زهرا زین الدینی روانشناس و مشاور درباره عاقبت افراد بعد از طلاق اظهار کرد: طلاق مانند ازدواج یک انتخاب است، همانطور که ما انتخاب میکنیم زندگی خود را به شراکت بذاریم با همسرمان، در طلاق هم وقتی میبینیم که این شراکت منصفانه نیست، انتخاب میکنیم که از این رابطه خارج بشویم.
زین الدینی بیان کرد: طلاق را میتوانیم به یک عمل جراحی تشبیه کنیم، ممکن است ما فقط جراحی روی دستمان انجام داده باشیم، اما بدلیل داروی بیهوشی که دریافت کردهایم، تمام اجزا بدن ما کنشهای خودش را برای موقت از دست خواهد داد، به عنوان مثال شما ممکن است جهتیابیتان به زمان و مکان را از دست بدهید، درد داشته باشید و فعالیتهای روزمره خودتان را نتوانید داشته باشد و طلاق دقیقا عین عمل جراحی است، کاملا زندگی فرد را دگرگون خواهد کرد.
این روانشناس گفت: طلاق روی روح، روان، جسم، اندیشه و احساس فرد تاثیر میگذارد، بنابراین فرد به یک زمان چند ماهه تا چند ساله نیاز دارد، تا بتواند بهبود پیدا کند، و زندگی جدید خودش را که سرشار از آزادی، نشاط و هدفمندی است، بسازد.
او ادامه داد: بعد از درست سپریکردن دوره بازسازی پس از طلاق، ممکن است زندگی فرد به سطحی برسد که حتی خیلی بهتر از قبل باشد، البته در صورتیکه بتواند دوره بهبودی را بخوبی سپری کند، به عنوان مثال یکی از مواردی که فرد باید رعایت کند، این است که وارد رابطه عاطفی دیگری نشود، چون آمادگی لازم را ندارد و ممکن است ضربه عاطفی دیگری را تجربه کند.
زین الدینی با بیان اینکه در طول دوره بازسازی فرد از یکسری مراحل عبور خواهد کرد تا به احساس آزادی و شادی برسد، افزود: این مراحل شامل، انکار کردن شرایط پیشآمده، احساس ترس از شرایط جدید، سازگاری به شکل ناسالم، احساس شدید تنهایی، از دست دادن دوستیها، احساس گناه و طرد شدن، احساس غمگینی، احساس خشم، رهاکردن گذشته، احساس خودارزشمندی و عزت نفس، مرحله انتقال و حل کردن علتهای از همپاشیده شدن رابطه قبلی خود، صداقت با خود و دیگران، مرحله عشق، اعتماد، تمایلات جنسی، استقلال، هدفمندی و آزادی.
این روانشناس با اشاره به اینکه برای عبور از هر مرحله باید زمان خاصی در نظر گرفته شود و فرد باید بسیار صبور باشد تا بتواند تک تک مراحل را بدرستی طی کند و با موفقیت از آن خارج شود، اضافه کرد: گاهی اوقات ممکن است فرد در یک زمان در چندین مرحله باشد، یعنی همزمان هم احساس خشم از همسر سابقش داشته باشد و گاهی اوقات هم ممکن است احساس غمگینی و احساس تنهایی بهطور همزمان داشته باشد.
زین الدینی خاطرنشان کرد: این مسیر بسیار سخت و پر فراز و نشیب است، معمولا اطرافیان درک و حمایت لازم را ندارند و البته بهتر است برای گذر کردن از این مراحل افراد کمک حرفهای دریافت کنند و بدانند که بعد از طی مسیر میتوانند زندگی دلخواهشان را برای خود بسازند و احساسات بسیار خوبی را تجربه خواهند کرد.
منبع: باشگاه خبرنگاران جوان
زهرا زین الدینی روانشناس و مشاور، درباره اینکه مشاوره در هنگام بروز اختلاف چه کمکی به زوجین میکند، اظهار کرد: زندگی زناشویی یکی از جهانیترین نهادهای بشری است، که از دو نفر با تواناییها، استعدادهای متفاوت، با نیازها و علایق مختلف و در یک کلام با شخصیتهای گوناگون تشکیل شده است.
زین الدینی بیان کرد: خانواده، مهمترین نهادی است که جامعه خود را تغذیه کرده و در سلامت و بیماری، در شرافت و انحراف، در سازگاری و نابهنجاری آن مؤثر است.
