به گزارش آلامتو و به نقل از مردمان؛ محققان دانشکده پزشکی دانشگاه پیتزبرگ اخیراً تحقیقی درمورد تاثیرات شبکههای اجتماعی بر روحیات کاربران آنها انجام دادهاند.
این تحقیق مشخص کرد که هر چه جوانان زمان بیشتری را صرف شبکههای اجتماعی کنند، احتمال افسرده بودن آنها بیشتر است. یافتههای این تحقیق میتواند به متخصصین بالینی برای کمک به بیماران افسرده مفید باشد.
دکتر برایان پریماک، محقق پروژه تحقیقاتی و مدیر مرکز تحقیقاتی پیتز در ارتباط با رسانهها، تکنولوژی و سلامت، میگوید، «ازآنجاکه شبکههای اجتماعی به بخش بسیار مهمی از روابط انسانی تبدیل شده است، برای متخصصین درمانهای بالینی که با جوانان سروکار دارند، خیلی مهم است که توازن بین مصرف مثبت و مصرف مشکلزا را درک کنند.»
دکتر پریماک و تیم تحقیقاتی او روی ۱۷۸۷ فرد بزرگسال امریکایی بین ۱۹ تا ۳۲ ساله تحقیق کردند و در پرسشنامههایی که به شرکتکنندهها داده شده بود درمورد جزئیات استفاده از شبکههای اجتماعی سوال شده بود. سپس پاسخهای پرسشنامهها با یک ابزار ارزیابی برای افسردگی تطبیق داده شد.
شبکههای اجتماعی سوالشده در پرسشنامه عبارت بودند از: Facebook، Youtube، Twitter، Instagram، Google Plus، Snapchat، Tumblr، Pinterest، Vine، LinkedIn
براساس نتیجه پرسشنامهها، شرکتکنندهها ۶۱ دقیقه در روز از شبکههای اجتماعی استفاده میکنند و به طور متوسط ۳۰ مرتبه در هفته به رسانههای اجتماعی مختلف سر میزنند. نکته هشداردهنده در این تحقیق این بود که یک چهارم این افراد جزء افراد با شاخص افسردگی بالا طبقهبندی شده بودند.
در این تحقیق ارتباط قابلتوجه و خطی بین استفاده از شبکههای اجتماعی و افسردگی دیده شد، چه بر مدت زمان استفاده از این شبکهها باشد یا دفعات سر زدن به آنها.
درمقایسه با شرکتکنندههایی که دفعات کمتری به شبکههای اجتماعی سر میزدند، شرکتکنندهایی که از رسانههای اجتماعی با دفعات بیشتر در روز استفاده میکردند، ۲٫۷ مرتبه احتمال افسردگی داشتند. و در مقایسه با آنهایی که مدت زمان کمتری در روز در این شبکهها وقت میگذراندند، آنهایی که زمان کلی بیشتری را صرف این شبکهها میکردند، ۱٫۷ مرتبه بیشتر در خطر افسردگی بودند.
محققان همچنین سایر عوامل احتمالی افسردگی ازجمله سن، جنسیت، نژاد، وضعیت تاهل، شرایط زندگی، سطح تحصیلات و درآمد را نیز در این تحقیق لحاظ کردند.
برای از بین بردن چین و چروک صورت این روش معجزه می کند
یکی از نویسندگان این تحقیق میگوید، این احتمال وجود دارد که افراد افسرده برای پر کردن خلاء درونی خود از شبکههای اجتماعی استفاده میکنند. ولی استفاده از شبکههای اجتماعی خود میتواند منجر به افسردگی شود و این نیز متعاقباً به استفاده بیشتر از این شبکهها میانجامد.
ولی چرا استفاده زیاد از شبکههای اجتماعی میتواند منجر به افسردگی شود؟ این تحقیق توضیح میدهد که قرارگیری در معرض نمایش همسالان از خود در این شبکهها، احساس حسادت را در افراد ایجاد میکند و باعث میشود تصور کنند که دیگران همه زندگیهای بهتر و شادتری نسبت به آنها دارند. افرادیکه در فعالیتهای بیمعنیتری در شبکههای اجتماعی شرکت میکنند باعث میشود که تصور کنند که وقت خود را تلف میکنند.
همچنین استفاده بیشتر از این شبکهها احتمال آزار و اذیتهای اینترنتی را افزایش میدهد که این هم خود میتواند منجر به افسردگی در فرد شود. و شبکههای اجتماعی «اعتیاد به اینترنت» را افزایش میدهد که یک وضعیت روحی-روانی مرتبط به افسردگی است.
