده، ایشان فرمودهاند: و اما حق مادرت این است که آگاه باشی تو را چگونه حمل میکرد در حالی که هیچکسی تو را اینگونه حمل نکرده، بله مادرت تو را درون شکم خو حمل کرد و عصاره قلبش را به تو هدیه داد که هیچکس به دیگری نمیدهد ، او با تمام وجود از تو حفاظت کرد و از اینکه برهنه بماند ترسی نداشت، زیرا تمام دغدغهاش برهنه ماندن تو بود، او هیچ نگرانی از گرما نداشت، اما تمام تلاشش، ایجاد سایه برای تو بود.
برای تو از خواب خوش چشم پوشید و تو را از سرما و گرما در امان داشت، تمامی این زحمات برای این است که تو برای او باشی، هر چند در توانت نیست که حق او را شکرگزار باشی، فقط با کمک و لطف خدا میتوانی شکرگزار او باشی.
3. اراده و کوشش برای رسیدن به موفقیت
عوامل حرکت صعودی یک کشور موارد مختلفی است و نمی توان تنها به ذکر یک مورد بسنده کرد و دیگر موارد را نادیده گرفت. ترقی و پیشرفتی که در زمان حال در جامعه ما یا دیگر جوامع بوجود آمده به خاطر کوششهای بی وقفه تک تک افراد آن جامعه است. اگر کشوری مثل ژاپن در علوم گوناگون پیشرفت میکند و در زمینههای مختلف، حرفهایی برای گفتن دارد، به علت کوششها و زحمات تمامی افراد جامعه است. در توان هیچکس نیست که تمام پیشرفتها را به نام خود ثبت کند و تنها میتواند خود را جزئی از این موفقیت ها بداند.
برخی از مواقع برای رسیدن به پیشرفت، حرف از امکانات و منابع مالی به میان می آید. ثروت و امکانات میتواند زمینه ساز، موفقیت باشند اما عامل اصلی محسوب نمی شود. بسیاری از کشورها، غنی از منابع زمینی نیستند اما با بهره بردن از نیروی عقل و کوشش فراون، توانسته اند روز به روز وضعیت کشور خود را بهبود بخشند و به نقطه اوج تکنولوژی برسند.
مقالات کاربردی برای افزایش دانش و مهارت در زندگی.
4. برگزیدن دوست و رفیق مناسب:
رفت و آمد و ارتباط با دوستان سالم و با خدا، باعث ارتقا شخصیت جمعی و بالا رفتن ارزش و اخلاق معنوی در فرد میشود. برگزیدن هم نشینانی که از لحاظ درسی و اخلاقی در سطح خوبی قرار دارند، از مهمترین عوامل موفقیت در آینده فرد میباشد. با رفیقان مناسب و قابل اطمینان می توان در بخشهای گوناگون ارتباط گرفت و در زمینه های مختلف همکاری کرد.
البته دورهمیهای دوستانه می تواند به نوجوان در راستای تقویت روحیه اجتماعی، اخلاقی و سطح نگاه به مسائل روزمره کمک کننده باشد. اما به شرطی که دوستان نوجوان مانند این حدیث باشند: مومن آینه برادر مومن دیگر است و باید در پوشاند عیبهای همدیگر سعی و کوشش کنند، چرا که، تلاش در جهت پوشاند عیوب دیگران موجب ارتقای خلق و خوی فرد نیز میشود. از جهتی همنشینی با افرادی که درون مایه ضعیفی دارند به طور معمول باعث گرفتاری و انحراف فرد میگردد. رفیق منحرف آینده فرد را به کلی به تباهی میکشاند و او را در راه کژی، خلاف و فساد اخلاقی سوق می دهد که انتهایی ندارد و روز به روز پایینتر سقوط میکند.
5. رعایت بهداشت فردی و اجتماعی:
بهداشت فردی در واقع، تشکیل شده از راه و روشهایی برای جلوگیری از تولید یا انتشار بیماریها و پاک نگهداشتن اعضای بدن.
راحتترین عمل برای رعایت بهداشت، شستن دست ها و تمام بدن است. البته تمییز نگه داشتن مو، ناخن و شستن لباسها هم میتواند در زمره آسانترین اعمال قرار بگیرد و سلامت و بهداشت فرد را تا حد زیادی حفظ کند.
بهداشت فردی از اصلیترین موارد سلامت فرد و سلامت جامعه است. با رعایت موارد معمولی و آسان در زندگی روزمره میتوان از بسیاری از مشکلات و مسائل جلوگیری کرد. بهداشت اجتماعی مانند: به تن کردن البسه پاکیزه، کوتاه کردن مو و دیگر موارد است.
6. انجام تفریحات سالم
فرد نوجوان برای رشد و رسیدن به کمال روحی و جسمی هم به انجام کارهای بدنی نیاز دارد و هم به شور و نشاط روح. تفریحات سالم می بایست به نحوی برای جوانان مهیا شوند که هم زمان آنان را پر کرده و هم آنها را از بیکاری و سرگردانی حفظ کند همچنین موجب ارتقا جسم و روح آنان شود. طبق حدیثی که از حضرت علی علیه السلام روایت شده ایشان دو نوع سرگرمی را ذکر کرده اند: "علـِّموا اولادکم ، السباحة و الرمایة."