او ادامه داد: به اعتقاد بسیاری از جامعهشناسان، ارضای نیازهای عاطفی مهمترین کارکردی است که میتواند بقای خانواده را تنظیم کند و اگر مسائل و مشکلات ناشی از تعارضات زناشویی در یک جامعه شدت پیدا کنند، استحکام خانواده را به خطر میاندازند و این امر تهدیدی برای استحکام جامعه و نظام اجتماعی به شمار میرود.
این روانشناس با بیان اینکه ازدواج یکی از مهمترین حوادثی است که در زندگی رخ میدهد، اضافه کرد: ازدواج در شکلگیری شخصیت و جهتگیری انسان نقش قاطع دارد، علاوه بر پاسخگویی به نیازهای جنسی و عاطفی فرد، نیازهای اقتصادی، ارتباطات اجتماعی و فرهنگی او را تنظیم میکند به همین دلیل هنجاری پذیرفتهشده در تمام جوامع محسوب میشود.
زین الدینی با اشاره به اینکه ازدواج یکی از مراحل مهم در زندگی هر فرد است، افزود: داشتن یک ازدواج موفق و یا ناموفق بر روی سلامت جسمانی و سلامت روانشناختی فرد تاثیر مستقیم میگذارد و تحقیقات نشان میدهد سالهای اول زندگی مشترک، سختترین سالهای یک رابطه زناشویی است.
او ادامه داد: افراد در سالهای اولیه زندگیشان، تعارضهای بیشتری را تجربه خواهند کرد و در صورتیکه ندانند چگونه این اختلافها را حل و مدیریت کنند، ممکن است به رابطهشان آسیبهای زیادی وارد کنند.
این روانشناس با بیان اینکه ازدواج موفق، یک پدیده روبه رشد و تحولی است، تصریح کرد: همانگونه که کودک وقتی بدنیا میآید تمام توانمندی، ظرفیت و مهارتهایش باید در فرایند زمان رشد و تحول نماید، تا به مرور در اثر تعامل فعال با زندگی و محیط پیرامونش و با تکیه بر "یادگیری" مداوم تجلی پیدا کند، ازدواج نیز پدیدهای است تحولی که از چهار مرحله عبور میکند.
زین الدینی گفت: برخی ازدواجها پیش از آنکه مراحل تحولی خود را پشت سر بگذارند به اتمام میرسند، در حالی که برخی دیگر از ازدواجها در عین حال که پایدار میمانند و به حیات خود ادامه میدهند، اما در یک مرحله خاص از حرکت باز میایستند و تثبیتشده، و گیر میافتند. این مراحل عبارتند از: ۱-درگیری عاطفی، ۲- ماه عسل، ۳-تعارض و چالش، ۴-حل مساله و سازگاری پویا.
او اضافه کرد: زوجین معمولا در مرحله تعارض به روانشناس مراجعه میکنند و در صورتیکه بتوانند با کمک روانشناس به خوبی از این مرحله گذر کنند، وارد مرحله سازگاری میشوند و رابطه شاد و موفقی را تجربه خواهند کرد.
این روانشناس خاطرنشان کرد: زوجدرمانی با حضور هر دو نفر برگزار میشود، البته ممکن است روانشناس با هر یک از زوجین جلسات انفرادی نیز داشته باشد و همچنین جلسات زوجدرمانی یکسری قوانین مشخص نیز دارد که روانشناس در ابتدا آنها را توضیح خواهد داد.
منبع: باشگاه خبرنگاران جوان
روانشناسی نقاشی کودکان و خردسالان بسیاری از حرفه ای ها را در زمینه آموزش و پرورش جذب کرده و علاقه مند می کند.
محققان، روانشناسان، معلمان و والدین تحقیقات مختلفی را برای روشن ساختن مفهوم و تفسیر نقاشی های کودکان انجام داده اند.
از طریق بررسی و تحلیل نقاشی کودکان ، می توان بینش آنها را در مورد توسعه اجتماعی / احساسی، فیزیکی و فکری هر کودک به دست آورد.
کودکان معمولا از طریق روش های فکری، جسمی و احساسی جهان اطراف را کشف می کنند. مداد، قلم مو و کاغذ بهترین روش برای انتقال ترس ها و امیدهای آنهاست. پیشرفت نقاشی کودکان در طی یک دوره زمانی می توانند رشد فکری آنها را نشان دهد و همچنین توانایی ها و مهارت های علمی آنها را مشخص کند.