یکی از امیدهای این تحقیق تشویق متخصصین برای سوال کردن از بیماران مبتلا به افسردگی درمورد استفاده از شبکههای اجتماعی حین ارزیابی آنها است. و یافتههای این تحقیق میتواند بعنوان پایه و اساسی برای تاثیر شبکههای اجتماعی بر مشکلات سلامت عمومی در نظر گرفته شود.
شرکتهای بسیاری از این شبکههای اجتماعی در کمک به افرادی که به نظر افسرده میآیند، فعالیت دارند. مثلاً اگر کاربری کلمه “depressed” (افسرده) یا “suicidal” (خودکشی) را روی شبکه Tumblr جستجو کند، منابع بسیار مفیدی برای او نشان داده خواهد شد و از فرد پرسیده خواهد شد که مشکلی دارد یا خیر.
فیسبوک هم به کاربران این امکان را میدهد که نوشتههای دیگران که حالتهایی از افسردگی در خود دارد را با فشردن فلش پایین «من تصور میکنم این نباید روی فیسبوک قرار گیرد» > «تهدیدآمیز، خشونتآمیز یا متمایل به خودکشی است» > «یک مورد را انتخاب کنید…» > ارائه کمک یا پشتیبانی با گفتن اینکه کنارش هستید، درخواست کمک یا صحبت درمورد آن با فردی مورداعتماد یا درخواست از فیسبوک برای بازنگری آن متن و ارائه پشتیبانی.
فیسبوک میداند که شبکه اجتماعی آن تاثیر قابلملاحظهای بر روحیه کاربرانش دارد. بعنوان مثال، دانشمندان اطلاعات فیسبوک در سال ۲۰۱۲ یک آزمایش بسیار بحثبرانگیزی بر رفتارهای انسانی انجام دادند که در آن صفحه اخبار ۶۸۹،۰۰۳ کاربر مورد ارزیابی قرار گرفت که در این ارزیابی یا کلیه پُستهای مثبت یا کلیه پُستهای منفی برداشته شد تا ببینند بر روحیات کاربران دیگر اثر میگذارد یا خیر.
این آزمایش همانطور که انتظار میرفت پیش رفت. کاربرانی که محتویات منفیتر ملاحظه میکردند، خودشان هم محتویاتی منفی به اشتراک میگذاشتند و برعکس.
این تنها تحقیق انجام گرفته درمورد تاثیر شبکههای اجتماعی بر افسردگی نبوده است. سال گذشته، تحقیقی در ژورنال روانشناسی اجتماعی و بالینی که توسط محققان دانشگاه هوستون انجام گرفت، مشخص کرد که افزایش استفاده از فیسبوک با علائم افسردگی در ارتباط است و به یک پدیده روانشناختی به نام «مقایسه اجتماعی» منجر میشود.
در آگوست ۲۰۱۳، محققان دانشگاه میشیگان نیز تحقیقی به نام «استفاده از فیسبوک زوال سلامت فردی را در جوانان به دنبال دارد» منتشر کردند که در آن نتیجهگیری شد که هر چه افراد طی یک دوره بیشتر از فیسبوک استفاده کنند، میزان خوشحالیشان کاهش مییابد.
در تحقیق دیگری که در سال ۲۰۱۴ به نام «عواقب احساسی فیسبوک: چرا فیسبوک منجر به بدتر شدن حال ما میشود و چرا باز از آن استفاده میکنیم» در دانشگاه اینسبرگ در اتریش انجام گرفت و مشخص کرد که فعالیت در فیسبوک تاثیری منفی بر حال و روحیه کاربران آن دارد.
تحقیقات بسیار بیشتری دیگری هم در سایر دانشگاهها در این زمینه انجام گرفته است که همه مصرف زیاد شبکههای اجتماعی را با افسردگی مرتبط دانستهاند.
اما اگر تصور میکنید مصرف زیاد شبکههای اجتماعی در شما هم باعث احساس افسردگی شده است، چه باید بکنید؟ به شدت توصیه میشود که با یک متخصص روانشناسی بالینی در این زمینه صحبت کنید. همچنین استفاده از این شبکهها را تا حد امکان پایین بیاورید و سعی کنید آن را با فعالیتهایی مثبتتر جایگزین کنید.