" هیچکس لیاقت اشک ریختن ندارد، کسی که این لیاقت را داشته باشد، باعث آن نخواهد شد"
لازم است بدانید که چقدر خندیدن برای روح و جسم مفید است.
7. مسئولیت پذیری
یک نوجوان سالم در همه حال از مسئولیت استقبال میکند و از زیر مسئولیتهای خود شانه خالی نمیکند. نوجوانی که از نظر شخصیتی سالم است، دارای ویژگیهای خواستن/ دانستن/ توانستن است. هیچگاه در انتظار چیزی نیست. او هیچوقت دیگران را مسبب شکست های خود نمی داند. بلکه تنها خود و نوع دیدگاهش را عامل شکست های خود دانسته و به خوبی از تمام شکستها به عنوان پلی برای موفقیتهای آینده استفاده میکند.
ابزارهای توانایی نوجوان سالم
نوجوان سالم حتما ابزار زیر را در جعبه ابزار توانایی ها و مسئولیت های خود دارد:
• از خود اطلاعات و آگاهی دارد و در اصل با تمامی نکات مثبت و منفی خود آشنایی دارد.
• وی دارای شخصیتی آراسته، با ادب و وجدان است.
• از یک نیروی تخیل قوی درونی استفاده میکند که اهداف دست نیافتنی را، دست یافتنی می بیند.
• دارای اراده قوی است. مسائل و مشکلات نمی توانند او را از رسیدن به اهداف خود بازدارند.
دوست خوب یکی از چیزهایی است که هر کسی در دنیا به آن نیازمند است. شاید بدون اغراق بتوان گفت داشتن یک "دوست خوب" یکی از نعمت های خوب خدا در دنیاست. حال باید دید دوست خوب کیست ؟
خصوصیات دوست خوب چیست؟
پیدا کردن دوست خوب همیشه مشکل است اما اینکه تشخیص بدهیم که دوست ما واقعا" دوست خوبی است یا خیر کار سخت تری است.
دانستن مشخصات یک دوست خوب در یافتن یک دوست واقعی به ما کمک می کند.
از ویژگیهای دوست خوب وفاداری اوست!
وفاداری یک فاکتور اصلی و ضروری در دوستی و یا هر ارتباط دیگری است. دوستان خوب همیشه به دوستی شان وفادار هستند و وفادار بودن یعنی اینکه به شایعات و حرفهای بدی که درباره دوستتان گفته می شود توجه نکنید و از گفتن شایعات و یا حرفهای زشت درباره آنها پرهیز کنید. اگرچه دوستان خوب هم گاهی ازدست یکدیگر ناراحت و عصبانی شوند اما هرگز پشت سرهم ، حرف بدی نمی زنند.
از خصوصیات یک دوست خوب با گذشت بودن اوست!
همه ی ما گاهی در روابط مان قضاوتهای نادرست میکنیم. دوستان واقعی به جای اینکه دلخوریشان را از یکدیگر پنهان کنند، مشکلشان را مستقیما مطرح میکنند تا سوء تفاهمها از بین برود. دوستان خوب یکدیگر را درک میکنند و به همین دلیل میتوانند نسبت به هم بخشنده و باگذشت باشند. اگر در روابط مان مدام درگیر دلخوریهای گذشته باشیم، روابط مان هیچ پیشرفتی نخواهد کرد. دوست خوب کسی است که بتواند گذشت کند و اگر خطایی کردیم که باعث دلخوری شد، اینقدر باگذشت باشد که بتواند از اشتباهات مان بگذرد. پس بیایید این واقعیت را بپذیریم که همه ی ما گاهی اشتباه میکنیم، اما میتوانیم به کمک یکدیگر یاد بگیریم انسانهای بهتری باشیم.
از خصوصیات یک "دوست خوب" بخشنده بودن اوست!
بخشندگی و سخاوت یکی از علامتهای یک دوست خوب است. یک فرد سخاوتمند حتی زمانیکه توانایی ودارایی کمی برای بخشش دارد با کمال میل آنچه که میتواند را میبخشد. این نشانه فردی است که ارزش دوستی دارد زیرا این خصوصیت اخلاقی نشان میدهد که او ذهن و قلبی بخشنده دارد.
یک دوست خوب قابلاعتماد است!
دوستان خوب کسانی هستند که بتوانید عمیقترین و تاریکترین اسرارتان را با اعتماد کامل با آنها در میان بگذارید. آنها باز هم به خاطر شنیدن این اسرار قضاوتتان نمیکنند و از اطلاعات شخصیتان با امانتداری کامل محافظت میکنند. وقتی مطمئن باشید آنها هرگز اطلاعات محرمانهتان را به کسان دیگر نمیگویند، با خیال راحت میتوانید اسرارتان را به آنها بگویید.
از ویژگیهای دوست خوب درک کردن افراد است!
دوست واقعی کسی است که به حرفهای ما گوش میکند و سعی میکند ما را درک کند. یک دوست خوب وقتی چیزی را نمیفهمد یا درک نمیکند درباره آن موضوع سئوال میکند تا موضوع را کاملا" متوجه شود.
صداقت از ویژگیهای یک دوست خوب میباشد!