کودکان از طریق نقاشی های خود، نظرات و تفسیرهایشان را بیان می کنند. نقاشی های کودکان بخشی از طبیعت درونی آنها است. هنگامی که نقاشی می کنند، مواد، مداد رنگی، الگو، اندازه و موقعیت آنچه را که می خواهند بکشند با دقت انتخاب می کنند که هر کدام نشان دهنده بعدی از درون آنهاست و می تواند اطلاعات دقیقی ارائه دهد.
نقاشی های کودکان در فرهنگ های مختلف متفاوت است. تحقیقات نشان می دهد کودکان در فرهنگ های مختلف نه تنها در جزئیات طراحی سبک، بلکه در استراتژی های اولیه نیز متفاوت هستند. فرهنگ، نقش اساسی در توسعه نمادهای نهادینه دارد. همچنین می تواند یک ابزار ارتباطی باشد. کودکانی که هنوز توانایی کافی برای بیان لغات انتزاعی ندارند، از روش های ارتباطی مانند نقاشی استفاده می کنند.
از طریق نقاشی کودکان با افراد خانواده ارتباط برقرار می کنند و مهارت های زندگی را توسعه می دهند و حس اعتماد را ایجاد می کنند. نقاشی های کودکان دارای نظمی است که به توسعه مهارت های حرکتی کمک می کند. گستردگی دیدکودک، علایق، احساساتی مانند شادی، خشم، غم و اندوه همچنین شیوه زندگی و روش های تربیتی تاثیر زیادی بر محتوای آن دارد.
روانشناسی نقاشی کودکان، حاکی از آن است که کودکانی که نقاشی های بهتری دارند از درصد هوش عاطفی بالاتری برخوردارند.
بخش ناخودآگاه روح می تواند از طریق نقاشی ظاهر شود. طراحی یک ارتباط مستقیم با بخش ناخودآگاه دارد و حاوی اطلاعات روانشناختی زیادی است که عمق روان کودک را می توان از طریق آن احساس کرد. کودکانی که نقاشی می کنند بچه های خوشحال تری هستند. آنها ترس، آرزو، درد و غیره را از طریق نقاشی بیان می کنند. همچنین اطلاعاتی در مورد رابطه جهان و دیگر افراد بیان می کنند.
آثار هنری کودکان نشان دهنده یک دیدگاه از شخصیت خودشان است. کودکان ابزار نقاشی را به طوری تصادفی انتخاب نمی کنند، این انتخاب خلق و خوی شخصیتی آن ها را نشان می دهد. ضخامت مداد، اندازه ورق انتخاب شده، نشان دهنده خصوصیات درونی اوست. هرچه ورق بزرگتر باشد کودک می خواهد بیشتر خود را نشان دهد، در حالی که انتخاب یک برگه کوچکتر نشان می دهد کودک رضایت بیشتری دارد. در اینجا به تفسیر چند مورد از نقاشی کودکان می پردازیم.
طراحی یک شخص در اندازه بزرگ نشانه پرخاشگری است اما در اندازه کوچک نشانه احساس بی کفایتی، شرم، ترس و افسردگی است. اگر سر شخص را بسیار بزرگ بکشد نشان از مغرور بودن است. بچه های معمولی سر را متناسب با بدن طراحی می کنند.
کودکانی که بیشتر صحبت می کنند، تهاجمی هستند و دهان را با اندازه بزرگ طراحی می کنند. اما بچه های معمولی متناسب با بدن نقاشی می کنند. کودکانی که فکر می کنند مدام تحت کنترل هستند اندازه چشم ها را بزرگتر نقاشی می کنند. چشم در اندازه کوچک نشان از ضعف احساسات و وابستگی است و اگر چشم حذف شود نشان از عدم تمایل به حضور در جامعه و ارتباط برقرار کردن با دیگران است.
بزرگ نشان دادن بینی تاکید بر پرخاشگری در کودک است. کودکانی که گردن را بلند می کشند، نشان از سختی در دستیابی به اهداف و خواسته هایشان است.کودکان مشکل دار اصولا گردن را به طور کامل حذف می کنند.
کشیدن دست نشان از تمایل به ارتباط برقرار کردن با محیط و کمک به همنوع است.کوچک کشیدن یا حذف آن نشان از احساسات ناامن و بی نظمی است.
اگر تمام بدن سایه دار باشد نشان از اضطراب کودک و اگر قسمتی از بدن سایه دار باشد اضطراب در آن قسمت از بدن کودک را نشان می دهد.
