یکی از مهمترین مسائلی که میتواند در برقراری ارتباط سالم موثر باشد و روابط سازندهتری را بسازد، وجود عزت نفس در یک فرد است. اگر کسی به اندازه کافی خود را باور نداشته باشد و به تواناییها و حتی عیوبش واقف نباشد، نباید انتظار داشته باشد در زندگی مشترکش موفق باشد.
اگر کسی خود را نشناسد و به خود احترام نگذارد، طلب کردن این احترام از فرد مقابلش محال است.
حتی این احتمال وجود دارد که فردی که عزت نفس کافی ندارد، زندگی با شریکی را انتخاب کند که در آن، مطابق با باورهای اشتباهی که نسبت به خودش دارد، با او برخورد شود. در این مقاله به شما میگوییم که چطور عزت نفس پایین میتواند روی زندگی یک فرد تاثیر منفی بگذارد.
- بسیاری از انسانها همسر خود را بر اساس خود ایده آلشان انتخاب میکنند و نا آگاهانه چرخههای غلطی از روابط شکل میگیرد و عزت نفس فرد بیشتر آسیب میبیند.
در شرایطی که خانم با عزت نفس بالا شوهری با عزت نفس پایین داشته باشد مرد دچار احساس بیکفایتی و بی عرضگی بیشتری میکند و اگر کفایت مردی در زندگی مشترکش زیر سوال برود و برای فرار از اضطراب مدام تسلیم شود در دراز مدت اصطلاحاَ فردی تو سری خور و دارای اختلال میشود.
گاهی ممکن هست مردان برای محافظت از کفایتشان از نیروی بدنی خود استفاده کنند و زن را مورد آزار قرار دهد و گاهی ممکن هست مرد وارد روابط موازی دیگری شود چرا که همسر خودش مرد نمیخواهد، ابر مرد میخواهد.
اگر آقا عزت نفس بالا و خانم عزت نفس پایین داشته باشد چرخه معیوب دیگری شکل میگیرد زنها عمیقاَ نیاز دارند دوست داشته شوند زنی با عزت نفس پایین مدام توسط شوهرش با زنان دیگر مقایسه میشود و احساس میکند همسرش او را دوست ندارد و در این رابطه حتی حال آقا هم بد میشود و از ازدواج خود احساس نارضایتی میکند.
اگر هردو خانم و آقا دارای عزت نفس پایین باشند در مسائل مهم زندگی مثل فرزندپروری یا ایجاد مرز و حریم برای زندگی مشترک دچار اشکال و آسیب میشوند.
-اکثر افرادی که سریعا بعد از ازدواج دچار چالش میشوند و با مشکلات نه چندان جدی اما عمیقی روبرو میشوند، کسانی هستند که ازدواج را به چشم یک نجات دهنده میدیدند.
این افراد گمان میکردند خوشبختی و سعادت در گرو آمدن کسی است که به زندگیشان میآید و با وجودش او را از باتلاق غم نجات میدهد. این فرد به قول معروف منتظر شاهزاده سوار بر اسبی است که بیاید و او را به زندگی رویاییاش ببرد. این باور غلط ناشی از عزت نفس پایین افراد است. چرا که فردی که خوشبختی زندگیاش را وابسته به بودن فرد دیگری بداند و خودش برای شادی و سعادت زندگیاش تلاشی نکند، نباید انتظار هیچ نجات دهندهای را داشته باشد.
وجود چنین چشم اندازی در یک فرد باعث میشود به این رؤیا پایبند باشد و توقعاش را از شریک احساسی خود بالا ببرد.
البته که چنین چیزی محقق نمیشود. حتی اگر این شریک احساسی با تمام استانداردها و توقعات فرد سازگار باشد، این احتمال وجود دارد که فرد، تلاشهای او را زیر سؤال ببرید و درنهایت، رابطه عاطفی خود را خراب کند.
-فردی که عزت نفس کافی و سالمی ندارد، خود را دوست داشتنی نمیبیند و همین امر باعث میشود که تصور کند هیچچیزی، آسان یا بهصورت طبیعی و دلخواه برایش اتفاق نمیافتد.
بدین صورت هرموقعیت خوبی که برایش پیش میآید را نادیده میگیرد. شاید به این دلیل که خود را لایق یک رابطه درست نمیبیند و دائم در تلاش است تا یک رابطه را شروع کند. متاسفانه خودکم بینی در فرد باعث میشود او به یک فرد وسواسی و ترحمطلب تبدیل شود که همین امر میتواند تواناییاش برای ایجاد یک مسیر عاطفی بادوام را از بین ببرد.
- اگر شریک زندگی تان بر همه جنبه های زندگی شما تسلط دارد و در همه چیز دخالت می کند و حریم شخصی را رعایت نمی کند این طبیعی است که به مرور زمان اعتماد به نفس تان را از دست بدهید افراد پرخاشگر و خودخواه همیشه طوری رفتار می کنند که همه چیز را در اختیار و اراده خود داشته باشند.
