به گزارش خبرنگار خبرگزاری صدا و سیما ، حجت الاسلام علیرضا امینی پیش از آغاز برگزاری آزمون تصدی منصب قضا سال 96 ، در نشست خبری افزود: یکی از مراحل مهم جذب قضات در دستگاه قضایی برگزاری آزمون های مختلف است .
وی گفت: سال گذشته 45 هزار نفر در آزمون های عمومی شرکت کردند که حدود 4 هزارنفر بعدا برای شرکت در آزمون تشریحی دعوت شدند که پس ازآن 2 هزار نفردر مصاحبه های علمی پذیرفته شدند و در نهایت پس از طی آزمون های مختلف و ازمایش شخصیت 270 نفر به گزینش معرفی شدند.
معاون منابع انسانی قوه قضاییه ادامه داد: سال گذشته حدود نیم درصد از شرکت کنندگان در آزمون های مختلف برای جذب در قوه قضاییه گزینش شدند.
وی گفت: مراحل کار گزینش تا رسیدن به ابلاغ قضایی به این ترتیب است که این افراد پس از شرکت در آزمون عمومی و قبولی وارد مراحل بعدی می شوند و اختبارهای مختلفی درباره آنها انجام می شود.
امینی تصریح کرد: به طور متوسط حدود یک سال کار گزینش متقاضیان طول می کشد و پس از آن وارد دوره های آموزشی می شوند.
وی افزود: پس از آزمون های اختبارهای نهایی که توسط قضات باتجربه انجام می شود متقاضیان وارد مرحله گزینش شخصیت می شوند که از سال گذشته این بخش به گزینش قضات در دستگاه قضا اضافه شده است.
امینی ادامه داد: از آنجاکه قاضی باید شخصیت متناسب با کارش داشته باشد لذا احراز این مسئله بسیار دشوار است که ما با همکاری روان شناسان مختلف این مرحله را انجام می دهیم و افرادی هستند که درباره شخصیت متقاضیان اظهار نظر می کنند.
وی گفت: چنانچه فردی واجد خصوصیات شخصیتی قضاوت شناخته نشود، عدم پذیرش به شخص اعلام می شود که در صورت اعتراض گروه دیگری از روانشناسان در این زمینه اعلام نظر خواهند کرد که البته گاهی هم پرونده به گروه سوم ارجاع می شود.
امینی تاکید کرد : گزینش شخصیتی به منزله این نیست که فرد ردشده مشکل دارد بلکه به این معنی است که چنین فردی برای کار قضایی مناسب نیست.
وی افزود: سال گذشته حدود 40درصد افرادی که تمام مراحل علمی را طی کرده بودند در مرحله احراز شخصیت قبول نشدند.
معاون منابع انسانی قوه قضاییه: فعالیت 11 هزار قاضی در سراسر کشور
معاون منابع انسانی قوه قضاییه از فعالیت 11 هزار قاضی در کشور خبر داد.
حجت الاسلام علیرضا امینی با اشاربه این که در حال حاضر حدود 11 هزار قاضی مشغول به کار هستند افزود: از این قضات مشغول به کار ۱۰ هزار و ۲۹۰ نفر در دادگستری های سراسر کشور، ۴۰۰ نفر در مراجع قضایی، ۲۰۰ نفر در سازمان های تابعه و ۵۰ نفر در ستاد فعالیت می کنند و کمتر از ۲۵ درصد قضات، حوزوی و سایر آنها دانشگاهی هستند.
معاون منابع انسانی قوه قضائیه گفت: پیش از برنامه پنجم توسعه، بیش از 7 هزار همکار قضایی در قوه قضائیه فعالیت می کردند، اما پس از برنامه پنجم توسعه و اجازه جذب 800 قاضی در هر سال، تعداد قضات به ۱۱ هزار نفر افزایش یافت و پنج هزار و 400 نفر از آغاز سال 90 تا سال96 جذب دستگاه قضا شده اند.
امینی تصریح کرد: نحوه جذب قضات در استان های مختلف کشور مطابق با استانداردها انجام می شود که این استاندارد براساس جمعیت و تعداد پرونده ها برای استان ها تعیین می شود؛ یعنی یک شاخص آمایش سرزمینی و شاخص دیگر تعداد پروندها است به عنوان مثال اگر در سال 90 حدود9 میلیون پرونده داشتیم اکنون بیش از 15 میلیون پرونده در دست رسیدگی مراجع قضایی است و طبق قانون برنامه پنجم توسعه هر سال باید 800 قاضی و به ازای این تعداد قاضی چهار برابر کادر اداری جذب می شدند، همچنین قضاتی به دلیل بازنشستگی یا بازخرید هر سال از مجموعه دستگاه قضایی خارج می شوند که به دلیل کمبود اعتبارات دولت، جذب کادر اداری به ازای جذب قضات انجام نشده است.
بلاتصدی بودن 50 درصد پستهای اداری دستگاه قضا
معاون قوه قضائیه از بلا تصدی بودن 50 درصد پست های اداری در دستگاه قضا خبر داد.
حجت الاسلام علیرضا امینی در نشیت خبری پیش از برگزاری آزمون قضات سال 96 افزود: در حال حاضر نسبت پرونده ها به قاضی در مجموعه دادسراها ۲۰۰ پرونده است که این متوسط کشوری است اما ممکن است برخی قضات، پرونده کمتر و برخی پرونده بیشتر در دست رسیدگی داشته باشند؛ نسبت پرونده در محاکم ۱۵۰ پرونده است که تنها با تزریق نیرو مشکل حل نمی شود و به تغییرات دیگری مانند تغییر در قوانین نیز نیاز است.
وی گفت: امسال حدود 100 هزار نفر در آزمون استخدامی امور اداری قوه قضائیه که دوهفته گذشته برگزار شد، شرکت کرده اند؛ از آنجا که طبق برنامه پنجم توسعه، به ازای هر قاضی، چهار نیروی اداری باید جذب شود، در این آزمون 6 هزار و 400 نفر جذب خواهند شد که سه هزار و 200 نفر برای سال 1396 و سه هزار و 200 نفر برای سال 1397 خواهد بود و در سال آینده آزمونی برای جذب نیروی اداری نخواهیم داشت.
امینی همچنین درباره چرایی منتشر نشدن کلید آزمون، تاکید کرد: منتشر نشدن کلید آزمون سیاست قوه قضائیه نیست و ما مشکلی برای انتشار کلید نداریم؛ سازمان سنجش مجری آزمون بود که این کار را نکرده است.
معاون منابع انسانی قوه قضائیه با بیان اینکه، به طور معمول سالانه ۲۵۰ قاضی بازنشسته می شوند و تعداد خروج قضات از دستگاه قضایی زیاد نیست، تصریح کرد: به دلیل نیاز قوه قضائیه، از قضات خواهش می شود در مجموعه بمانند و با إذنی که رییس قوه از رهبری دارد، همان قضات بازنشسته به شکلی در مجموعه استفاده می شوند؛ در دیوان عالی و سایر مراجع قضایی قضات بازنشسته ای هستند که فعالیت دارند.
وی ادامه داد: الزاما اینگونه نیست که قضات بخواهند وکیل شوند؛ چه بسا افراد زیادی داریم که از وکالت در قالب جذب اختصاصی داوطلب قضاوت می شوند و به طور متوسط ۵۰۰ نفر از وکلای کانون یا مرکز مشاوران در سال، متقاضی جذب قضاوت می شوند.