یک دوست خوب همیشه صادق است و واقعیت را می گوید حتی اگر حرفش آزار دهنده باشد. یک دوست خوب برای اینکه شما احساس بهتری داشته باشید به شما دروغ نمی گوید در عوض حقیقت را می گوید و شما را نصیحت می کند. مثلا "اگر لباسی مناسب شما نیست یک دوست خوب با مهربانی می گوید:" این لباس خیلی خوب نیست، من فکر می کنم این یکی بهتر است."
از خصوصیات یک دوست خوب درک کردن تفاوتها دیگران است
یک دوست خوب از شما انتظار ندارد که همیشه حرف او را تایید کنید. در عوض وقتی شما عقیده متفاوتی دارید و با او موافق نیستید، به نظر شما احترام میگذارد. این کار باعث میشود روابط شما جذابتر شود زیرا دوستان خوب میتوانند نظرات مختلف خود درباره موضوعات مختلف را با هم در میان بگذارند.
چرا نمی توانیم یک دوست خوب و نزدیک داشته باشیم؟
دلایل نداشتن دوست خوب، جدایی و دوری از دیگران بسیار گسترده است و تمام ابعاد زندگی ما را دخیل میکند. اما مهمترین دلیل نداشتن دوست خوب تجربیات دوران کودکی یا سبکهای تربیتی خانواده است. مهمترین علل نداشتن دوست خوب به شرح زیر میباشد:
روابط خانوادگی:
مهمترین علت ناتوانی در دوستیابی تربیت خانوادگی است. برخی خانوادهها روابط محدود و بسته را به فرزندان آموزش دادهاند یا آنها را محتاط، محافظه کار، بیاعتماد به دیگران و غیر اجتماعی بار آوردهاند. در اینگونه مواقع روانشناس خانواده میتواند با تحلیل الگوهای رفتاری و سیستم خانواده، علت را برطرف کند و به فرد کمک کند که او فراتر از الگوهای خانواده رفتار کند.
خجالتی بودن:
یکی از اصلی ترین دلایل نداشتن دوست خوب ناتوانی در برقراری ارتباط با دیگران به دلیل خجالتی بودن است. دلایل خجالتی بودن یک بحث مفصل خواهد بود اما به طور کلی این مسئله از اعتماد به نفس پایین، احتیاط و محافظه کاری بیش از حد، عدم باور به خود و... ناشی میشود.
مغرور بودن:
گاهی افرادی درست یا اشتباه، به دیگران نگاه از بالا دارند. غرور بیش از حد آنها باعث میشود دیگران را کمتر از خود ببینید و نخواهند با نزدیک شدن به آنها سطح خود را پایین بیاورند. اشتباه بودن این نگاه کاملا مشخص بوده و باعث تنها ماندن میشود.
اعتماد به نفس پایین:
احساس حقارت و کمتر بودن از دیگران، دقیقا مثل غرور، شما را از دیگران دور میکند. به دیگران نزدیک نمیشوید چون زشت، ضعیف، بی هنر و به طور کلی دیگران از شما خوششان نمیآید؛ اما این تفکر اشتباه است. هر کس در کنار معایب، مزایایی هم دارد که میتواند به آنها خوشبین بوده و برای شروع دوستی به آنها اتکا کند.
عدم احترام به تفاوت ها:
یکی دیگر از مشکلاتی که مانع از ایجاد یک دوستی عمیق میشود؛ نپذیرفتن تفاوتهاست. این مسئله که انسانها باید با کسانی نشست و برخاست کنند که هم فکر و هم عقیده آنها هستند درست است، اما گاهی آدمهای ارزشمندی در زندگی ما پیدا میشوند که بخاطر تفاوتها، نمیتوانیم به آنها نزدیک بمانیم. باید بپذیریم که تمام انسانها با هم تفاوت دارند و همین تفاوتهاست که باعث کشش و جذب آدمها میشود. تنها کسی که کاملا شبیه شماست، خود شمایید. به تفاوتها احترام بگذارید و آنها را بپذیرید.
توقع بالا:
گاهی توقع شما از دوستی بسیار بالاست. مثلا این تفکر که دوست خوب کسی است که هر کار از او میخواهیم انجام دهد و هر وقت میخواهیم باشد و تمام رفتارهای شما را بپذیرد. توقعتان را از دیگران پایین بیاورید و با دیگران به گونهای رفتار کنید که دوست دارید با شما رفتار شود.
در صورت نیاز به مشاوره روانشناسی بهتر است ابتدا ویژگی های یک دکتر روانشناس خوب را بدانید. در سایت دکتر بهشتیان مقاله ای در این زمینه وجود دارد که توصیه می کنم این مقاله را مطالعه کنید.
منبع : چطور
بیشتر زوجها داشتن تختخواب مشترک و باهم خوابیدن را نشانهای از صمیمیت و همدلی میدانند، اما برخی پژوهشها از فواید خوابیدن در تختهای جداگانه حکایت دارند. زوجهایی که در تخت مشترک میخوابند، بیشتر در معرض ناراحتیهای شبانهٔ ناشی از همسرشان قرار دارند. از جمله علل این ناراحتیها میتوان به خروپف کردن، بهداشت بد، تکانخوردن زیاد یا برنامههای خواب متفاوت اشاره کرد. همهٔ اینها میتوانند به مشکلاتی برای سلامتی، اختلال در عملکرد جنسی و مشکلات زناشویی منتهی شوند. با ادامهٔ این مطلب همراه شوید تا بدانید جدا خوابیدن همسران چه نقشی در ازدواج پایدار آنها داشته است.