- تنش و درگیری در رابطه ها تا اندازه ای طبیعی است. گاهی ممکن است یک نفر مسئول یک تنش یا اختلافی باشد اما اگر همواره احساس می کنید متهم هستید، همه تقصیر و خطا در هر موقعیتی به گردن شما می افتد این مساله به شدت در خودباوری شما تأثیر دارد. وقتی همیشه مقصر شناخته شده اید احتمال اینکه دفعه های بعد نیز خود را مقصر بدانید بسیار زیاد است.
- حساسیت بیشازحد یکی از دردناکترین جنبههای عزت نفس پایین است. این افراد از انتقاد سریع عصبانی میشوند یا با هر حرف مستقیمی احساس نابودی میکنند. همین امر باعث میشود در مقابل هر انتقادی جبهه گیری کنند و احساس ضعفی که دارند منجر میشود هیچ موقع خود را کامل نبینند و در این راستا کوشش نکنند.
- افرادی که بارها شاهد خیانت بودهاند یا در روابطی ماندهاند که بارها شخصیت و انسانیتشان خرد شده است، از عزت نفس پایینی برخوردار هستند.
اگر رابطه فرد کاملا امن و قابلاعتماد باشد، احتمالا خسته و دلسرد میشود و شاید از آن فرار کند. احتمالا این افراد عادت کردهاند که برای اصلاح رابطه ناامن خود تلاش کنند، به همین دلیل است که تنها بهسمت چنین روابطی جذب میشوند.
منبع: بیتوته
معاونت منابع انسانی قوه قضاییه، زمان مصاحبه علمی واجدان شرایط جذب اختصاصی تصدی منصب قضا سال 1398 را اعلام کرد.
به گزارش ایسنا، متن اطلاعیه معاونت منابع انسانی قوه قضائیه به شرح زیر است:
«بدینوسیله به اطلاع میرساند، مصاحبه علمی داوطلبان جذب اختصاصی تصدی منصب قضا سال ۱۳۹۸ از ابتدای مرداد ماه آغاز میگردد.
زمان دقیق مصاحبه علمی هر داوطلب طی تماس تلفنی ابلاغ خواهد شد. زمان مصاحبه علمی یکبارتعیین و ابلاغ میگردد و امکان تغییر آن وجود ندارد. عدم پاسخگویی به تلفن همراه در دو نوبت به منزله انصراف از شرکت در مصاحبه علمی است.
مدارک لازم برای تشکیل پرونده در روز مصاحبه علمی:
۱. اصل و تصویر کارت ملی
۲. اصل شناسنامه و تصویر تمام صفحات آن
۳. تصویر مدارک تحصیلی (کارشناسی یا سطح ۲ و بالاتر)
۴. گواهی اشتغال به تحصیل برای داوطلبان در حال تحصیل
۵. گواهی لازم از کانون وکلا دادگستری یا مرکز امور مشاوران و وکلا قوه قضائیه برای وکلا و نفرات برتر آزمونهای وکالت
تذکر ۱: همه مدارک میبایست در قطع A4 تهیه و تحویل شوند.
تذکر ۲: در صورت نقص مدارک در روز مصاحبه علمی از تشکیل پرونده ممانعت به عمل خواهد آمد و داوطلب حق شرکت در مصاحبه علمی را نخواهد داشت.
مصاحبهها در دو محل به نشانیهای زیر برگزار میشود و محل برگزاری مصاحبه هر داوطلب در تماس تلفنی به وی اعلام میگردد.
نشانی محلهای مصاحبه:
* تهران، خیابان حافظ، تقاطع خیابان سمیه، روبروی دانشگاه امیرکبیر، معاونت منابع انسانی قوه قضائیه، طبقه نهم
* قم، بلوار ۱۵ خرداد، بعد از پمپ بنزین، نبش خیابان سعدی، مرکز آموزش قوه قضائیه، طبقه همکف»
معاونت منابع انسانی قوه قضائیه ۹ اردیبهشت ماه سال جاری اطلاعیه جذب اختصاصی داوطلبان تصدی منصب قضا سال ۱۳۹۸ را منتشر کرده بود.
منبع: ایسنا
شرمنده بودن، خجالتی بودن، ترس و ... از احساساتی هستند که اغلب افراد را از به اشتراک گذاشتن نگرانیهای مربوط به بهداشت روانی با پزشک باز میدارد؛ اما در یک زندگی کامل و مولد، همانقدر که سلامتی جسمی شما اهمیت دارد، سلامت روانتان هم مهم است.
همهی ما کم و بیش با سختیهای اجتنابناپذیر زندگی دست و پنجه نرم کردهایم و میدانیم چگونه کنترل امور را تا حدودی در دست بگیریم؛ اما این موقعیتهای دشوار میتوانند باعث شوند به راحتی سلامت روح و روانمان را فراموش کنیم.