امینی درباره طولانی بودن فرایند گزینش جذب قاضی گفت: گزینش شاخص هایی دارد که زیر نظر هیئت عالی گزینش مستقر در ریاست جمهوری و با نمایندگان دستگاه قضایی انجام می شود.
معاون منابع انسانی قوه قضاییه گفت: شاخص سیاسی در آیتم های گزینش قضات نیست مگر اینکه فرد مشکلی مانند سوءسابقه در پرونده داشته باشد و گرایش سیاسی افراد متقاضی در این گزینش اهمیتی ندارد.
منبع: Iribnews
جدای از مواقعی که هرکدام از ما دچار مشکل شده و احساس نیاز می کنیم تا با روانشناس یا مشاور تماس گرفته و از کمک های تخصصی او بهره مند شویم، آیا موقعیت هایی وجود دارد که بهتر است در راستای پیشگیری از بروز مشکلات، قرار ملاقاتی با روانشناس داشته و یا با شرکت در کارگاه آموزشی سطح اطلاعات خود را بالا ببریم.
در این مطلب قصد داریم تا ده موقعیتی را که به صورت معمول مراجه به روانشناس می تواند از بروز مشکلات تا حد زیادی جلوگیری کند و در رابطه با این موضوعات کمک کند و یادشتن مسائل را کاهش دهد، به شما معرفی کنیم. با ذکر این نکته که این موقعیت ها به خودی خود آسیب رسان نیستند و مراجعه به روانشناس در این شرایط بیش از همه به منظور پیشگیری از بروز مشکلات بعدی است.
1- بلوغ و دوران نوجوانی
اینکه شما فرزندتان در سن بلوغ باشد و یا خودتان در حال طی کردن این دوران حساس هستید، تفاوتی ندارد، کسب اطلاعات درست و کامل در رابطه با این دوران می تواند کمک بزرگی برای شما بوده و احتمال برزو مشکل را کاهش دهد.
2- شکست در روابط صمیمانه
به صورت کلی در زمانی که ما در زندگی در هر زمینه ای دچار شکست می شویم، نیاز به کمک داریم تا بتوانیم خودمان را پیدا کنیم و به بازسازی دوباره زندگی خود بپردازیم. اما شاید شکست در روابط صمیمانه و به اصطلاح شکست عشقی حساسیت بیشتری دارد.
نکته مهمی که باید به آن توجه داشته باشیم یادگیری مهارت هایی است که بتواند احتمال بروز شکست را برای ما کاهش داده و یا در صورت بروز چنین اتفاقاتی آسیب پذیری ما را کم کند.
3- انتخاب همسر
خوشبختانه این روزها تعداد افرادی که ترجیح می دهند تا در زمینه انتخاب همسر از تجربه مشاوران و روانشناسان استفاده کنند، رو به افزایش است. نکته مهمی که بد نیست بدانید این است که برای شرکت در کارگاه های انتخاب همسر که توسط برخی متخصصان برگزار می شود لازم نیست شما نامزده کرده و یا موردی خاص را برای ازدواج درنظر گرفته باشید، بلکه می توانید پیش از ورود جدید به بحث انتخاب همسر، با شرکت در این برنامه های آموزشی با معیارهایی که لازم است در نظر داشته باشید آشنا شوید.
4- آغاز زندگی مشترک
آغاز زندگی مشترک، یکی از موقعیت های دشواری است که لازم است هر فردی در این زمینه اطلاعات کافی به دست آورد. آشنایی زنان از دنیای مردان و نیز برعکس، از مهمترین موضوعاتی است که لازم است همسران جوان در آن زمینه اطلاعاتی به دست آورند. یادمان باشد درصد زیادی از اختلافات زناشویی به خاطر ناآشنایی همسران با ویژگی های جنس مقابل و البته آشنانبودن با مهارت های مورد نیاز در زندگی مشترک است. البته یکی دیگر از ضرورت های آغاز زندگی مشترک، آشنایی با مهارت های لازم در زمینه روابط جنسی است.
5- بچه دار شدن و فرزندپروری
تربیت فرزند در این دوران می تواند دشواری های زیادی داشته باشد. از طرفی بعد از بچه دارشدن رابطه همسران نیز دچار نوسان می شود. آشنایی نداشتن با مدیریت مسائل پیش آمده در رابطه همسران و البته آگاهی نداشتن از مهارت های فرزندپروری می تواند تجربه شیرین بچه دار شدن را به تجربه ای استرس زا و ناراحت کننده تبدیل کند. یادمان باشد صرف انرژی برای آشنایی با مهارت های فرزندپروری یک سرمایه گذاری است که البته نتیجه آن نیز خیلی زود نمایان خواهدشد.
6- انتخاب رشته تحصیلی و شغل
آشناشدن با استعدادها و توانمندی های فردی یکی از اهدافی است که مشاوره های شغلی می تواند در اختیار فرد بگذارد. البته قدم اول در انتخاب شغل شاید انتخاب صحیح رشته تحصیلی در دبیرستان و سپس دانشگاه باشد. با توجه به افزایش و فراوانی رشته ها و البته اهمیتی که تمایل و توانایی های فردی در این زمینه برعهده دارد، بهره گرفتن از دانش روانشناسان می تواند کمک کند تا انتخاب بهتری داشته باشیم.
7- به سوگ نشستن نزدیکان
از دست دادن نزدیکان و تجربه داغدیدگی، یکی دیگر از موقعیت های دشوار زندگی است. استفاده از تجربه متخصصان در این موقعیت های دشوار می تواند کمک کند تا بهتر از این مرحله عبور کرده و عوارض کمتری را تجربه کنیم. توجه داشته باشید که غمگین شدن ولو به صورتی بسیار شدید، به خودی خود از نظر روانشناختی مشکل تلقی نمی شود، بلکه برای نمونه، طولانی شدن دوره سوگ و تغییرات نظام باورهاست که می تواند نشان دهنده لزوم مشاوره با روانشناسی باشد.
8- تغییرات میانسالی
دوران میانسالی همراه با تغییراتی است که در صورت به کار بستن شیوه های مدیریتی صحیح، می تواند عوارضی را به دنبال داشته و سلامت روان را با مخاطراتی رو به رو سازد. به صورت معمول بسیاری از افراد در این دوره سنی تصور می کنند دیگر به سنی رسیده اند که باید خودشان از عهده تمامی مسائل برآمده و از دیگران و به ویژه جوانترها کمک نگیرند. اما خوب است به این نکته توجه داشته باشیم که آگاهی یافتن از تغییرات این دوران، خود قدم بسیار مهمی در پیشگیری از مشکلات احتمالی است.
9- ازدواج فرزندان
اینکه جوانان در زمان انتخاب همسر و ازدواج به روانشناس مراجعه کنند، تا حد زیادی امر پذیرفته شده ای است، اما واقعیت این است که به نظر می رسد برای تکمیل کار لازم است تا والدین همسران جوان نیز در زمان ازدواج آنها از خدمات روانشناسی استفاده کنند. این نیاز را بیش از هر چیزی آمار شکایت از خانواده ها بابت دخالت در زندگی همسران نشان می دهد. درواقع در کشور ما یکی از دلایل مهم طلاق، دخالت خانواده ها عنوان می شود و چه بهتر که خانواده ها برای پیشگیری از بروز مشکل از خدمات تخصصی بهره بگیرند.