فشار قلم خبر از تنش عضلانی کودک می دهد. این پدیده در کودکان پسر منعکس کننده عجولی است. خطوط خفیف سطح انرژی پایین، شرم و افسردگی را منعکس می کند.
نقاشی کودکان باید توسط متخصصین تجزیه تحلیل شود. استراتژی های مورد استفاده در نقاشی کودکان اطلاعات زیادی در اختیار متخصصین و والدین می گذارد که منجر به حل مشکلات درونی آنان می شود.
منبع: بیتوته
روانشناسی نقاشی کودکان و خردسالان بسیاری از حرفه ای ها را در زمینه آموزش و پرورش جذب کرده و علاقه مند می کند.
محققان، روانشناسان، معلمان و والدین تحقیقات مختلفی را برای روشن ساختن مفهوم و تفسیر نقاشی های کودکان انجام داده اند.
از طریق بررسی و تحلیل نقاشی کودکان ، می توان بینش آنها را در مورد توسعه اجتماعی / احساسی، فیزیکی و فکری هر کودک به دست آورد.
کودکان معمولا از طریق روش های فکری، جسمی و احساسی جهان اطراف را کشف می کنند. مداد، قلم مو و کاغذ بهترین روش برای انتقال ترس ها و امیدهای آنهاست. پیشرفت نقاشی کودکان در طی یک دوره زمانی می توانند رشد فکری آنها را نشان دهد و همچنین توانایی ها و مهارت های علمی آنها را مشخص کند.
کودکان از طریق نقاشی های خود، نظرات و تفسیرهایشان را بیان می کنند. نقاشی های کودکان بخشی از طبیعت درونی آنها است. هنگامی که نقاشی می کنند، مواد، مداد رنگی، الگو، اندازه و موقعیت آنچه را که می خواهند بکشند با دقت انتخاب می کنند که هر کدام نشان دهنده بعدی از درون آنهاست و می تواند اطلاعات دقیقی ارائه دهد.
نقاشی های کودکان در فرهنگ های مختلف متفاوت است. تحقیقات نشان می دهد کودکان در فرهنگ های مختلف نه تنها در جزئیات طراحی سبک، بلکه در استراتژی های اولیه نیز متفاوت هستند. فرهنگ، نقش اساسی در توسعه نمادهای نهادینه دارد. همچنین می تواند یک ابزار ارتباطی باشد. کودکانی که هنوز توانایی کافی برای بیان لغات انتزاعی ندارند، از روش های ارتباطی مانند نقاشی استفاده می کنند.
از طریق نقاشی کودکان با افراد خانواده ارتباط برقرار می کنند و مهارت های زندگی را توسعه می دهند و حس اعتماد را ایجاد می کنند. نقاشی های کودکان دارای نظمی است که به توسعه مهارت های حرکتی کمک می کند. گستردگی دیدکودک، علایق، احساساتی مانند شادی، خشم، غم و اندوه همچنین شیوه زندگی و روش های تربیتی تاثیر زیادی بر محتوای آن دارد.
روانشناسی نقاشی کودکان، حاکی از آن است که کودکانی که نقاشی های بهتری دارند از درصد هوش عاطفی بالاتری برخوردارند.
بخش ناخودآگاه روح می تواند از طریق نقاشی ظاهر شود. طراحی یک ارتباط مستقیم با بخش ناخودآگاه دارد و حاوی اطلاعات روانشناختی زیادی است که عمق روان کودک را می توان از طریق آن احساس کرد. کودکانی که نقاشی می کنند بچه های خوشحال تری هستند. آنها ترس، آرزو، درد و غیره را از طریق نقاشی بیان می کنند. همچنین اطلاعاتی در مورد رابطه جهان و دیگر افراد بیان می کنند.
آثار هنری کودکان نشان دهنده یک دیدگاه از شخصیت خودشان است. کودکان ابزار نقاشی را به طوری تصادفی انتخاب نمی کنند، این انتخاب خلق و خوی شخصیتی آن ها را نشان می دهد. ضخامت مداد، اندازه ورق انتخاب شده، نشان دهنده خصوصیات درونی اوست. هرچه ورق بزرگتر باشد کودک می خواهد بیشتر خود را نشان دهد، در حالی که انتخاب یک برگه کوچکتر نشان می دهد کودک رضایت بیشتری دارد. در اینجا به تفسیر چند مورد از نقاشی کودکان می پردازیم.