توجه به وضعیت سلامت روح و روان و شناختن هیجانات و الگوهای فکری، بدون تردید نوعی قدرت و مهارت است که باید به آن مجهز باشیم. هر مشکلی که درمان نشده رها شود در نهایت بدتر خواهد شد و دلایل زیادی وجود دارد که چرا افراد ممکن است از اصلاح وضعیت روحی و روانی خود طفره بروند. یکی از شایعترین دلایل این است که بیشتر ما درخواست کمک کردن را علامت ضعف میدانیم و فکر میکنیم باید خودمان به تنهایی تمام مشکلات را حل کنیم. البته کمبود وقت و مشکلات مالی نیز میتوانند موانعی بر سر راه درمانهای روحی و روانی ایجاد کنند. رسیدگی به نیازهای خانواده و اهمیت دادن به مسئولیتهای جورواجور همگی میتوانند سبب در اولویت ندانستن سلامت روحی و روانیمان شوند.
از روابطتان گرفته تا وضعیت خواب و استراحت و تفریحتان همه و همه چیزهایی هستند که تحت تأثیر سلامت روحیاند. فرقی نمیکند شما چه شیوهای را برای رسیدگی به سلامت روح و روانتان مناسب بدانید، مراجعه به روانشناس یا بیشتر وقت گذاشتن برای رسیدگیهای فردی و دیدار با دوستان یا استراحت و سرگرم شدن به مشغولیتهای مورد علاقهتان، به هر حال باید باور کنید که شما لایق این هستید که وضعیت روحیتان را در بهترین حالت ممکن نگه دارید. اول بهتر است بدانید چه علائمی نشان میدهند که وضعیت روحی و روانیتان در معرض خطر است:
زیاد احساس نگرانی یا خشم میکنید
کم طاقت شدن یا حساسیت پذیری زیاد میتواند به معنی نادیده گرفتن چیزی باشد که از درون آزارتان میدهد. تحریکپذیری عصبی میتواند نشاندهندهی افسردگی یا اضطراب باشد. ضمناً اگر مشکل روحیتان مدتها به حال خود رها شود دچار فرسودگی و ناتوانی خواهید شد.
خوب نمیخوابید
ارتباط بین سلامت روانی و اختلالات خواب قابل توجه است. همانطور که مشکلات روحی میتوانند در خواب اختلال ایجاد کنند، خواب کم و بیکیفیت نیز میتواند علائم روحی و روانیتان را تشدید کند. راههایی برای بهبود الگوهای خوابتان پیدا کنید و اگر موفق نشدید خودتان مشکل خوابتان را برطرف کنید، بهتر است به یک درمانگر مراجعه کنید.
الگوهای تغذیهتان تغییر کردهاند
هرچند علت تغییر الگوها و عادتهای غذایی میتواند متنوع باشد؛ اما بیماریهای روحی و روانی مانند اضطراب و افسردگی نیز میتوانند در اشتها اختلال ایجاد کنند. اگر متوجه شدید اشتهایتان دچار تغییرات قابل توجهی شده و قادر به رفع آن نیستید، حتماً برای ارزیابی از پزشک کمک بخواهید چون ممکن است وضعیت روحیتان دچار مشکل شده باشد.
اغلب اوقات نسبت به کارتان بیتفاوت هستید
سرخوردگی و بیتفاوتی نسبت به کار میتواند نشاندهندهی فرسودگی ذهنی باشد. ضمناً افسردگی و اضطراب میتوانند عملکرد حرفهای را مختل کنند. اگر محیط کارتان سمی باشد میتواند به تدریج به سلامت روانتان آسیب بزند؛ اما حتی اگر شما عاشق کارتان باشید باز هم مشکل روحی و روانی میتواند در روتین کاریتان اختلال ایجاد نماید. پس برای درخواست کمک تردید نداشته باشید.
تنها و گوشهگیر شدهاید
نیاز به گهگاه تنها بودن بخشی از مراقبتهای فردی است؛ اما اگر میبینید اغلب تنهایید و خودتان را از جمع دوستان و خانواده کنار میکشید، پس تنهاییتان به مرور در حال شدت گرفتن است و ممکن است دچار مشکل روحی باشید.
میل جنسیتان تغییر کرده است
میل جنسی میتواند تغییرات گستردهای داشته باشد که بستگی به افراد و شرایطشان دارد؛ اما اگر متوجه شدهاید میل جنسیتان به طور ناگهانی ناپدید شده یا الگوهای جنسی نرمالتان تغییر چشمگیری کرده است پس ممکن است نیاز داشته باشید با یک درمانگر مشورت کنید و علت احتمالی را پیدا نمایید. شاید سلامت روانتان در خطر باشد.