10- طلاق
یکی از دشوارترین موقعیت ها برای هر فردی می تواند زمانی باشد که زندگی مشترک او به شکست میانجامد. هرچند خدمات روان شناسی می تواند از بروز بسیاری از طلاق ها، به شرط استفاده صحیح و به هنگام از این خدمات جلوگیری کند، اما به هر صورت بخشی از طلاق ها اجتناب ناپذیرند. نکته مهم این است که طلاق اگرچه به معنای پایان یافتن زندگی مشترک است، اما پایان زندگی فردی افراد نبوده و آنها حق دارند بعد از طلاق نیز از زندگی خود لذت برده و انتخاب های دیگری برای زندگی خود داشته باشند. روان شناسی می تواند در برهه حساس بعد از طلاق از بروز مشکلات جلوگیری کرده و به افراد کمک کند تا بهتر با این شرایط دشوار کنار بیایند و برای زندگی خود برنامه ریزی تازه ای داشته باشند.
منبع: برترین ها
آیا میدانید مشاجرهها و اختلافهای زناشوییتان چه زمانی به مرز خطرناک میرسند؟ با ما همراه باشید تا به شما بگوییم علائم اینکه زندگی مشترکتان در معرض خطر است چیست، تا با آگاه بودن نسبت به آنها شاید بتوانید پیش از اینکه خیلی دیر شود چارهای بیندیشید.
آشکارا به همسرتان بیاحترامی میکنید
شاید با غرولندهای معمولی شروع شود مثلا: «چرا ظرفها را نشستی؟»، اما کم کم تبدیل به انتقاد و سرزنشهای جدیتر میشوند، مثلا: «تو هیچ وقت در کارهای خانه به من کمک نمیکند» یا «تو آدم تنبلی هستی». این موارد چیزهایی هستند که شخصیت طرف مقابل را مستقیما هدف و به باد انتقاد میگیرند: «تو خودخواهی»، «تو حسودی»، «تو بیملاحظهای» و ....
البته این اتفاقی نیست که یک شبه بیفتد، اما تدریجا میتواند ریشههای ارتباط تان را سست و سستتر کند. کارشناسان میگویند بحث و جدلها هرگز نباید با «تو» شروع شوند. استفاده از جملاتی که مستقیما طرف مقابل را هدف میگیرند، با قضاوت و سرزنش همراهند و تنها واکنشی که با این بیان دریافت خواهید کرد، هجوم طرف مقابلتان در دفاع از خودش خواهد بود. بیاحترامی، پیش رونده است و کم کم به جایی میرسد که هیچکس آن دیگری را نمیبیند و نمیشنود. شما و همسرتان در اندوه و نارضایتی مزمنی غرق خواهید شد که مشکلات حل نشده نیز هر روز بیشتر و عمیقتر میشوند. اینها علائم یک رابطهی سمیاند.
در مشاجرههایتان اصرار دارید که حق با شماست
برای همه سخت است که اعتراف کنند اشتباه کردهاند، اما در رابطهی زناشویی، باید این کار را بکنید. هیچکس نمیتواند ادعا کند که همیشه صد در صد حق با اوست. پس به جای اینکه به دنبال گناهکار و بیگناه بگردید، به دنبال راه حل باشید. اگر سر موضوع کوچک و بیاهمیتی با همسرتان اختلاف دارید، به نفع هر دوی شماست که بیخیال آن شوید.
البته بدیهی است که موضوعات و مشکلاتی که برایتان مهماند نیاز به بحث و گفتگو دارند، اما باید به شیوهای عاقلانه و منصفانه بحث کنید. برای گفتگوهایتان در فرصت مناسبی وقت بگذارید، صدایتان را بالا نبرید و از کلمات زشت و نادرست استفاده نکنید. اگر احساستان در مشاجرهها این باشد که همیشه حق با شماست، کلامتان صد در صد تحت تاثیر طرز فکرتان قرار خواهد گرفت. اگر فراموش کنید که شما و همسرتان در یک تیم هستید، نه در مقابل هم، چیزهایی خواهید گفت و شنید که آزارتان میدهد و شرایط را بدتر هم میکند. رنجشها و خشمهای تلنبار شده، زمینه را برای شکست رابطه فراهم میکنند.
در مورد بچه دار شدن با هم اختلاف نظر دارید
حتما قبل از ازدواج در مورد بچه دار شدن با هم صحبت کرده بودید، اما گاهی احساسات و عقاید تغییر میکنند. شاید یکی از شما میترسد بچهدار شدن در زندگی کاری و حرفهایاش اختلال ایجاد کند یا شاید شما از تلاش برای رفع مشکل بارداریتان دیگر خسته شده باشید و بخواهید این روند را متوقف کنید. به هر حال اگر شما و همسرتان در مورد بچه دار شدن با هم توافق نداشته باشید، این اختلاف سبب خشم و نارضایتی میشود. بچه دار شدن واقعا به تعهد و توافق طرفین نیاز دارد و چیزی نیست که یکی به خاطر آن دیگری یا بدون رضایت زیر بارش برود. بچه دار شدن و پرورش و بزرگ کردن او به خودی خود مسئولیت سنگین و جدی است که میطلبد پدر و مادر دوشادوش هم باشند.
سر موضوعات تکراری بارها و بارها بحث میکنید
بحثها و اختلافهایی که مدام تکرار میشوند، مثلا موضوعات مذهبی یا نکات تربیتی فرزندان، نشانههای خوبی نیستند. موضوعات تکراری اختلافها نشاندهندهی تفاوت در سبک زندگی طرفین و شخصیت آنهاست. اگر اجازه دهید این بحثهای تکراری همچنان ادامه پیدا کنند، زنگ خطر جدایی را روشن کردهاید. شاید نیاز به یک کمک حرفهای داشته باشید تا یک بار برای همیشه تکلیفتان را با این موضوعات اختلاف برانگیز تکراری روشن کرده و به یک توافق جدی برسید.
در مورد مسائل جنسی با هم اختلاف دارید
وقتی بیشتر اوقات یکی از شما تمایل به رابطه جنسی دارد و آن دیگری نه، وقتی صمیمیت لازم بینتان برقرار نیست و یا وقتی رابطهتان مدتها بدون فعالیت جنسی میگذرد، نشاندهندهی ضعیف شدن ارتباط تان و رسیدن به مرحلهای خطرناک در زندگی زناشویی است. مسائل جنسی چیزی نیست که بتوانید به راحتی از کنار آن رد شوید و نقش آن را نادیده بگیرید. بدون صمیمت و ارتباط فیزیکی، احساس طرد شدن خواهید کرد که به دنبال آن، بیاعتمادی و ناامنی و خشم و شورش خواهد آمد. شما ازدواج نکردید که با کسی هم اتاقی یا همکار شوید.
مطالعهای دریافته داشتن رابطه جنسی بیشتر از یک بار در هفته لزوما ما را شادتر نمیکند، اما اگر رابطه جنسی، کمتر از یک بار در هفته باشد، شادی و رضایت افت میکند. صمیمیت فیزیکی بخش جدانشدنی و ضروری یک رابطهی سالم است. اگر مدتهاست با همسرتان رابطهای نداشتهاید پس زندگی مشترکتان به طور جدی در معرض سقوط است. وقتی آرام هستید باید با همسرتان حرف بزنید و احساسات خود را شفاف و واقعی بروز بدهید. درمورد اینکه واقعا چرا با هم رابطه جنسی ندارید حرف بزنید و پیدا کنید مشکل کجاست. شاید دلزده و خستهاید، شاید تمرکز ندارید یا احساس ناامنی میکنید و یا شاید اصلا پای یک مشکل فیزیکی در میان باشد.