منبع : بیوته
بسیاری از جوانان نسل امروز برای تشکیل خانواده دچار تردید هستند. آنها نگران
هستند که آیا با تشکیل خانواده می توانند خوشبخت شوند و یا اینکه ازدواج رهاوردی جز سختی و گرفتاری
برای آنها نخواهد داشت.
شاید بتوان گفت یکی از دلایل به وجود آمدن این تصور در میان جوانان تغییر شرایط
ازدواج و بالا رفتن آمار طلاق و کاهش آمار ازدواج باشد. اما باید خاطر نشان کرد با
وجود مشکلاتی که پیش روی ازدواج جوانان است هنوز راهکارهایی طلایی
ازدواج برای رسیدن به خوشبختی در زندگی مشترک وجود دارد.
خودتان
را بشناسید
رضایت خانواده های دختر و پسر نقش مهمی را در عاقبت بخیری و بقای یک زندگی ایفاء
می کند. در واقع ازدواج رابطه میان دو خانواده است نه رابطه یک زن و مرد. در واقع
اگر خانواده ها به انجام وصلتی رضایت نداشته باشند به دلایلی مانند لجبازی، سنگ
اندازی و .. می توانند باعث متلاشی شدن آن ازدواج گردند.
مهمترین فاکتور برای جوانی که قصد تشکیل زندگی خانوادگی رادارند این است که درک و
شناخت دقیقی از خود داشته باشند. آنها باید بداند که از زندگی چه می خواهند و
هدفشان از تشکیل خانواده چیست؟ فردی که با عدم خودشناسی برای ازدواج اقدام می کند
قطعاً نمی تواند درک درست و شناخت صحیحی نیز از همسر آینده اش داشته باشد لذا همین
عدم ناهماهنگی منجر به لجبازی، درگیری و کشمکش و متاسفانه طلاق خواهد شد.
هدف
از ازدواج
خیلی ازجوانان تحت تاثیر فشارهای خانواده ، بالارفتن سن ازدواج ، بیرون
آمدن از مشکلات و سرو سامان گرفتن تصمیم می گیرند که ازدواج کنند؛ اما هیچ کدام از
این موارد نمی تواند هدف مناسبی برای ازدواج باشد. همانگونه که در قرآن آمده است
هدف از خلقت زن و مرد آن است که زن و مرد در کنار یکدیگر به آرامش برسند، پس هدف
از ازدواج باید رفع نیازهای درونی دختر و پسر و رسیدن به کمال باشد تا ازدواج در
مسیر خوشبختی قرار گیرد.
باورهای
اشتباه اطرافیان
بعضی از خانواده ها با باورهای اشتباهی که برای خود نهادینه کرده اند زندگی
فرزندان خود را به سمت نابودی هدایت می کنند. این گونه از والدین ازدواج را درمان
مناسبی برای سر به هوایی، کنار گذاشتن رفیق بازی، سر و سامان گرفتن و درمان اعتیاد
و بیماری های روانی می دانند
و در واقع ازدواج را درمانگاهی فرض می کنند که می تواند مشکلات بزرگی را حل
کند، در حالی که چنین نیست و مشاهده شده است که ازدواج نتوانسته هیچ کدام از این
مشکلات را حل نماید و خود مشکلی به مشکلات قبل افزوده است.
هم
کفوی رمز موفقیت
دختر و پس که تصمیم به ازدواج دارند باید به اصل هم کفو بودن اهمیت دهند، هماهنگی
از نظر اقتصادی ، فرهنگی، مذهبی و تحصیلاتی می تواند نقش اساسی در خوشبختی زوجین
داشته باشد. به عنوان مثال انتخاب همسری با تحصیلات عالیه برای فردی که دیپلمه است
می تواند در آینده مشکل ساز شود، البته در این میان استثناهایی نیز وجود دارد که
نمی تواند این موارد را برای دیگران نیز تجویز کرد زیرا هر زندگی شرایط خاص خود را
دارد.
بلوغ
فکری ، عاطفی و اقتصادی
مهمترین فاکتور برای جوانی که قصد تشکیل زندگی خانوادگی رادارند این است که درک و
شناخت دقیقی از خود داشته باشند. آنها باید بداند که از زندگی چه می خواهند و
هدفشان از تشکیل خانواده چیست؟ فردی که با عدم خودشناسی برای ازدواج اقدام می کند
قطعاً نمی تواند درک درست و شناخت صحیحی نیز از همسر آینده اش داشته باشد.