علاقه خود را نسبت به چیزهایی که زمانی برایتان مهم بوده از دست دادهاید
اگر دیگر علاقهای به فعالیتهایی که زمانی دوست داشتید ندارید میتواند نشاندهندهی فشار روانی باشد. افسردگی و اضطراب میتوانند زندگی روزمره را از راههای گوناگون تحت تأثیر قرار دهند و خستگی و فرسودگیهای روحی ایجاد کنند. اگر دیگر نمیتوانید از تجربیات زندگیتان لذت ببرید یا حتی نسبت به خودتان حس خوبی ندارید، پس باید بررسی کنید که آیا وضعیت روحی و روانیتان سالم است یا نه.
علائم فیزیکی و بدنی دارید که دلیلی برایشان پیدا نمیکنید
اگر تمام مدت احساس بدندرد میکنید و دچار بیماری خاصی هم نیستید، این احتمال وجود دارد که این احساسات ناشی از اضطراب باشند. علائم فیزیکی و بدنی که دلیلی برایشان نمییابید، مانند معده درد و سردرد، اغلب علامت این هستند که تحت استرس زیادی هستید و نمیدانید، یا بیشتر از آنچه احساس کنید از درون تحت فشارید. علائمتان را بنویسید تا بتوانید آنها را با پزشک مطرح کنید. این احتمال وجود دارد که نیاز به درمان وضعیت روانیتان داشته باشید.
دقت و تمرکزتان مشکل پیدا کرده است
هرچند هر کسی ممکن است گاهی کم دقت و کم تمرکز شود؛ اما مشکلات تمرکزی که مدام تکرار میشوند میتوانند نشاندهندهی افت سلامت روانی باشند. اگر نمیتوانید روی چیزی مثل سابق تمرکز کنید، مخصوصاً در عملکردهای عادی روزانهتان، به یک درمانگر مراجعه کنید.
اگر مدتهاست که این علائم را دارید شاید متوجه نباشید که چقدر زندگیتان تحت تأثیر این علائم است. خیلی از افراد توجهی به جدی بودن این نشانهها ندارند. اگر مشکلات روحی و روانی چیزی باشد که تمام زندگیتان با آن درگیر باشید، ممکن است فکر کنید همه چی نرمال است، پس سطح آگاهیتان را بالا ببرید و نسبت به سلامت روانیتان دقیقتر باشید.
شرمنده بودن، خجالتی بودن، ترس و ...از احساساتی هستند که اغلب افراد را از به اشتراک گذاشتن نگرانیهای مربوط به بهداشت روانیشان با پزشک باز میدارد؛ اما در یک زندگی کامل و مولد، همانقدر که سلامتی جسمی شما اهمیت دارد، سلامت روانتان هم مهم است. متأسفانه بیماری روانی هنوز در برخی جوامع با ننگ همراه است.
پیام ما برای شما این است: در صورت بروز علائم بیماری روانی، موارد را با پزشکتان در میان بگذارید. چه با مشکلات عادی مانند اضطراب یا افسردگی روبرو باشید و چه شرایط نادری مانند اسکیزوفرنی، پزشک میتواند در ایجاد یک برنامه مراقبتی به شما کمک کند یا شما را به یک متخصص ارجاع دهد.
با صداقت شروع کنید. مطب پزشک یک مکان امن برای به اشتراک گذاشتن ترسهای شماست و دلایل زیادی برای جدی گرفتن سلامت روان وجود دارد که در ادامه به برخی از آنها اشاره میکنیم:
بیماری روانی از آنچه فکر میکنید شایعتر است
در حدود یک نفر از هر شش آمریکایی در هر سال از نوعی از مشکل روانی رنج میبرد. متأسفانه، بسیاری از افراد به دنبال کمک نیستند.
بیماری روانی بر سلامت جسمی شما تأثیر میگذارد
فکر این که سلامت روان از سلامت جسمی جداست آسان است؛ اما یادتان باشد که مغز شما بخشی از بدنتان است. بیماریهای روانی علت اصلی بسیاری از علائم جسمی است. به عنوان مثال، اگر از بیخوابی، تپش قلب یا خستگی رنج میبرید، پزشکتان افسردگی، اضطراب یا سایر شرایط روانی را هم مدنظر میگیرد تا ببیند آیا علت این مشکلات، روانی است یا خیر. برای پی بردن به اهمیت این موضوع، انجمن قلب آمریکا در سالهای اخیر بیانیهای را منتشر کرد که در آن آمده افسردگی یک عامل خطر در بیماران مبتلا به سندرم حاد عروق کرونر در نظر گرفته شود.
بیماریها یا آسیبها میتوانند خطر ابتلای شما به مشکلات روانی را افزایش دهند
درست همانطور که بیماری روانی میتواند باعث ایجاد علائم جسمی در بدن شما شود، برخی بیماریها و مشکلات جسمی نیز میتوانند خطر ابتلا به بیماری روانی را افزایش دهند. این در مورد بیماریهای مزمن مانند سرطان، مولتیپل اسکلروزیس، دیابت، سکته مغزی، صرع، پارکینسون و موارد دیگر صادق است. در مورد تروما، میتوان صدمات به سر را ذکر کرد. خبر خوب این که پزشکان از این ارتباطها آگاه و مراقب بیمارانشان هستند.