در مورد کارهای خانه مدام با هم اختلاف دارید
اگر مکررا با همسرتان بر مسائل خانه اختلاف داشته باشید، بیشتر از آنچه فکرش را بکنید به رابطهتان لطمه میزنید. مطالعهای در سال ۲۰۱۵ نشان داده زوجهایی که احساس برابری و تساوی حقوق بیشتری میکنند میزان رضایتشان از زندگی مشترک بیشتر است و رابطه جنسی بیشتری هم دارند، اما زوجهایی که بر سر مسائل خانه و خانه داری با هم جروبحث میکنند، رضایتشان از زندگی خیلی کمتر است.
اگر شما احساس انصاف و برابری و تعادل در رابطهتان کنید، دیگر اهمیت چندانی به جزئیات بیارزش نمیدهید و درموردشان جنگ و دعوا راه نمیاندازید (مثلا اینکه همسر شما ظرفهای نشسته را در سینک ظرفشویی رها میکند واقعا چقدر اهمیت دارد؟!)، اما اگر احساس کنید بار بیشتری روی دوش شماست و مسئولیتهایتان به مراتب سنگینترند، احساس نارضایتیتان تبدیل به خشم و رنجشی مزمن خواهد شد.
در مورد خانوادههایتان با هم مشاجره میکنید
اگر احساس کنید همسرتان از خانوادهی شما متنفر است یا برعکس، طبیعی است که بر رابطهتان اثر میگذارد. مطمئنا میتوانید در مورد نحوهی رفتارهایتان با خانوادههای هم با هم حرف بزنید، اما خیلی باید مراقب کلامتان باشید. اگر خانوادهی همسرتان را به باد انتقاد بگیرید یا مدام عیب جویی کنید، در واقع هم به همسرتان و هم به خانوادهی او بیاحترامی کردهاید و احساس بدی که در همسرتان ایجاد میکنید، با شدت بیشتری به شما و رابطهتان برخواهد گشت.
ضمنا اگر تلاش کنید طرز فکر همسرتان را در مورد خانوادهاش تغییر دهید، در نهایت طرز فکر او نسب به خود شما تغییر خواهد کرد. شاید یکی از شما دوست داشته باشد زمان بیشتری را با خانوادهاش سپری کند، اما شما موافق نباشید. این جور چیزها مسائلی هستند که باید از همان اول در موردشان صحبت و با هم توافق کنید. در مورد توقعاتی که از هم دارید حرف بزنید و خط قرمزها را مشخص کنید. بگومگوهایی که محورشان خانوادههایتان باشند، علامت خوبی نیستند.
انتخابهای سبک زندگیتان با هم در تضادند
یکی از همسران دوست دارد مدام بیرون برود و ارتباطات اجتماعی گستردهای داشته باشد، اما دیگری بیشتر ترجیح میدهد در خانه باشد و در سکوت و آرامش بگذراند. اگر زن و شوهر از جهت ارتباطات اجتماعی و مراوده با دوستان اختلاف زیادی با هم داشته باشند، درد سرساز خواهد شد. آن کسی که اهل در خانه ماندن است احساس میکند نادیده گرفته میشود و آن کسی که مدام بیرون میرود احساس گناه میکند.
درست است که تضادها همدیگر را جذب میکنند، اما سبک زندگی متفاوت بین همسران نیازمند این است که با هم به یک توافق برسند و حد وسط را بگیرند. اگر هیچیک از همسران انعطاف نشان ندهند، مشکلات هر روز بیشتر خواهند شد. شاید خیلی وقتها بتوانید خودتان را راضی کنید که به جای بیرون رفتن و مثلا پرسه زدن در مراکز خرید، در خانه کنار همسرتان بمانید و لحظات خوشی را با هم تجربه کنید.
سر مسائل مالی با هم بگومگو میکنید
تقریبا همهی زوجها سر مسائل مالی با هم بگومگوهایی دارند و مسئلهی مهمی نیز هست. اما اگر نتوانید در مورد چگونه پول درآوردن، پس انداز کردن یا خرج کردن با هم توافق کنید، وارد مرحلهی خطرناکی خواهید شد. کسی که درآمد بیشتری دارد نباید کنترل خرج و مخارج را کاملا به دست بگیرد و همهی تصمیمها باید دو نفره گرفته شوند. شاید یکی از شما مهارت کسب درآمدش بیشتر باشد و آن دیگری در مدیریت مخارج تبحر بیشتری داشته باشد، از این تفاوت میتوانید بهترین بهره را ببرید.
احساس میکنید عشق و علاقه در میانتان از بین رفته است
اگر یکی از شما احساس کند دیگر علاقه و مهر گذشته میانتان وجود ندارد پایههای رابطهتان خواهند لرزید. شاید عادت کردهاید دلخوریهایتان را در دلتان نگه دارید یا احساسات واقعیتان را بروز ندهید و به همین علت، نارضایتیهای مکرر مانع ارتباط صمیمی شما هستند. یا ممکن است همسرتان همین حالت را نسبت به شما داشته باشد و هرگز در مورد ناراحتیهایش با شما گفتگویی نکرده باشد. به هر حال مشکل شما هر چه که هست به پیوند عاطفیتان لطمه زده و اگر زودتر راه حلی پیدا نکنید، به مرز خطرناکی خواهید رسید.
گفتگوهایتان تبدیل به انتقادهای شخصی شدهاند
وقتی به جای اینکه بگویید: «لطف میکنی امشب ظرفها را بشویی؟» میگویید: «تو هیچوقت به من کمک نمیکنی، حداقل امشب تو ظرف بشور»، از طرف مقابل انتقاد و عیب جویی میکنید نه اینکه درخواستتان را مطرح کنید. عیب جویی از همسر یکی از سریعترین راههای ایجاد شکاف عمیق بین همسران است.
همسر را با لقبهای بد خطاب کردن، بیاحترامی آشکار به همسر است و همان طور که گفتیم شخصیت کسی را مستقیما هدف گرفتن باعث میشود او نیز موضع تهاجمی به خود بگیرد. پس به جای اینکه ویژگیهای شخصیتی همسرتان را تیرباران کنید، در مورد احساسات و انتظارات خودتان حرف بزنید.
خاطرات گذشتهتان بیشتر احساسات بد را در شما تداعی میکنند تا احساسات خوب
مطمئنا اولین بارهای دو نفرهتان خیلی خوب و خاطره انگیز بودند و خاطرههای خوبی در ذهنتان ثبت کردهاند، اما اگر این خاطرات واقعا فقط در همان حد ماندهاند و با اندیشیدن به گذشته، خاطرات بد منفی را به یاد میآورید که در عرض کمتر از یک سال پس از شروع زندگی مشترکتان یکی یکی به وجود آمدند و حالا با یادآوری گذشته، بیشتر عذاب میکشید و حالتان بد میشود تا اینکه غرق لذت شوید و نسبت به آینده انگیزه پیدا کنید، پس احتمالا آیندهی دو نفرهتان به شدت در معرض خطر است.
وقتی خاطرات مثبت و خوب در حال رنگ باختناند و جای خود را به خاطرات بد میدهند یعنی هر روز بیشتر و بیشتر از همسرتان فاصله میگیرید و بیشتر تمرکزتان روی جنبههای منفی همسرتان است. اما واقعیت این است که همهی ما جنبههای منفی داریم.