بر اساس پژوهشی که در سال ۲۰۱۶ در دانشگاه پزشکی پاراسلسوس در نورنبرگ آلمان انجام شد، معمولا مشکلات زناشویی و اختلالات خواب بهطور همزمان رخ میدهند. پژوهش دیگری که در سال ۲۰۱۳ در دانشگاه برکلی کالیفرنیا انجام گرفت، نشان داد که بی خوابی شبانهٔ زوجها که از آزارهای غیرعمدی همسر ناشی میشود، ممکن است به مشاجره و بروز مشکلاتی در رابطهشان در روز بعد منجر شود.
خواب باکیفیت و تأثیر آن بر زندگی زناشویی
باهم خوابیدن زوجها مزایایی دارد اما مشکلات خواب یا عادتهای بدِ آزاردهندهٔ یکی از زوجها میتواند روی دیگری تأثیر بگذارد و میزان ترشح هورمون استرس (کورتیزول) را افزایش دهد. این امر بر کل رابطهٔ زوجها تأثیر منفی میگذارد.
احساس آرامش و استراحت کافی میتواند به شما کمک کند با تمرکز و کنترل بیشتری زندگیتان را مدیریت کنید و درنتیجه احساس رضایت و خوشحالی بیشتری داشته باشید.
وقتی هر دو طرف خواب شبانه باکیفیت و خوب داشته باشند، از لحاظ احساسی، روانی و جسمی سالمتر از زمانی خواهند بود که خوابشان را همسرشان مختل میکند. چنانچه زوجی باعث اختلال در خواب همسرش شود، احساس گناه او را آزار خواهد داد.
جدا خوابیدن زن و شوهر؛ رؤیای بسیاری از همسران
جدا خوابیدن همسران به رؤیای بسیاری از زوجها تبدیل شده است. بر اساس نظرسنجیای که «شورای خواب بهتر» در سال ۲۰۱۲ انجام داد، از هر چهار زوج، یکی از آنها برای داشتن خواب بهتر جدا میخوابد. همچنین بر اساس نظرسنجی دیگری، ۴۶ درصد از ۲۰۰۰ آمریکاییِ شرکتکننده اظهار داشتند که دوست دارند جدا از همسرشان بخوابند.
کِن پِیج، رواندرمانگر (روان درمانی) ساکن نیویورک، میگوید: «برخی همسران بر این باورند که جدا خوابیدن از همسرشان رابطهشان را محکمتر کرده است.» او اینگونه ادامه میدهد: «من با زوجهای زیادی کار کردهام که خواب راحتشان به افزایش آرامششان کمک کرده و باعث شده است بیشتر قدردان نکات مثبت رابطهشان باشند و رنجشهای گذشته از دلشان پاک شود.»
البته زوجها دلایل خودشان را برای جدا خوابیدن دارند.
جیل گوبلِ ۵۲ساله میگوید: «با توجه به شرایط زندگی، من و همسرم مجبور به جدا خوابیدن شدیم؛ زیرا وضعیت خُروپفکردن او بدتر شده بود و من نیز شبها سختتر به خواب میرفتم. سرانجام به این توافق رسیدیم که من بعضی شبها در هفته در اتاقی جداگانه بخوابم. با این حال، هنوز تختخواب مشترکمان را داریم.»
زوجهایی که رابطهٔ محکم و مطمئنتری دارند، با پیشنهادِ جدا خوابیدن در شبها راحتتر کنار میآیند. زوج های خوشحال و شادی که مدتی طولانی با هم زندگی کردهاند و مهارت های ارتباطی آنها بهخوبی رشد یافته است، راحتتر میتوانند جدا خوابیدن شبها را مدیریت کنند و از فواید آن بهرهمند شوند.
نقش جنسیت بر تمایل جدا خوابیدن زوجها
جنسیت نیز بر تمایل افراد بر جدا خوابیدن تأثیر دارد. معمولا پیشنهاد جدا خوابیدن را زنان مطرح میکنند؛ زیرا زنان به عادتهای بد همسرشان حساسترند و بارداری، تغییرات هورمونی و مشکلات ناشی از آن باعث میشود بخواهند جدا بخوابند.
بر اساس مطالعهای که در سال ۲۰۰۷ به چاپ رسید، زنان بیشتر از مردان با حضور همسرشان در تختخواب دچار اختلال در خواب میشوند.
یک زنِ ۴۱سالهٔ استرالیایی میگوید: «من و شوهرم ۱۸ سال است که ازدواج کردهایم و دو فرزند داریم. زمانی که من اولین فرزندم را باردار بودم، تصمیم به جدا خوابیدن گرفتیم. من زیاد تکان میخوردم و بهاندازهٔ کافی نمیخوابیدم. بنابراین، برخی مواقع در اتاقی جداگانه میخوابیدم. وقتی که بار دوم باردار شدم، همیشه یکی از ما در اتاق جداگانه میخوابید تا هر دو خواب کافی داشته باشیم. خُروپفها و پتوکشیدنهای شوهرم زمانی که خیلی خسته بودم، نمیگذاشت بخوابم و مجبور بودم او را بیدار کنم تا این کار را متوقف کند. این کار در ابتدا باعث ناراحتی او میشد؛ ولی بهمرور همهچیز بین ما عادی شد.»