تشخیص زودرس بسیار کمککننده است
مانند اکثر شرایط پزشکی، تشخیص زودرس، معمولاً منجر به نتایج بهتری میشود. دریافت کمکهای لازم به موقع میتواند به شما در جلوگیری از بدتر شدن علائم بیماری روانی کمک کند. از طرف دیگر، درمان میتواند به شما کمک کند که از اثرات منفی این علائم در زندگیتان جلوگیری کنید؛ از روابط پرتنش گرفته تا مشکل در کار و امور مالی.
اغلب در خانوادهها موروثی است!
تاریخچه سلامت خانوادهتان به پیشبینی خطر ابتلا به بیماری روانی در شما کمک میکند. از آنجا که بیماریهای روانی هم ممکن است در افراد زیادی از اعضای یک خانواده اتفاق بیفتد، همانطور که در مورد بیماریهای قلبی عروقی، سرطان و سایر بیماریها اطلاعات خانوادهتان را جمعآوری میکنید در مورد بیماریهای روانی هم تحقیق کنید.
منبع: تبیان
افسردگی؛ وضعیت روحی و روانی است که براثر یک اتفاق ناخوشآیند، ناراحتی، عدم وجود هدف و... در اشخاص به وجود میاید که حتی بعضی را تا مرز خودکشی می برد. این وضعیت روانی در اغلب اشخاص متفاوت است و چنانچه بخواهیم از جهت دیگر به آن نگاه کنیم می توانیم بگوییم که بیماری افسردگی در بین زنان و مردان هم کاملاً متفاوت است و ویژگی ها و علایم مختلفی دارد.
زنان دو برابر مردان دچار بیماری افسردگی میشوند و در حین بیماری افسردگی احساسشان را نشان میدهند . با این حال مردان برعکس زنان تلاش میکنند با کار کردن بیش از حد ، رفتار های خشونت آمیز و استفاده از ماده های مخدر بیماری افسردگی شان را مخفی کنند.
رایج ترین علامت های بیماری افسردگی عبارتند از:
اعتماد به نفس اندک
فکر خودکشی
بی میلی به تلاش های معمولاً دل پذیر
خستگی
تغییر اشتها
آشفتگی خواب
بی احساسی و مشکلات جنسی مشتمل بر کاهش تمایل به آن.
بیماری افسردگی در مردان را بیش تر بشناسید
زمانی بیماری افسردگی بعنوان یک بیماری زنانه شناخته میشد ، این در حالی است که در امریکا بیش از میلیون مرد سالیانه دچار بیماری افسردگی میشوند . متأسفانه این اندیشه که بیماری افسردگی یک بیماری زنانه است سبب میشود مردان به علایم این بیماری توجهی نکنند و به دنبال درمان آن نباشند.
علایم بیماری افسردگی در مردان شبیه علایم بیماری افسردگی در زنان است، ولی مردان این علایم را به صورت مختلفی نشان میدهند . شایع ترین علایم بیماری افسردگی عبارتند از عدم علاقه یا از دست دادن علاقه به فعالیت های لذتبخش عادی، خستگی زیاد، تغییر در اشتها، اختلال در خواب و بی اعتنایی به مسائل اطراف.
بیماری افسردگی در زنان بیش تر سبب بروز حس ناراحتی و کم ارزشی میشود . از طرف دیگر بیماری افسردگی در مردان سبب میشود فرد بیمار گوشه گیر شود یا تحریک پذیر شده و رفتارهای خشونت آمیز از خود نشان دهد.
نکته هایی در مورد بیماری افسردگی در مردان
مردان بر خلاف زنان که در دوره بیماری افسردگی به خود سرزنشی گرایش دارند، بیش تر به سرزنش اطرافیان شان درگیر میشوند .
معمولاً مردانی که دچار بیماری افسردگی هستند به درد های جسمی مثل کمردرد، سردرد یا مشکلات گوارشی دچار میشوند . از آن جا که این بیماریها منشأ جسمی ندارند، معمولاً با درمانهای پزشکی هم بهبود نمی یابند.
معمولاً مردان افسرده، ناراحتی شان را به اشکالی مانند تماشای تلویزیون، ورزش کردن یا کار زیاد و حتی رفتار های خطرناک مانند قمار، رفتار های جنسی ناامن و رانندگی خطرناک مخفی میکنند .
بیماری افسردگی مردانه، بیماری افسردگی زنانه!
علامت بارز بین دو جنس در بیماری افسردگی، اختلاف در میزان پذیرش این اختلال است. مردان تنها ممکن است از مشکلات خود بگویند، ولی از گرفتن کمک حرفه ای خودداری میکنند و گاه منکر آن میشوند و قبول آن را به نوعی علامت ضعف و کاستی هویت مردانه خود میدانند که همین مسئله باعث دوام بیش تر بیماری افسردگی در آنان میشود .