اگر خودمان انتخاب کنیم که این جنبهها را پررنگ کنیم و مثبتها را ندیده بگیریم، چه کسی میتواند جلوی ما را بگیرد؟ شاید دو نفرههایتان به خاطر مشغلههای زندگی کم شده و نیاز دارید بیشتر برای با هم بودنتان برنامه ریزی کنید و مشکلتان با همین راه حل رفع شدنی باشد. سعی کنید به خاطر بیاورید چرا به هم علاقهمند شدید، چرا همدیگر را برای زندگی مشترک انتخاب کردید و همدیگر را بابت همین چیزی که هستید دوست داشته باشید و دست از سرزنش هم و به رخ کشیدن ضعفهای هم بردارید.
دیگر با هم بحث نمیکنید
وقتی بحثها و گفتگوها متوقف میشوند، نشاندهندهی شروع مرحلهی جدایی است. یعنی شما و همسرتان دیگر هیجانی نسبت به درست کردن رابطهتان نشان نمیدهید و به نوعی بیتفاوتی رسیدهاید.
وقتی دیگر علاقهای به شنیدن نظرات همسرتان یا ابراز عقیدهی خودتان ندارید یعنی شور و احساس را در خودتان سرکوب و پنهان کردهاید و ناامید هستید. شما باید برای چیزی که به آن باور دارید بجنگید و شور و احساستان را برای تقویت رابطهتان حفظ کنید. وقتی در مورد چیزی که ناراحتتان میکند بحث نمیکنید، اختلافی را در درون خود ایجاد میکنید که باعث گفتگوهای درونی منفی و نشخوار فکری میشود. اجتناب از مطرح کردن مشکل، اصلا علامت خوبی نیست.
هنوز نمیدانید چطور بحث کنید
بیشتر بگومگوها بر سر مسائل بیاهمیتاند، اما به هر حال یک سری از اختلافهای زن و شوهری جدی و غیرقابل چشم پوشی بوده و باید در موردشان بحث کنید. وقتی چنین اختلافی بروز میکند باید تنها زمانی با همسرتان بنشینید و بحث کنید که سطح هیجانی هر دوی شما پایین است و هر دوی شما میتوانید به آرامی حرف بزنید.
درست است که در این زمان با هم یک اختلاف نظر جدی دارید، اما برای اینکه به نتیجه برسید و به رابطهتان آسیب نزنید باید بتوانید منصفانه بحث کنید و مدام به خودتان یادآوری کنید که طرف مقابل شما همسرتان و عشق زندگیتان است، نه یک همکار یا همسایه! مدیریت بحث و مشاجره هنری است که باید به آن مجهز باشید.
مشکل بیاعتمادی بین شما حضور جدی دارد
وقتی پای خیانت و بیوفایی به میان میآید، اطمینانی که از بین رفته به سختی قابل برگشتن است. اگر مورد بیمهری و بیوفایی همسرتان واقع شده باشید حتما او هر کاری بتواند میکند تا شما را نگه دارد، اما از کجا باید مطمئن باشید که او خطایش را تکرار نمیکند؟ دیگر به سختی میتوانید رابطهای را که قبلا داشتید ادامه دهید و شرایط را به حالت نرمال برگردانید. اعتماد چیزی است که به این راحتیها دوباره به دست نمیآید و به همین علت در خیلی از موارد، بیاعتمادی راه را برای جدایی هموار میکند.
منبع: برترین ها
خیلی از افراد تصور میکنند که زندگی بدون اضطراب اصلا امکانپذیر نیست. میلیونها نفر در سراسر دنیا دچار نگرانی و اضطراب بیمارگونهاند و هر روز هم آن را تجربه میکنند. با وضعیت دنیای امروز و استرسهای جورواجوری که با آن مواجهیم، عجیب نیست که خیلی از افراد سراغ داروهای ضد اضطراب و آرامبخش میروند، اما واقعیت این است که باز هم با استرس و اضطراب دست به گریباناند.
هر چند نگرانی و اضطراب تا حدی طبیعی است، اما اضطراب مرض گونه میتواند درد سرساز باشد. مطالعات نشان دادهاند استرس وسواسی یکی از علتهای اصلی اختلال اضطراب است. برای اینکه بتوانید اضطرابتان را به طور موثر کاهش دهید، باید یک سری از نکات و واقعیتها را یاد بگیرید.
زندگی بدون اضطراب تا حدود زیادی به تغییر نگرش برمیگردد. شما باید کنترل افکار و هیجانات خود را در دست بگیرید و هر کاری میتوانید بکنید تا با اتفاقات اجتناب ناپذیر زندگی به بهترین شیوهی ممکن کنار بیایید. سپس میتوانید تمرکزتان را روی زندگی در زمان حال و در لحظه بگذارید، از خودتان مراقبت کنید و زندگی به دور از نگرانی و استرس داشته باشید.
بپذیرید که نگرانی بد است
اولین قدم برای اینکه اضطراب را از خود دور کنید این است که بپذیرید نگرانی احساس خوبی نیست. برخی از افراد به اشتباه تصور میکنند نگرانی خوب است و باعث میشود خلاقتر، آمادهتر و موثرتر باشند و یا نشان میدهد نسبت به موقعیتها و آدمها، حساس و دقیق و باملاحظهاند، در حالیکه ابدا اینطور نیست.
در واقع نگرانی بیمارگونه به ضرر شما، اطرافیانتان و حتی سلامتی شماست. وقتی شما بیدلیل در مورد هر چیزی نگران و مضطرب میشوید، نمیتوانید زندگی معمول خود را داشته باشید و این میتواند سبب شود جلوی زندگی نرمال دیگران را نیز بگیرید. بسیاری از بیماریها ناشی از اضطراب زیادند و استرس سبب افزایش وزن و فشار خون بالا نیز میشود.
ببینید اضطرابتان ناشی از چیست
قدم بعدی برای زندگی بدون اضطراب زیاد این است که شناسایی کنید نگرانی شما ریشه در چه چیزی دارد. برای خیلی از افراد، استرس مداوم ریشه در حوادثی در گذشته دارد. اگر شما بفهمید که تجربهای منفی در گذشته، منبع نگرانی شماست میتوانید یاد بگیرید که گذشته را چگونه رها کنید. اگر دیگر در گذشته زندگی نکنید، خواهید دید که نگرانیتان چقدر کمتر میشود.
نسبت به افکارتان آگاه باشید
یکی از مهمترین کارهایی که میتوانید برای یک زندگی به دور از اضطراب انجام دهید این است که نسبت به افکار خود آگاه باشید. نگرانی مرض گونه معمولا با تصورات و تخیلات ما در ارتباط اند.
اما مطالعات اخیر نشان میدهند وقتی پای اختلال اضطراب عموی به میان میآید، نگرانی وسواس گونه بیشتر ریشه در افکار دارد تا تصورات. زیاد در مورد مسئلهای فکر کردن میتواند باعث شود تا حدی نگران آن موضوع شوید که استرس بگیرید. آگاه بودن نسبت به افکار و تلاش برای عقب راندن افکار غیرمنطقی میتواند کمک بسیار زیادی در رفع نگرانی در زندگیتان بکند.
درک کنید که بعضی چیزها در کنترل شما نیستند
برای یک زندگی به دور از اضطراب بیش از حد باید مشخص کنید چه چیزهایی از کنترل شما خارجاند و رهایشان کنید. شما باید این طرز فکر را در خود ایجاد کنید که آنچه از کنترل شما خارج است ربطی به شما ندارد. شما نمیتوانید هر چیز و هر کسی را کنترل کنید. وقتی به این باور برسید، آن را خواهید پذیرفت.