عادتهای خواب متضاد و تمایل به خواب جداگانه
جدا خوابیدن همسران میتواند با چنین راهکارهایی انجام شود: استفاده از تختخوابهای هماندازه در کنار هم؛ داشتن یک تختخواب بزرگتر و یک تختخواب کوچکتر در اتاق؛ تعیینکردن شبهایی برای جدا خوابیدن. همچنین خوابیدن در اتاقهای جدا نیز گزینهٔ دیگری است.
تینا و دونالد نمونۀ دیگری از این زوجها هستند. تینا ۴۵ساله و دونالد ۶۳ساله است. تینا به حفظ حریم خصوصی خود بسیار اهمیت میدهد. تینا و دونالد نیز مانند بسیاری از زوجها ـ که به جدا خوابیدن علاقهمند هستند ـ عادتهای خواب متضادی دارند.
تینا میگوید: «من دوست دارم شبها بیدار بمانم، درحالیکه دونالد دوست دارد زود بخوابد؛ من برای خوابیدن به صدای آرامبخش نیاز دارم، حال آنکه دونالد در سکوت به خواب میرود؛ دونالد به تشک سفت علاقه دارد، ولی من به تشک نرم و چندین بالش برای خواب راحت نیاز دارم؛ ازآنجاکه من نور اولصبح را دوست ندارم، در اتاقی میخوابم که تاریکتر است و دونالد در اتاقی میخوابد که مطابق میلش نور طلوع خورشید را ببیند.»
با همسرتان منطقی و صادقانه برخورد کنید
برخورد منطقی و صادقانه با همسرتان دربارهٔ علت تمایلتان به جدا خوابیدن ضروری است. چیزی که به همین اندازه مهم است این است که حتما صمیمیتتان در رابطه را حفظ کنید. تعیین زمانهایی برای افزایش ارتباط مانند صبحانهخوردنِ مشترک در هر صبحگاه، خوردن نوشیدنی مشترک قبل از خواب یا خوشآمدگویی به هم در هنگام ورود به اتاق نیز نمونههایی از اقدامات مناسب برای حفظ صمیمیت و علاقه در رابطه هستند.
تینا میگوید: «من و همسرم زمان زیادی با هم میگذرانیم: به اتاقِ هم میرویم و زمان زیادی در آشپزخانه هستیم؛ همچنین اتاق سوم خانهمان نیز دفتر کار ماست که هرکدام میز خودمان را داریم.»
همسران سالمی که جدا میخوابند، میتوانند به شادی و سلامتِ زوجهایی باشند که باهم میخوابند. این زوجها هم میتوانند زندگی جنسی خوبی داشته باشند. این زوجها حتی ممکن است احساس نزدیکی زیادی به شریکشان داشته باشند؛ زیرا آنها به حریم خصوصی همدیگر احترام میگذارند. حتی ممکن است دوری شبانه باعث رغبت بیشتر و تمایل زوجها به رابطه باهم شود.
انتخاب بهترین راهحل برای جدا خوابیدن زوجها
فیلیپ شِن مدیر اجرایی یک شرکت تشکسازی است. او به افراد زیادی در انتخاب تشک مناسب و حل مشکل خوابشان کمک کرده است. شن میگوید: «درمجموع مهمترین عامل در جدا خوابیدن همسران، بیتمایلیشان در برابر هم نیست. بلکه محیط خواب فعلی آنها برایشان لذتبردن از خواب باکیفیت شب را دشوار میکند. برای همسرانی که آمادهٔ جدا خوابیدن نیستند، انتخاب راهحل بینابینی بهترین گزینه است. برای نمونه، زوجها میتوانند یک تشک قابلتنظیم انتخاب کنند یا با انتخاب دو تشک جداگانه مشکل خوابشان را در عین نزدیکماندن حل کنند.»
همچنین او معتقد است: «بحث و مشاجره دربارهٔ این مشکل، زمانی که از خُروپف همسرتان آزرده هستید، مناسب نیست؛ بلکه باید زمانی دربارهٔ این مشکل گفتوگو کنید که در آرامش هستید و ارتباط خوبی بین شما و همسرتان برقرار است.»
در صورت نیاز به مشاوره روانشناسی بهتر است ابتدا ویژگی های یک دکتر روانشناس خوب را بدانید. در سایت دکتر بهشتیان مقاله ای در این زمینه وجود دارد که توصیه می کنم این مقاله را مطالعه کنید.
منبع : چطور
خاطرات بد گذشته از جمله مواردی است که اگر در ذهن فرد باقی بماند اثرات بدی را بر زندگی او می گذارد. پس باید برای فراموش کردن هر چه زودتر خاطرات بد تلاش کند و زندگی آرام و زیبایی داشته باشد.
مهم نیست گذشته چه بلایی بر سر شما آورده است به آینده امیدوار باشید در این احساس حقیقتی وجود دارد، چون این تنها یک پیام روایی از جهل و خوشبختی نیست شخصیت ما مجموع تمام اتفاقات زندگی خوب، بد … و حتی زشت است.
اتفاقات دردناکی که در طول زندگی متحمل شده ایم، می تواند در خاطرات ما وجود داشته باشد به روشی که حتی از آن آگاه نیستیم، حتی اگر احساس کنیم که ما به راه خود ادامه داده ایم.