طراحی یک شخص در اندازه بزرگ نشانه پرخاشگری است اما در اندازه کوچک نشانه احساس بی کفایتی، شرم، ترس و افسردگی است. اگر سر شخص را بسیار بزرگ بکشد نشان از مغرور بودن است. بچه های معمولی سر را متناسب با بدن طراحی می کنند.
کودکانی که بیشتر صحبت می کنند، تهاجمی هستند و دهان را با اندازه بزرگ طراحی می کنند. اما بچه های معمولی متناسب با بدن نقاشی می کنند. کودکانی که فکر می کنند مدام تحت کنترل هستند اندازه چشم ها را بزرگتر نقاشی می کنند. چشم در اندازه کوچک نشان از ضعف احساسات و وابستگی است و اگر چشم حذف شود نشان از عدم تمایل به حضور در جامعه و ارتباط برقرار کردن با دیگران است.
بزرگ نشان دادن بینی تاکید بر پرخاشگری در کودک است. کودکانی که گردن را بلند می کشند، نشان از سختی در دستیابی به اهداف و خواسته هایشان است.کودکان مشکل دار اصولا گردن را به طور کامل حذف می کنند.
کشیدن دست نشان از تمایل به ارتباط برقرار کردن با محیط و کمک به همنوع است.کوچک کشیدن یا حذف آن نشان از احساسات ناامن و بی نظمی است.
اگر تمام بدن سایه دار باشد نشان از اضطراب کودک و اگر قسمتی از بدن سایه دار باشد اضطراب در آن قسمت از بدن کودک را نشان می دهد.
فشار قلم خبر از تنش عضلانی کودک می دهد. این پدیده در کودکان پسر منعکس کننده عجولی است. خطوط خفیف سطح انرژی پایین، شرم و افسردگی را منعکس می کند.
نقاشی کودکان باید توسط متخصصین تجزیه تحلیل شود. استراتژی های مورد استفاده در نقاشی کودکان اطلاعات زیادی در اختیار متخصصین و والدین می گذارد که منجر به حل مشکلات درونی آنان می شود.
منبع: بیتوته
درک بچه از مرگ چطور است؟ ما چه طور باید این راز بزرگ را برای بچه توضیح دهیم و بچه چه طور میتواند آن را درک کند.
بچه ها در سنین ابتدایی درک درستی از واقعیت، داستان، تاریخ و تخیل ندارند و نمی توانند اینها را بخوبی از هم تفکیک کنند.
تعریف کردن مرگ به شکلی که گویی شخصیتی انسانی دارد و به دنبال آدم ها میاید میتواند برای بچه به کابوسی دائمی بدل شود. زمانی بچه می پذیرد مادربزرگ پیش فرشته هاست، برای این که تخیل وی میتواند همه چیز را در زمان حال با جزئیات بسازد؛ ولی این حادثه زیاد طول نمی کشد و بزودی وی به دنبال دلیل خواهد بود.
چنانچه پسر چهار ساله تان از شما بپرسد:« مادربزرگ، به کجا رفته و من دوباره کی وی را خواهم دید؟» چه جوابی خواهید داد؟ این حالت شما را سردرگم خواهد کرد و به دروغ پناه خواهید برد؟
آنچه باید بدانیم این است که گمراه کردن بچه، وی را از فکر کردن در مورد فرد وفات یافته منصرف نخواهد کرد بلکه سبب میشود بچه ، دیگر به اطرافیان خود اطمینان نداشته باشد و آن ها را اشخاص دروغگویی بداند. بدین ترتیب بهتر است مرگ عزیز خود را از بچه مخفی نکنید و باتوجه به سن و سال بچه و میزان درک و فهم وی، مسأله مرگ را برایش توضیح دهید.
بچه در هر سن و در هر موقعیتی که باشد از مرگ اطرافیان خود بسیار آشفته و ناراحت خواهد شد. بدین ترتیب به احوالات وی توجه کافی داشته باشید تا دچار بیماری افسردگی و استرس نشود.
چطور مرگ اطرافیان را به بچه توضیح دهیم؟
به طور کلی باید چند سؤال را جواب دهید تا بتوانید به خوبی و درستی معنای مرگ را به بچه منتقل کنید. این که بچه چند ساله است؟، شخصی که فوت شده چه قدر به بچه نزدیک بوده است؟ و در پایان این که بچه چه قدر با مرگ اشنا شده است؟ اگر جواب این سه سؤال را پیدا کردید میتوانید باتوجه به وضعیت بچه برای وی توضیح دهید، در ادامه میخواهیم شیوه های را برای توصیف مرگ به بچه ها بیان کنیم.