البته منظور این نیست که همه چیز را رها کنید و فقط منتظر بمانید و ببینید چه اتفاقی میافتد. بلکه مدیریت آن چیزهایی که در کنترل شماست به شما احساس اعتماد بنفس و امنیتی میدهد که زمینه را برای رفع نگرانیهایتان فراهم میکند. اما تلاش و نگرانی برای چیزی که در اختیار شما نیست، فقط انرژیتان را میگیرد و پریشانترتان میکند.
در زمان حال زندگی کنید
وقتی مدام در حالت استرس و نگرانی هستید، همیشه در آیندهای مبهم و ترسناک زندگی میکنید و این میتواند لذت زندگی را از شما بگیرد. به جای اینکه مرتبا به آینده فکر کنید، سعی کنید طرز فکرتان را اصلاح کرده و روی زمان حالتان تمرکز کنید.
وقتی در زمان حال زندگی میکنید، میتوانید عکس العمل لازم برای پیشگیری از مشکلات آینده را نشان دهید و انرژیتان صرف چیزی که اصلا نمیدانید روی میدهد یا نه نخواهد شد. باید قبول کنید که کسی از آینده خبر ندارد، اما با توجه به زمان حال و بهتر کردن اوضاع فعلیتان میتوانید تا حدی آیندهتان را نیز بهتر کنید.
ایمان داشته باشید و به خداوند توکل کنید
ایمان و ترس با هم جور نیستند. اگر ایمان داشته باشید و تلاش خودتان را هم بکنید، ترس به دلتان راهی پیدا نمیکند، چون میدانید خداوندی دارید که به او توکل میکنید و بخشی از امور را به او میسپارید. ایمان واقعی به شما آرامش میدهد و انرژیهای مثبت را به سمتتان میفرستد.
وقتی به قدرتی بالاتر از خود و فراتر از هر چیزی دل میبندید، بیقراریتان فروکش میکند، زیرا احساس میکنید این قدرت بینظیر مراقب و محافظ شماست و این اطمینان را به شما میدهد که آنچه به صلاحتان است برایتان روی خواهد داد. اگر بتوانید به چنین ایمان و اعتقادی دست پیدا کنید، به میزان چشمگیری از اضطراب و نگرانیتان کم میشود و دلتان آرام میگیرد.
آماده باشید
یکی از بهترین راههای زندگی به دور از نگرانی این است که آماده باشید. وقتی رویدادی در آیندهای نزدیک انتظارتان را میکشد و احساس میکنید برایتان استرس برانگیز خواهد بود، خودتان را برای آن موقعیت آماده کنید. وقتی شرایط را تا حد ممکن آماده کردید، بقیه چیزها را رها کنید و منتظر بمانید زمان بقیه چیزها را پیش ببرد.
البته نکتهی مهمی که باید به آن توجه داشته باشید این است که برای این آمادگی، زیاده روی هم نکنید. هر چند کار عاقلانهای است که مثلا برای طوفان و سیل و سایر فجایع طبیعی آماده باشید، اما احتمال اینکه دچار وسواس و زیاده روی شوید هم زیاد است. مثلا شاید واقعا نیازی نباشد مقدار زیادی مواد غذایی ذخیره کنید، اما در یک حد معقول و سالم، آماده بودن میتواند نگرانیتان را نیز تسکین بدهد.
لیست تهیه کنید
لیست تهیه کردن و نوشتن هم مانند آماده بودن از قبل، کمکتان میکند با اقدام اولیهای که انجام میدهید تا حدودی از اضطرابتان کم کنید. مثلا وقتی چیزهایی را که برای سفر نیاز دارید مینویسید این اطمینان را پیدا میکنید که هیچ چیز ضروری را فراموش نخواهید کرد.
ضمنا روی کاغذ آوردن و نوشتن به طور کل حرکت بسیار خوبی است، چون چیزهایی را که باید انجام دهید یا عامل نگرانیتان هستند تصویرسازی میکنید و همین باعث میشود مغزتان به شما اعلام کند که شرایط تحت کنترل است و جای نگرانی وجود ندارد.
به کاری که انجام دادهاید و تمام شده، دیگر فکر نکنید
وقتی تمام کارهایی را که در لیستتان نوشته بودید انجام دادید و کامل شدند و آمادگیهای لازم را نیز فراهم کردید، حالا وقت آن است که این کارها را رها کرده و تمرکز و تلاشتان را صرف چیزهای دیگری بکنید. اگر زمان زیادی را صرف فکر کردن به چیزهایی میکنید که انجام شده و تمام شدهاند، نمیتوانید روی کارهای بعدی که باید انجام شوند تمرکز کنید. نگرانیهای بی مورد میتوانند ناشی از زیاد فکر کردن به کارهای انجام شده و تمام شده نیز باشند.
نگران حرفهای دیگران نباشید
یکی از چیزهایی که خیلی از افراد به آن اهمیت میدهند و نگرانش هستند، حرفها و نظرات دیگران است. شاید نگران این هستید که دیگران در مورد شما، خانوادهتان و یا کارهایی که انجام میدهید چه فکر میکنند. این خیلی مهم است که نگرانیهای اینچنینی را رها کنید. اگر به این باور برسید که بهتر است در برخورد با دیگران خود واقعیتان باشید، به این نتیجه هم خواهید رسید که مهم نیست دیگران در مورد شما چه فکری میکنند. مهم این است که شما در مورد خودتان چه فکری میکنید و اینکه آیا انسان خوبی هستید یا نه. دست از اهیمت دادن به نظر دیگران برداشتن، راه زندگی بدون استرس را برایتان هموارتر میکند.
موقعیتها را بیش از اندازه تجزیه و تحلیل نکنید
یادتان باشد که افکار وسواس گونه، منبع اصلی استرس و اضطراب بیمار گونهاند. وقتی موقعیتی را بیش از اندازه تحلیل میکنید و به آن حساسیت نشان میدهید، باعث میشود افکارتان مانند طوفانی مهیب، گرد و خاکهای اضطراب و دلشوره را به پا کنند. هر چه بیشتر در مورد مسئلهای فکر کنید، بیشتر نگرانش خواهید شد.
بهتر است به یک مسئله از زوایای گوناگون نگاه کنید تا خیالتان راحت شود که برای آینده تا حدودی آمادهاید. اما اگر زمان زیادی را صرف تجزیه و تحلیل حوادثی بکنید که یا مربوط به گذشته اند و دیگر نمیشود کاری برایشان کرد یا مربوط به آیندهاند و نمیتوان آنها را پیش بینی کرد، دلشوره و اضطراب امانتان را خواهد برید.
صبور باشید
صبر واقعا نعمت بزرگی است، اما متاسفانه همه آن را ندارند. اگر صبرتان کم باشد، آشفتگیتان بیشتر خواهد بود. کم صبر و تحمل بودن، زمینه را برای نگرانیهای بیشتر در مورد آینده به شدت هموار میکند.
کسب مهارت ارزشمندی مانند «صبر و تحمل» کار سادهای نیست، اما اگر بتوانید تمرین کنید و تدریجا میزان تحملتان را بالاتر ببرید، خدمت بزرگی به سلامت جسم و روحتان خواهید کرد.