روانشناس به گذشته به عنوان یک کلید اصلی برای درک شخصیت فعلی تکیه کرده انداما سوالاتی که ما در این بخش از نمناک می خواهیم این است "می تواند خاطرات بد گذشته را برای همیشه حذف کرد؟ اگر اینطور است، چطور از شر این خاطرات بد خلاص شویم؟
از شر چیزهای ملموس خلاص شوید:
اگر با خاطرات بد به طور پیوسته بمباران شده اید بخاطر چیزهایی که بالاجبار و پیوسته می بینید آنها را دور بریزید مثلا، اگر می خواهید بدانید چطور خاطرات یک رابطه بد را از بین ببرید، به اطراف خود نگاه کنید.
فراموش کردن خاطرات بد با روانشناسی
روی خاطرات بد تمرکز نکنید:
هر چه بیشتر روی چیزی تمرکز کنید که در واقع سعی دارید آن را فراموش کنید، احساسات منفی بیشتری خواهید داشت. حتی اگر تمرکز روی خلاص شدن از خاطرات بد باشد چون هنوز بر روی خاطرات ، ناخود آگاه متمرکز هستید.
برای اینکه واقعا این خاطرات بد را کنار بگذارید، باید از جلب توجه آن ها به خود صرف نظر کنید تمرکز خود را روی افکار و خاطرات مثبت تغییر دهید این قدرت را دارید که ذهن خود را آموزش دهید تا هر بار که احساس منفی می کنید به چیز شاد و زیبایی فکر کنید.
تغییر حافظه:
برای پاک کردن یک حافظه بد، سعی کنید آن را به یاد بیاورید در حالی که از خودتان لذت می برید. برای این که این کار موثر باشد، باید درد را تحمل کنید و خاطرات را به یاد آورید و شخم بزنید بنابراین احساس خوشایند را مختل نمی کند این تمرین مثبت ذهن شما را به احساس شادی و آرامش در مورد حافظه بد می کشاند کاری را انجام دهید که شما را خوشحال کند
تنظیم احساسات و واکنش های خود نسبت به حافظه:
اگر چه نمی توانید رویدادهایی را که به شما خاطرات بد می دهند تغییر دهید، اما می توانید روش خود را تغییر دهید و نسبت به آن واکنش نشان دهید. هر بار که حافظه را به یاد می آورید، احساس استرس، ترس و اضطراب دوباره ظاهر می شود زیرا به ذهن و بدن شما گفته می شود که این احساس را در نتیجه این خاطره احساس کنند.
پس چطور می توان خاطرات را محو کرد؟ پیش از این هم در نمناک گفتیم که برای این منظور برخی تمرینات تنفسی را امتحان کنید تا به شما در آرامش کمک کند و اجازه دهید کل بدن شما آرام شود نفس عمیق بکشید و عمیق تر دم ، بازدم انجام دهید.
نفس عمیق برای فراموش کردن خاطرات بد گذشته
انجام توصیه های مذهبی :
آزاد کردن روح اساسا یک تمرین تزکیه نفس در ذهنتان است که به شما کمک می کند یک خاطره بد را رها کنید برای اجرای یک خبر رسمی، باید حافظه بد خود را به عنوان یک عکس تصور کنید. جزئیات مربوط به عکس را با تمام خاطرات منفی از تجربیات ضربه روحی که می خواهید فراموش کنید، اضافه کنید.
خاطرات بد را با خاطرات جدید جایگزین کنید:
اگر بتوانید ذهن خود را با تجربیات مثبت پر کنید، به از بین بردن خاطرات بد کمک خواهید کرد. خاطرات جدید شما جای خاطراتی را می گیرند که شما می خواهید فراموش کنید برای انجام این کار می توانید چیزهای مختلفی را امتحان کنید، مثل درگیر شدن با یک گروه جدید از مردم، انجام یک سرگرمی جدید در هنر و ادبیات و یا حتی یک شغل جدید می توانید به ذهن خود کمک کنید که بر فعالیت های جدید متمرکز بماند
این خاطرات را برای همیشه پاک کنید:
به یاد داشته باشید که خاطرات بد شما برای همیشه می تواند با کمک یک هیپنوتیزم انجام شود هیپنوتیزم، روشی صحیح و موثر برای حذف دائمی خاطرات ناخواسته از ذهنتان است هیپنوتیزم به ذهن نیمه هشیار شما کار می کند، به جای ذهن فعال و متفکر شما، که به پاک کردن حافظه از ریشه کمک می کند.
هیپنوتراپیست ابتدا یک وضعیت بسیار آرام را در ذهن و بدن شما ایجاد خواهد کرد و سپس آن ها با شما کار خواهند کرد تا واکنش خود را به حافظه تنظیم کنید، و آن احساسات منفی که به آن متصل هستند. در پایان، پس از پردازش احساساتتان حافظه بی ربط و فراموش می شود.
هیپنوتیزم برای فراموش کردن خاطرات بد
فراموش کردن حافظه ناخواسته:
با سرکوب حافظه انتخابی، این تصور وجود دارد که یک فرد می تواند به طور تعمدی یک حافظه بد را با روش های درمانی خاص مسدود کند. با این حال، این روش فقط یک حافظه را سرکوب می کند، به جای آن که آن را پاک کند، بنابراین به احتمال زیاد دوباره ظاهر می گردد.