مردان بر خلاف خانمها تلاش میکنند در زمان بیماری افسردگی، سرشان را به چیز دیگری گرم کنند که میتواند تحمل موقعیت را برایشان راحت تر کند.
مردان افسرده به نوعی دائم دنبال درگیری و کشمکش با اطرافیان شان هستند و همین مسأله سبب بیش تر شدن مشکلات شان میشود .
نکته هایی در مورد بیماری افسردگی در زنان
اختلال خوردن به معنی کم اشتهایی یا پرخوری عصبی( بولیمیا) است. زنان در زمان بیماری افسردگی بیش تر از مردان به اختلال خوردن دچار میشوند .
خانم ها در دوره بیماری افسردگی علاقه بیشتری به تفکرات منفی و خود سرزنشی دارند. این رفتار ها میتواند شامل صحبت های منفی با خود، گریه کردن بدون هیچ علت خاص یا سرزنش کردن خود باشد.
زنان در دوره بیماری افسردگی، بیش تر حالت دلواپسی و ترس دارند بر خلاف مردان که بیش تر دچار بدگمانی میشوند .
بیماری افسردگی مردانه، بیماری افسردگی زنانه!
علامت بارز در بین دو جنس، اختلاف در میزان قبول بیماری افسردگی است. زنان در مورد آن گفت و گو میکنند و فورا در درپی کمک گرفتن از اشخاص باتجربه برمی آیند تا بیماری افسردگی شان درمان شود.
زنان در زمان بیماری افسردگی، حس ناراحتی، بی تفاوتی و بی ارزشی را بار ها و بار ها در یک روز تجربه میکنند و همین مسئله سبب میشود بیماری افسردگی شان، سریعتر به مرحله حادتر برسد؛ بدین ترتیب درمان بیماری افسردگی در زنان، باید زودتر مورد توجه قرار گیرد.
بیش تر زنان در این زمان برای درمان خود به غذا، رابطه دوستانه و رابطه عاشقانه روی می آورند تا بتوانند با این مشکل، کنار بیایند.
علایم مشترک بیماری افسردگی
مهم ترین علایم بارز بیماری افسردگی که باید دست کم دو هفته ادامه داشته باشد تا علامت ابتلا به این اختلال باشد و بین زن و مرد مشترک است، عبارتند از:خلق افسرده، از دست دادن علاقه، افراط و تفریط در خواب و خوردن و میل به خودکشی در نوع شدید آن. پس اینکه ما غمگین، ناراحت یا بی انگیزه هستیم، الزاماً به معنای افسرده بودن نیست بلکه باید علایم مذکور به انضمام افت جدّی کارکرد روزانه در زندگی فرد رخ داده باشد.
بیماری افسردگی مردانه در کشور ایران دو بُعد بیمیلی جنسی و اتهام بخود را در بر می گیرد، در حالی که بیماری افسردگی در زنان ایرانی ابعاد گسترده تری دارد.
در یکی از پژوهش های انجام شده در خصوص اختلاف بیماری افسردگی در زنان و مردان ایرانی که از ۱۶۸نفر در قالب دو گروه، یعنی ۸۴نفر زن و ۸۴نفر مرد ازمون گرفته شد، غمگینی، بدگمانی، حس شکست، ناخشنودی، اتهام بخود ، کنارهگیری اجتماعی، بی اشتهایی، اندیشه در مورد بدن و بیمیلی جنسی من جمله ابعاد ۲۱گانه ی بیماری افسردگی بود که تفاوت های معناداری بین بیماری افسردگی زنان و مردان ایرانی را نشان داد.
دیگر ابعادی مانند حس گناه، حس مجازات، از خود بیزاری، خود آزاری، گریه کردن، بداخلاقی، بی تصمیمی، تغییر خودپنداری، دشواری در کار، اختلال خواب، خستگی پذیری و کاهش وزن تفاوت معناداری را بین زنان و مردان نشان نداد.
نتیجه اصلی این پژوهش، در مورد اختلاف های معنادار بین بیماری افسردگی های زنانه و مردانه در ایران این بود که زنان افسرده در ابعاد غمگینی، بدگمانی، حس شکست، ناخشنودی، کنارهگیری ، بی اشتهایی و اندیشه درباره ی بدن در زمان بیماری افسردگی پویاتر هستند و مردان تنها در دو بُعد« بیمیلی جنسی» و« اتهام بخود » نمرات بالاتری به دست آوردند .
درمان بیماری افسردگی در مردان چطور است؟
بیش از ۸۰ درصد از مبتلایان به بیماری افسردگی( چه مرد و چه زن) از طریق دارو های ضد بیماری افسردگی، روان درمانی و یا ترکیبی از هر دو شیوه درمانی میتوانند با موفقیت درمان شوند. در صورتی که با علایم بیماری افسردگی روبرو شدید حتماً به پزشک مراجعه کنید.
برای دریافت مشاوره در زمینه افسردگی می توانید به سایت دکتر بهشتیان مراجعه کنید.