چیزهای خوب و مثبت را ببینید و شاد شوید
هر وقت دیدید در اضطراب و نگرانی به سر میبرید، سعی کنید به دنبال جنبههای مثبت و هرچند کوچک بگردید تا شادتان کند. همین که مثبتها را جستجو میکنید کمکتان میکند در زمان حال بمانید و بفهمید که همه چیز بد نیست و شرایط آٔنطور که فکر میکنید ناخوشایند نیست. ضمنا توجه کردن به خوبیها و مثبتها، ترستان را کمتر میکند. نگرانی در مورد آینده اغلب میتواند ناشی از این باشد که خوبیهای زمان حال را نمیبینید و به آنها توجهی ندارید یا خوبیهای گذشته را فراموش کردهاید. توجه به مثبتها در زمان حال و گذشته، نگرش مثبتتری نسبت به آینده نیز به شما میدهد.
به چیزهایی که دارید توجه کنید
توجه کردن به داشتهها نیز کمکتان میکند فکرتان معطوف زمان حال شود. وقتی به جای اینکه نگران آینده باشید در لحظه میمانید، شادترید و استرس کمتری دارید. روی تمام داشتههای ریز و درشت خود در زندگی تمرکز کنید و مجال پرسه زدن در استرسهای آینده را به خود ندهید. مدام نگران از دست دادن چیزی در آینده بودن میتواند مانع لذت بردن از آنچه در حال حاضر دارید بشود. مثلا اگر مدام به این فکر کنید و نگران باشید که اگر همسرتان بعدا به شما خیانت کند چه میشود، از اکنونتان غافل میشوید و نمیتوانید به تقویت پیوند عاطفی و ارتباط زناشوییتان در حال حاضر بیندیشید و خود به خود زمینهی اتفاقات منفی را فراهم میکنید.
قدردان بودن را تمرین کنید
قدردان و شکرگزار بودن نیز اضطرابتان را تسکین میدهد. اگر توجهتان را معطوف داشتهها و نعمتهایتان بکنید خواهید دید که باید قدردان آنها باشید. وقتی بدانید چه چیزهای خوبی دارید که به شما قوت قلب میدهند میتوانید کم کم نگرانیهایتان را کاهش بدهید. یک راه خوب برای توجه به داشتهها و قدردان آنها بودن این است که آنها را بنویسید. هر روز این کار را انجام دهید، مثلا در ابتدا یا در انتهای روز، و دست کم تمام چیزهای خوبی که در آن روز برایتان روی داده را بنویسید.
زندگی را سخت نگیرید
هر چه زندگی را سختتر بگیرید، موردها برای نگرانی هم بیشتر خواهند بود. اما اگر زندگیتان ساده و بیحاشیه باشد، طبیعتا نگرانی کمتری خواهید داشت، چون آنقدر دوروبرتان را پُر نکردهاید که بابت از دست دادن هر یک از آنها استرس بگیرید. در نتیجه باز هم بهتر میتوانید روی داشتههایتان در زمان حال تمرکز کنید.
برای ساده کردن زندگیتان میتوانید از حذف چیزهای غیرضروری و اضافی شروع کنید. این حذف کردن میتواند ملموس یا غیرملموس باشد، مثلا شلوغیهای ذهنتان را پاکسازی کنید، وسایل غیرضروری را از خانه دور کنید، رابطههای سمی و آزاردهنده را قطع کنید و به طور کلی زندگیتان را تا جایی که ممکن است خلوت و آرام و جمع و جور کنید. خواهید دید که با این روش، چقدر تسلط تان بر امور بیشتر و بهتر میشود و کمتر چیزی میتواند نگرانتان کند.
مدیتیشن کنید و به مراقبتهای فردیتان اهمیت دهید
اگر دیدید دچار اضطراب هستید، روی مراقبت از خودتان دقیقتر شوید. مدیتیشن کمکتان میکند ذهنتان را از موارد استرس برانگیز دور کرده و آرامتر شوید. تنها چند دقیقه مدیتیشن در روز کافیست تا تسلط فکریتان را به دست بیاورید و بیقراریتان را کم کنید.
خود مراقبتی نیز خیلی مهم است. خوب غذا بخورید، خوب بخوابید و برای پرداختن به سرگرمیهای مورد علاقهتان وقت بگذارید. خیلی از افراد مدام نگران اطرافیانشان هستند و زمان زیادی را صرف مراقبت و رسیدگی به آنها میکنند. فراموش نکنید که شما اول باید به سلامت جسم و روح خودتان اهمیت بدهید تا سر پا باشید و توان و انرژی لازم برای رسیدگی به دیگران و مراقبت از آنها را کسب کنید. وقتی منبع انرژی خودتان کافی نباشد، طبیعی است که دچار استرس شوید و دلشورهی این را بگیرید که مبادا از پس مسئولیتهایتان برنیایید.
از درمانگر کمک بگیرید
اگر روشهای گفته شده را به کار بردید و تلاشتان را کردید، اما همچنان درگیر اضطراب شدید و دست و پاگیرتان بودید، پس حتما نیاز دارید از یک درمانگر حرفهای کمک بگیرید. یک درمانگر خوب کمکتان میکند علت اضطرابتان را بشناسید و تکنیکهای لازم برای غلبه بر استرستان را یاد بگیرید. پس اگر به این نتیجه رسیدید که کمک گرفتن از یک درمانگر، قدم اصلی شما برای داشتن یک زندگی با نگرانیهای کمتر و آرامش بیشتر است، تردید نکنید و از همین امروز اقدام کنید.
منبع: برترین ها
امروزه با افزایش آمار انواع بیماریها، استرسها و تنشها، مشکلات جنسی نیز روز به روز بیشتر دیده میشود. این موضوع باعث شده مصرف داروهای ناتوانی جنسی در جامعه و بهخصوص آقایان بیش از هر زمانی افزایش پیدا کند.
از طرفی خجالت و شرمندگی باعث میشود افراد به صورت مخفیانه از این داروها استفاده کرده و حتی موضوع را از پزشک خود پنهان کنند و از سوی دیگر این کار میتواند جان شان را به خطر بیندازد! اگر میخواهید با منافع و مضرات ۳ داروی شایع سیلدنافیل (ویاگرا)، تادالافیل و واردنافیل آشنا شوید حتما این مقاله را بخوانید.
ناتوانی جنسی یک علامت است!
ناتوانی جنسی درواقع علامتی از یک بیماری است. شایعترین علت آن مسائل روحی و روانی مثل افسردگی، اضطراب شدید و ... است، اما برخی بیماریهای ارگانیک هم باعث این ناتوانی میشوند که در رأس شان بیماریهای غدد جنسی و هیپوفیز قرار دارند.
درواقع غدد جنسی تحت کنترل هیپوفیز قدامی فعالیت میکنند. حال چه در غدد جنسی (بیضه در آقایان و تخمدان در خانم ها) مشکل وجود داشته باشد و چه غدد جنسی عملکرد خوبی داشته باشند و هیپوفیز که باید فرمان را به غدد جنسی بدهد مشکل داشته باشد، فرد دچار اختلال در قوای جنسی میشود.
مشکلتان اولیه است یا ثانویه؟
درواقع بیماریهایی که باعث ناتوانی جنسی میشوند یا به صورت اولیه در خود بیضه هستند یا ثانویه هستند، اولیه مثل فردی که سرطان بیضه داشته و بیضههایش را در آوردهاند یا فردی که به دلیل یک بیماری شیمی درمانی شده و شیمی درمانی سلولهای بیضهاش را از بین برده است یا برعکس، خانمی که سرطان رحم داشته، رادیوتراپی شده و با برق تخمدانش از کار افتاده است بنابراین بیماریهای اولیه، بیماریهای خود تخمدان یا بیضه هستند.