فراموشی ایجاد کردن
فراموشی با مواد مخدر مانند میدازولام ،تریازولام و دیازپام می تواند به ذهن شما کمک کند خاطره هایی را از دست بدهید که می خواهید فراموش کنید فراموشی ناشی از دارو اغلب زمانی مورد استفاده قرار می گیرد که بی حسی یک گزینه عملی به عنوان درمان برای بیمارانی است که تحت یک روش پزشکی آسیب دیده قرار دارند.
اختلال عملکرد مولکولی مغز:
ذخیره حافظه در نتیجه الگوهای سیناپسی مغز وجود دارد تغییر الگوی مکانیسم های مولکولی مغز شما می تواند وجود حافظه را به طور کامل مختل کند و در نتیجه چنانچه در نمناک اشاره شده است به وسیله ای موثر برای نحوه پاک کردن خاطرات تبدیل شود.
بهترین روش های فراموش کردن خاطرات بد گذشته
فرآیند یکپارچگی حافظه را متوقف کنید:
زمانی که یک خاطره را به یاد می آورید، آخرین باری را که این رویداد را به یاد دارید را به یاد می آورید و نه خود رویداد این بهترین زمان برای تنظیم حقیقت در حافظه شماست پس هرچه سریعتر از یاداوری خاطرات بد دور شده و این فرآیند را متوقف سازید.
تکنیک های کمک به خود را امتحان کنید:
EFTs، یا تکنیک آزادی احساسی، تمرین های خود کمکی را با استفاده از تکنیک فشار روانی برای کمک به رها کردن حافظه ناخواسته بدون استفاده از دارو انجام می دهند اما اندازه گیری موفقیت این روش ها دشوار است.
حرف آخر
ساده ترین و بهترین پیشنهاد علمی و روانشناسی برای فراموش کردن خاطرات بد گذشته زندگی در حال است پس برای رهای هرچه سریعتر از این خاطرات اتصال روحی روانی خود را از گذشته قطع کرده و در حال زندگی کنید.
در صورت نیاز به مشاوره روانشناسی بهتر است ابتدا ویژگی های یک دکتر روانشناس خوب را بدانید. در سایت دکتر بهشتیان مقاله ای در این زمینه وجود دارد که توصیه می کنم این مقاله را مطالعه کنید.
منبع : نمناک
برای کودکی که نمیتواند به آرامی بنشیند و توجه کند، بزای مدرسه آماده شود و در کلاس یا خانه تمرکزش را حفظ کند مشکلات زیادی به وجود خواهد آمد. اما این علایم همیشه به اختلال بیش فعالی- نقص توجه ربط داده نمیشوند، مشکل شاید اضطراب باشد!
اضطراب ممکن است حالتی ارثی باشد، و این حالت چندان غیر معمول نیست. در معیار تشخیصی DSM-IV-TR 4% کودکان از اضطراب جدایی رنج میبرند و 5 % از مردم از اضطراب عمومی در سراسر زندگی شان رنج میبرند.( و بسیاری از این افراد اضطرایشان را در سبکهای ارتباط نادرست با فرزندانشان، به آنها میآموزند).
تشخیص و درمان اضطراب در کودکان بسیار اهمیت دارد. از آنجا که کودک مبتلا به اضطراب اغلب علایم را به بزگسالی توسعه میدهند ، مانند اضطراب عمومی بزرگسالان، اختلال هراس، فوبیا ها، و همینطور تعدادی از اختلالات جسمی سازی شده که در آنها شکایات متعدد جسمانی بدون دلیل پزشکی وجود دارد(سردرد های متنوع، مشکلات گوارشی که البته فرد به عمد علایمی را نمایش نمیدهد).
اضطراب در کودکان در دوره هایی در طی رشد قابل انتظار هستند و این حالتها طبیعی در نظر گرفته میشوند. (برای مثال روز اول مدرسه) برخی کودکان ممکن است از کمرویی بیش از اندازه و یا دشواری در تطابق با موقعیت جدید در رنج باشند.
اضطراب عبارت است از یک احساس منتشر، ناخوشایند و مبهم هراس و دلواپسی با منشاء ناشناخته، که به فرد دست میدهد و شامل عدم اطمینان، درماندگی و برانگیختگی فیزیولوژی است. وقوع مجدد موقعیتهایی که قبلاً استرس زا بودهاند یا طی آنها به فرد آسیب رسیده است باعث اضطراب در افراد میشود.
*از علایم اضطراب میتوان موارد زیر را نام برد:
- احساس خستگی
- عصبی بودن و بیقراری
- ترس و نگرانی
- بی خوابی یا بدخوابی
-تپش قلب و تنفس نامنظم و سریع
- عرق کردن
- سردرد و سرگیجه
- مشکل در تمرکز و حافظه
- لرزش یا پرش عضلات
- تکرر ادرار
*پس برای اعتلا ی شخصیت فرزندانمان بکوشیم و به نکاتی قابل توجه، دقت نمائیم.