آغاز یک صحبت آن هم با بچه و در خصوص مرگ که به خودی خود با تلخی همراه است قدری دشوار است. باید بدانید که چه چیزی در ذهن وی میگذرد. چنانچه در شرایطی هستید که شخصی از اعضای خانواده از دست رفته میتوانید با این شکل با وی صحبت را آغاز کنید.
“آیا میدانی به چه دلیل امروز مادر ناراحت است؟” یا چنانچه جو خانه به گونه ای است که بچه خود تا حدودی متوجه شده سوال کنید “آیا میدانی چه اتفاقی افتاده است؟” ولی اگر تنها هدف معرفی مرگ به بچه مد نظر شماست میتوانید از عکس و تصویر گذشتگان استفاده کنید و آن ها را به بچه نشان دهید. “آیا میدانی این فرد کیست؟او برادر بزرگتر تو بود که پیش از تو متولد شد و اینک فوت شده است. آیا میدانی به چه کسی مرده میگویند؟”
مرگ را صادقانه توضیح دهید و نه داستانی!
قرار نیست برای بچه یک قصه و داستان حماسی تعریف کنید. وی تنها باید با معنای مرگ اشنا شود و باید با حقیقت مرگ رابطه برقرار کند. صریح باشید و از واژه مرگ یا فوت استفاده کنید. نباید از جملاتی مثل “اکنون وی رفته و دیگر برنمیگردد” یا “او ما را ترک کرد” استفاده کنید. مرگ یک اتفاق دردناک است ولی هیچوقت نباید برای بچه به عنوان یک تابو تعریف شود که نباید از آن سخن گفت. یک تعریف ناقص همان طور که ذهن شما را درگیر می کند می تواند بچه را آشفته کرده و وی را دچار ناراحتی کند و باتوجه به این که او از شما این جملات را شنیده خیال می کند سوال دوباره آن و یا پرسیدن از دیگران در خصوص مرگ خطا و اشتباه است.
آیا بچه ها از مرگ می ترسند؟
این مسأله باز هم به بچه شما بستگی دارد. برخی از آن ها از مرگ می ترسند و برخی دیگر نه. چه بسا کودکانی هستند که بخاطر ترس از مردن، دوست ندارند هیچ وقت بزرگ شوند.
در واقع، در فکر آن ها ترس از بزرگ شدن فقط به این خاطر شکل می گیرد که عاقبت وی هم روزی مانند پدر بزرگ و مادربزرگ پیر میشود و روزی می میرد. بهتر است از بچه سؤال کنیم:« چه چیزی تو را می ترساند؟»،« به چه دلیل می ترسی؟» و... جواب های وی حتما میتواند به ما کمک کند تا علل این نگرانی و راههای غلبه بر آن را بشناسیم. امکان دارد کودکان در سنین گوناگون از نوعی اضطراب که به آن« ترس از مرگ» می گوییم رنج ببرند که البته این مشکل با حالتی که در بالا توضیح داده شد، متفاوت است.
واکنش های کودکانه در قبال مرگ
1. پرخاشگری، ترس و استرس
2. اختلال های خواب( کابوس، هراس از خوابیدن)
3. اختلال های رفتاری( جویدن ناخن، شب ادراری)
4. حس گناه، بیماری افسردگی و ناراحتی
5. عدم تمرکز
سوگواری بچگانه
روان شناسان معتقدند بچه باید به روش خود سوگواری کند.
اگر بچه را به مراسم تشییع جنازه نمی برید، اجازه دهید وی هم به طریقی با فرد وفات یافته وداع کند. بخصوص اگر به هم نزدیک بوده اند.
برای وی شمعی روشن کند یا با آرامش با هم درباره وی حرف بزنید . بگذارید وی هم خاطراتش را مرور و با متوفی وداع کند.
خانواده هایی که در آن کودکی ، مرگ عزیزی را تجربه میکند در زمان سوگواری واکنشی به نام دوره احساسی کوتاه از خود نشان میدهند . احساسات کودک در این دوره بصورت جهشی است. با انرژی زیادی آغاز میشود و خیلی زود پایان می یابد. این اتفاق دو سه بار در روز یا هفته رخ میدهد یا حتی پس از یک سال با یادآوری آن فرد تکرار میشود . نگران نباشید آرام آرام همه چیز عادی میشود .
منبع: بیتوته