بیماریهای ثانویه نیز بیماریهایی هستند که هیپوفیز را درگیر میکنند و از بالا فرمان به غدد جنسی نمیرسد؛ مثل فردی که «پرولاکتینوما» دارد و میزان پرولاکتین بدنش بالا میرود و دچار ناتوانی جنسی میشود.
اعتیاد آور نیستند، اما ...
داروهای موسوم به داروهای تقویت جنسی اعتیاد آور نیستند، اما مشکل این است که، چون بیماری اولیه را درمان نمیکنند وقتی فرد این قرص را میخورد اثرات مثبتی میبیند و متاسفانه بعد از مدتی همان اثرات مثبت هم دیگر دیده نمیشود و فقط عوارضش بهوجود میآید. نکته خیلی مهم این است که این داروها فقط برای چند ساعت نیاز فرد را مرتفع میکنند تا بتواند رابطه جنسیاش را برقرار کند، اما بیماریاش درمان نمیشود و، چون نیازش برطرف میشود دیگر دنبال درمان نمیرود.
برای مثال فرد یک تومور در هیپوفیز مغزش دارد که اوایل کوچک است و با دارو کاملا قابل درمان است منتهی، چون به پزشک مراجعه نمیکند و فقط از این داروها استفاده میکند، اوایل نیازش برطرف میشود، اما موقعی بیماریاش را میفهمد دیگر این تومور آنقدر بزرگ شده است که به دارو جواب نمیدهد.
مصرف خودسرانه و خطر سکته
مشکلی که در جامعه امروز داریم این است که غیر از بیماریهای اولیه برخی ناتوانیهای جنسی روحی روانی نیز وجود دارد. برای مثال افراد معتاد به مواد مخدر یا افرادی که الکل مصرف میکنند ممکن است دچار این ناتوانی شوند. متاسفانه این افراد شنیدهاند که داروهایی برای ناتوانی جنسی وجود دارد و بدون تجویز پزشک به داروخانه میروند و آنها را تهیه میکنند.
در رأس این داروها ویاگرا یا سیلدنافیل بود که بعدها داروهای دیگر مانند تاداگرا یا تادالافیل و ... نیز به بازار آمدند. این داروها پرخونی موضعی ایجاد میکنند، منتهی این پرخونی نه تنها در ارگان جنسی است بلکه میتواند در مغز، قلب و عروق هم باشد.
برای همین است که وقتی افراد این داروها را میخورند دچار سردردهای شدید و فشارخونهای خیلی بالا و درمواردی هم پارگی عروق میشوند. درواقع فرد فقط میخواهد یک رابطه جنسی معمولی برقرار کند، اما از آن طرف ممکن است دچار خونریزی مغزی شود و سکته مغزی کند، به خصوص در فردی که بیماری قلبی دارد و از قرصهای باز کننده عروق مثل نیتروکانتین استفاده میکند و همچنین در کسانی که انواع تنگی عروق مثل تنگی عروق کرونر قلب، تنگی عروق مغز، تنگی عروق شرایین کلیوی و تنگی عروق اندام تحتانی دارند، مصرف این داروها ممنوع است و عوارض خیلی زیادی دارد.
آقایان تادالافیل را بیشتر ترجیح میدهند
تادالافیل، سیلدنافیل و واردنافیل هر سه باعث میشوند عروق پرخون شوند و به این ترتیب خون را داخل عضو جنسی کشیده و باعث پرخونی آن میشوند. تادالافیل تاحدودی نسبت به سیلدنافیل تاثیرگذاری بیشتری دارد و به همین دلیل بیشتر توسط آقایان ترجیح داده میشود. از طرفی با مصرف تادالافیل برخلاف سیلدنافیل احتمال دیدن رنگ آبی و سبز به عنوان یکی از عوارض جانبی وجود ندارد. درحال حاضر بیشتر در بازار سیلدنافیل با دوز ۵۰ تا ۱۰۰ موجود است و ممکن است پزشک از نصف یک قرص ۵۰ میلیگرمی تا دوز ۱۰۰ میلی گرم را برای بیمار تجویز کند، اما بیشتر از آن نباید یک بار در روز استفاده شود، زیرا احتمال وقوع عوارض بالا میرود.
نکته مهم اینکه مصرف خودسرانه دارو اصلا پیشنهاد نمیشود، علت آن نیز عوارض و ممنوعیتهای مصرف دارو است.
اینها چه عوارضی دارند؟
از عوارض شایعتر این داروها میتوان به سردرد، درد عضلانی، گرفتگی بینی، قرمز شدن پوست صورت و بدن، داغ شدن بدن، مشکلات خواب، احساس ناخوشایند در معده، اسهال و عطسه اشاره کرد. علائم ناشایعتر آن نیز درد مثانه هنگام ادرار، درد شدیدتر در معده، خارش پوستی و حالت گز گز شدن پوست است.
بعد از اینها برخی علائم نیز وجود دارند که نادرتر هستند از جمله علائم چشمی، تار شدن دید، دوبینی، درد چشم، خونریزی از چشم، از دست دادن ناگهانی دید در یک یا دو چشم، درد استخوانی، بزرگ شدن سینهها، درد قفسه سینه، اضطراب، خشکی دهان، کابوس دیدن، مشکل در گویش، گلو درد، دیدن بیدلیل رنگ آبی یا سبز، کاهش شنوایی، از دست دادن ناگهانی شنوایی در یک یا دو گوش، دانههای قرمز پوستی، تب و از دست دادن هوشیاری.
مراجعه به اورژانس
درصورتی که فرد با مصرف دارو دچار علائم آلرژیک مثل خارش شدید، نفس تنگی و ورم لب و زبان و صورت یا دچار درد قفسه سینه شود، غش کند، ضربان قلبش سریع و نامنظم شود، حافظهاش را از دست بدهد، از لحاظ لمسی دچار حالت بیحسی در ناحیه بازو و پا شود یا به کل یک طرف بدنش بیحس شود، عضو جنسیاش سفت شود و به حالت شلی قبل برنگردد، وزوز گوش پیدا کند یا دچار سرگیجه شدید و تغییرات بینایی و شنوایی شدید و دائم شود، باید سریعا به اورژانس مراجعه کند.
تادالافیل را همزمان با ویاگرا نخورید
یکی از موارد منع مصرف این داروها حساسیت به دارو است. همچنین افرادی که پزشک فعالیت جنسی را برایشان ممنوع کرده نباید از این داروها استفاده کنند، به خصوص کسانی که به تازگی سکته کردهاند. افرادی که مشکلات قلبی دارند و از داروهایی با ترکیبات نیترات استفاده میکنند مثل داروهای ایزوسورباید یا نیتروگلیسیرین به صورت قرص، کپسول، پماد، چسبهای پوستی و ... هرگز نباید همزمان با آنها از این داروها استفاده کنند.
علاوه بر این فرد نباید از یک دسته دارویی، ۲ دارو را همزمان بخورد، برای مثال نباید تادالافیل و سیلدنافیل را همزمان بخورد. همچنین اگر فرد برای مشکلات جنسی از قبل داروهای دیگری چه گیاهی و چه غیر گیاهی با تجویز یا بدون تجویز پزشک مصرف میکند نباید همزمان با آنها از این داروها استفاده کند، مگر اینکه پزشک صلاح بداند. همچنین افرادی که نسبت به یک داروی دیگر مثل آسپیرین و ... یا غذای خاصی حساسیت دارند باید حتما این موضوع را با پزشک درمیان بگذارند.
منبع: برترین ها