- علا ئم و نشانه های اضطراب در کودکان
- ظهور آشفتگی در چهره و عرق کردن
- اختلا ل در تنفس، دستگاه گوارش و معده و حالت تهوع و خستگی و بی اشتهایی
- وجود حالت خشم و دلهره و عدم احساس امنیت و اطمینان و عدم اعتماد
-بی قراری و بهانه جویی و وجود حالت یاس، بغض، کینه، خشم سریع، افسردگی و پریشانی
- ضعف در بدن و اختلا ل عصبی و حتی تیک و سرفه عصبی
- به وجود آمدن نوعی اجبار، واماندگی و بیم و هراس و احساس حسادت، گناه و دشمنی
- توقع بیجا، بی جراتی، بی تصمیمی و افکار آزاردهنده
- گاهی اوقات ضعف در حافظه و دقت، فرار از کار و عدم آسایش
- پریدن از خواب و پرسش های متعدد و پی درپی
- انجام کارها به صورت تکراری، اصرار، سماجت، دلیل تراشی و ایجاد رنج برای خود
*عوامل پدید آورنده اضطراب
1) وجود اختلا ف و درگیری در زندگی خانوادگی
کودکی که در محیط خانواده احساس امنیت و آرامش نداشته و فضای پرتنش و پردرگیری باعث عدم تعادل روحی و جسمی وی شده، به خاطر وحشت از دست دادن محبت پدر و مادر و احتمالا جدایی آنها دچار اضطراب می شود.
2) انتقاد دائم، بازخواست و سرزنش کودک
کودک و دانش آموزی که زیر ذره بین پدر و مادر و اطرافیان باشد و رفتار و نمراتش موردنظر بوده و مدام بازخواست می شود، در صورتی که قصور و کوتاهی داشته باشد مورد سرزنش قرار می گیرد و ترس از عدم موفقیت سبب اضطراب می شود.
3) مقررات دست و پاگیر در خانواده
چنانچه امر و نهی مکرر و عدم استقلا ل در انجام کارها و حتی انتخاب نوع لباس، در خانه وجود داشته باشد، کودک کم کم اعتماد به نفس لا زم را از دست می دهد و به مرور زمان مانند یک ماشین منتظر گرفتن برنامه می ماند. در انجام کارهایش دچار وسواس و دلشوره می شود و بدون کمک دیگران قادر به انجام کارهایش نخواهد بود و این امر سبب افسردگی و گوشه گیری و اضطراب وی می شود.
4) داشتن ظاهری نامتعادل و غیرمعمول
کودکی که چهره نامناسب یا اندامی نامتعادل دارد، از اینکه در جمع دیگران باشد احساس حقارت می کند. این کودک از تمسخر دیگران می گریزد و از چیز مبهمی رنج می برد و به دلیل عدم تعادل جسمی، فراری، گوشه گیر و مضطرب می شود.
5) بیماری های پی درپی کودک
کودکی که مرتبا بیمار است، ضعیف بوده و زود خسته می شود. نمی تواند فعالیت هایش را خوب انجام دهد و اعتماد به نفس ندارد و ترس از عقب ماندن از دیگران و عدم توجه سایرین به او سبب نگرانی و اضطرابش می گردد.
* راهکارهای مناسب برای رفع اضطراب و تقویت اعتماد به نفس
1) کودک را از عوامل فشار روحی دور کرده و محیط را آرام و تفاهم میان کودک و دیگران ایجاد کنیم.
2) به گونه ای رفتار کنیم که کودک بفهمد مورد پذیرش خانواده و دیگران است و دوستش دارند.
3) نیازهای مختلف کودک را حتی الا مکان مهیا کرده و زمینه های رشد کودک در فعالیت های مختلف را به وجود آوریم.
4) محیط خانه را گرم و صمیمی کنیم و از نظر عاطفی کودک را تامین نماییم.
5) به گونه ای رفتار کنیم که مفهوم نظم را درک کند و الگوهای مناسب در اختیارش بگذاریم تا به هدفش برسد.
6) به شخصیت کودک احترام بگذاریم و به او استقلا ل دهیم تا کارهایش را خودش انجام دهد.
7) کودک را از محیط های حسادت، تمسخر، توهین و تنبیه دور کنیم. غرورش را نشکنیم و در مقابل محبت افراط نکنیم و همچنین به خواسته ها و تمایلا ت نابجای او پاسخ مثبت ندهیم.
8) توسط خود کودک محیطی ایجاد کنیم که باعث آرامش روحی او شود و استراحت و تغذیه و تفریح کافی و مناسب داشته باشد.
9) در میان کودکان تبعیض قائل نشویم و اجازه دهیم حرف های خود را زده و عقده های درونی خویش را خالی کنند و سالم فکر کنند.
10) سخنان آرامش بخش و استفاده از ادبیات شادی بخش را در شیوه کاری خود بگنجانیم.
11) تلقین نکات مثبت به کودک و انجام کارهای شادی آور و قرار گرفتن در جمع و محیط های شاد و همسالا ن خوشرو و مهربان.
12) اعمال محبت کافی وترک عادت های ناروا و فراموشی و انکار غم ها و دور کردن کودک از نگرانی.
لا زم به تذکر است باید محیطی ایجاد کنیم که کودک اعتماد به نفس پیدا کند و در انجام کارها به خود متکی باشد و البته این عملکردها برای از بین بردن اضطراب به شرط همکاری خانواده و مدرسه در ایجاد محیط امن و آرامش بخش به موفقیت بیشتری دست پیدا می کند.
منبع : jamnews.ir