در سایت دکتر بهشتیان مطالب متنوعی در زمینه های روانشناسی مختلف، روانشناسی بالینی ، مشاوره روانشناسی ، مشاوره آنلاین ، اختلالات روانشناختی (افسردگی، اضطراب، ترس، پانیک و ...)، هیپنوتیزم ، خودهیپنوتیزم ، هیپنوتیزم بیدار ، مدیتیشن ، ذهن آگاهی ، ازدواج ، پیش از ازدواج ، مشاوره قبل از ازدواج ، روابط جنسی ، تست نئو ، تست شخصیت ، علل عدم قبولی در مرحله سنجش شخصیت قضاوت ارایه شده است.
اگر به دنبال بهترین روانشناس تهران ، دکتر روانشناس خوب و دکتر هیپنوتیزم هستید و یا آنکه نمی دانید به روانشناس مراجعه کنید یا مشاور یا روانپزشک در سایت دکتر بهشتیان ملاک های انتخاب روانشناس خوب و اینکه چگونه متخصص مورد نظر خود را پیدا کنید، ارایه شده است.
منبع: بیتوته
احتمالا بسیاری از فارغالتحصیلان رشتههای حقوق یا فقه، بارها در زمان تحصیل به آیندهی شغلی خود اندیشیدهاند؛ غالب افرادی که رشته علوم انسانی را برای تحصیل در دوران دبیرستان برمیگزینند، رؤیای دفاع از حقوق افراد جامعه یا قضاوت در مورد دعاوی میان مردم را دارند. وکالت و قضاوت، سردمداران مشاغل با موقعیت اجتماعی مناسب و درآمد کافی رشتههای علوم انسانی هستند. در این مقاله روشهای تصدی منصب قضاوت یا بهعبارت دیگر مسیرهایی را که با طی کردن آنها میتوان قاضی شد با شما درمیان میگذاریم.
عمدهی دیدگاه ما درمورد شغلهایی چون وکالت و قضاوت مرهون صحنههای زیبا و تأثیرگذار و گاهی نفسگیر دادگاهها و رسیدگی به دعاوی در جریان فیلمها و سریالهایی است که در طول زندگی خود میبینیم. خبر بد برای کسانی که دل در گروی این دو شغل بر مبنای چنین دیدگاهی دارند، این است که این دو شغل در ایران بسیار متفاوت از آن صحنههای دلفریب و هالیوودی است. اگر با انصاف باشیم در چند سال اخیر آنچه در فیلمهای ایرانی از دادگاه نمایش داده میشود، به واقعیت نزدیکتر است. سکانسهای مربوط به دادسرا در فیلم جدایی نادر از سیمین و صحنههای مربوط به دادگاه خانواده در همان فیلم ما را با واقعیت کنونی قضاوت و دادگاهها بیشتر آشنا میکند.
بااینحال موقعیت اجتماعی مناسب و حقوق دریافتی نسبتا بالای قضات نسبت به سایر کارمندان دستگاه قضا و همچنین مصونیت آنها از تعقیب، دلایل منطقی و موجهی است که امروزه موجب میشود تا افراد بسیاری داوطلب تصدی منصب خطیر قضاوت باشند.
در ابتدا بهتر است بدانیم که مانند شغل وکالت، برای قاضیشدن باید در دورهی کارشناسی حقوق خوانده باشیم یا مدرک معادل حوزوی داشته باشیم. بااینحال دو راهِ شرکت در آزمون قضاوت و دیگری تحصیل در دانشگاه علوم قضایی پیش روی علاقهمندان به این شغل قرار دارد.
با تصویب قانون اصلاح پارهای از قوانین دادگستری در سال ۱۳۵۶، وزارت دادگستری مکلف شد، دانشگاهی به نام دانشکدهی علوم قضایی و خدمات اداری دادگستری تأسیس کند تا از میان آنها افرادی برای کارمندان دادگاه و همچنین قضات انتخاب کند. این دانشکده در سال ۱۳۸۹ با موافقت نهایی شورای گسترش آموزش عالی به دانشگاه تبدیل شد.
دانشجویان با تحصیل در رشتهی علوم قضایی در این دانشگاه بورسیه میشوند، تا پس از تحصیل در منصب قضاوت به خدمت بپردازند. به همین دلیل انتخاب دانشجو برای این رشته با گزینشهای خاصی انجام میپذیرد. از سال ۱۳۹۳ برای این رشته گزینش قضایی انجام میگیرد؛ درواقع گزینشی که برای قضات انجام میپذیرد، جایگزین گزینش عادی برای انتخاب دانشجویان است. به همین دلیل نخبهگزینی و مصاحبههای عقیدتی و علمی در این روش از اهمیت ویژهای برخوردار است.
آسودگی خاطرِداشتنِ شغل پس از فارغالتحصیلی در این دانشگاه، ورود به آن را برای علاقهمندان به این شغل جذاب کرده است تاجاییکه در سالهای اخیر تنها از میان رتبههای برتر آزمونهای کارشناسی و کارشناسی ارشد حقوق انتخاب شوند. این دانشگاه در سه مقطع کارشناسی، کارشناسی ارشد پیوسته و کارشناسی ارشد ناپیوسته دانشجویان حقوق را برای ورود به عرصهی قضاوت آماده میسازد.
پاییز هر سال قوه قضاییه ثبتنام برای آزمون قضاوت را آغاز میکند و عموما یک هفته به طول میانجامد. معمولا در ماههای آبان یا آذر همان سال اولین مرحلهی آزمون قضاوت برگزار میشود. مرحلهی تستی شامل دروس مدنی، جزا، آیینهای دادرسی کیفری و مدنی، حقوق تجارت و استعداد شغلی است.
پس از کسب شصت درصد مجموع نمرات و قبولی در آزمون تستی داوطلبانی که در این مرحله حد نصاب لازم را کسب کردهاند، برای مرحلهی تشریحی دعوت میشوند. دعوت داوطلبان برای مرحلهی تشریحی معمولا پنج برابر ظرفیت انجام میشود. موارد امتحانی آزمون تشریحی شامل حقوق اساسی، حقوق مدنی، حقوق تجارت، آیینهای دادرسی کیفری و مدنی، حقوق جزا، فقه و اصول فقه است.
در آزمونهای تشریحی سؤالات به صورت پروندهای مطرح میشوند و قدرت استدلال و تطابق با قوانین از اهمیت ویژهای برخوردار است. در این مرحله استفاده از قانون مجاز است، اما در محل آزمون کتابهای قانون توسط برگزارکنندهی آزمون به تمام داوطلبان فروخته میشود تا از تقلبهای احتمالی و عدم برابری در آزمون جلوگیری شود. در این مرحله لازم است تا حداقل پنجاه درصد نمره کسب شود.
پس از اعلام نفرات برتر و قبولشدگان مرحلهی تشریحی، گزینش و مصاحبههای علمی عقیدتی آغاز میشود. نفرات قبول شده مطابق حروف الفبا به مصاحبه دعوت میشوند و زمان مصاحبه علمی آنها با تماس تلفنی به آنها اعلام میشود، پس از مصاحبهی علمی نیز مراحل دیگری چون سنجش روانشناسی و تحقیقات محلی انجام میگیرد. بهتر است بدانیم قبولی و شروع به کارآموزی در این نوع از گزینش نزدیک به یک سال و حتی بیشتر زمان میبرد که در آخر هم ممکن است منتج به قبولی نشود.
یکی از گروههایی که برای شرکت در آزمون قضاوت دارای شرایط ویژه هستند، طلاب حوزه علمیهاند. آزمون قضاوت مربوط به آنها در زمان جداگانه و با سرفصلهای آزمونی جداگانه برگزار میگردد. ثبتنام آزمون برای این داوطلبان در اردیبهشت ماه انجام میگیرد و در اوایل تابستان آزمون برگزار میشود؛ همچنین محل برگزاری این آزمون به صورت متمرکز شهر قم است.
یکی از روشهای دیگری که برای نخبهگزینی دانشجویان این دانشگاه به کار میرود، فرایند جذب اختصاصی است. در این روش دانشگاهها به دو بخش گروه اول و گروه دوم تقسیم میشوند. فارغ التحصیلان حقوق دانشگاههای گروه اول مانند دانشگاه علامه، تهران، بهشتی میتوانند در دو مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد با معدل ۱۶ در فرایند جذب اختصاصی این شغل شرکت کنند. دانشگاههای گروه دوم که شامل دانشگاه تهران مرکز و علوم تحقیقات و فارغالتحصیلان دکتری از همهی دانشگاهها میتوانند با معدل ۱۷ برای تصدی این منصب اقدام کنند. در این فرایند نیز گزینشهای عقیدتی و سیاسی و روانشناسی و علمی انجام میپذیرد.
در سال ۱۳۹۶ برای اولینبار فرصت جذب با سهمیهی ایثارگران بدون آزمون فراهم شد. هرچند بعد از ثبتنام آزمون کوتاهجوابی از این دسته از داوطلبان گرفته شد. این فرایند نیز با گزینشهای پیشگفته ادامه مییابد.
هرچند روشهای مختلفی برای تصدی منصب قضاوت مهیا شده و برای داوطلبان ورود به این شغل فراهم شده است، اما این گروه از علاقهمندان باید بدانند که فرایند آمادگی برای آزمون یا جذب اختصاصی تا شروع کارآموزی قضاوت معمولا طولانی و تصدی این منصبگاه غیرقابل پیشبینی است، بااینحال جایگاه اجتماعی این شغل و درآمد مناسب آن نسبت به باقی مشاغل مورد نظر فارغالتحصیلان حقوق موجب میشود تا افراد بسیاری سر در سودای این شغل داشته باشند.
منبع: چطور