برای ساختن یک زندگی ایده آل رسیدن دختر و پسر جوان به بلوغ فکری ، اقتصادی و
عاطفی ضروری است. اگر دخترو پسر نسبت به برقراری ارتباط اجتماعی و ابراز احساسات
آشنایی نداشته باشند در برقراری تعامل متقابل با همسرشان به مشکل برخورد خواهند
کرد و یا اگر پسر جوانی نمی تواند دارای درآمد مستقلی باشد و باکمک و حمایت
های خانواده زندگی خود را پیش می برد به طور قطع مورد مناسبی برای یک ازدواج
موفق نیست.
رضایت
خانواده ها
رضایت خانواده های دختر و پسر نقش مهمی را در عاقبت بخیری و بقای یک زندگی ایفاء
می کند. در واقع ازدواج رابطه میان دو خانواده است نه رابطه یک زن و مرد. در واقع
اگر خانواده ها به انجام وصلتی رضایت نداشته باشند به دلایلی مانند لجبازی، سنگ
اندازی و .. می توانند باعث متلاشی شدن آن ازدواج گردند. پس عدم رضایت والدین می
تواند زنگ خطری باشد زوج های جوان.
حرف
پایانی
ازدواج سرنوشت ساز ترین مرحله زندگی هر انسانی است. امروزه با افزایش آمار طلاق شاید بتوان نتیجه گرفت
ازدواج ها بر پایه درست و منطقی ساخته نمی شوند که هر نسیم کوچکی می تواند آن را
متلاشی سازد. در صورتی که اگر ازدواج بر پایه اصول اولیه ، مشورت گرفتن ، فکر و
منطق ساخته شود هیچ توفانی نمی تواند آن را ویران سازد.
منبع : ابرتازه ها
بسیاری از ما در فیلم ها دیده ایم که افراد بدجنس از قدرت هیپنوتیزم برای وادار کردن فردی برای انجام کاری استفاد میکنند اما در واقعیت هیپنوتیزم راهی جهت دسترسی به خود آگاه است. شما همیشه در کنترل هستید .
حقایق و رازهای جالب در مورد هیپنوتیزم
1.معالجه امراض بوسیله هیپنوتیزم مثل هیپنوتیزم نیست. درمان با هیپنوتیزم یک هیپنوتیزم کاملا هدایت شده با هدف کمک به یک بیمار در پیشگیری از یک مشکل روانشناختی است.
2. یپنوتراپیست ها میتوانند گواهی و مجوز رسمی دریافت کنند اما هیچ مقرراتی در این باره موجود نیست.
3. خود تلقینی یا تلقین بوسیله یک هیپنوتراپیست در هنگام درد زایمان میتواند جهت کاهش درد مفید واقع شود.
4. تحقیقات روی کورتکس مغز نشان میدهد که در هیپنوتیزم ، مغز تحت شرایط نوروفیزیولوژی جدیدی قرار می گیرد
5.هیپنوتراپیست ها برای هیپنوز کردن بیمار معمولا از تکنیک های خاص القایی همچون تجسم ، فیکس کردن چشم ها یا وضعیت و حالت جسمی استفاده می کنند.
6. میزان موفقیت هیپنوتیزم تا میزان زیادی بستگی به این دارد که شما تا چه حد میتوانید در تلقین موفق بوده اید.
7. هیپنوتیزم نباید برای افرادی که از بیماری های شدید روانی رنج میبرند استفاده شود.
8. هیپنوتیزم چهار مرحله دارد :خلسه سبک، خوابگردی آشکار ، خواب مطلق و مرحله کما.
9. خود تلقینی شاخه ای از هیپنوتیزم است که در آن فرد با استفاده از عبارات و موقعیت های مثبت به طور پیوسته درک خود را تغییر میدهید.
10.درحالیکه هیپنوتیزم میتواند ابزار عملی مناسسب برای بیمارن خاص باشد ، نباید جایگزینی برای درمان اصلی باشد و در جلسات روانپزشکی نباید به عنوان تنها مورد درمانی استفاده شود.
11. در تاریخ بشری هیپنوتیزم با سحر و جاد همراه است اما تاریخ علمی آن با فرانسیس مسمر و در قرن 18 میلادی آغاز شد.
12.هیپنوتیزم به بازگشایی و کمک به افراد برای پیدا کردن خاطرات گم شده در ناهشیار کمک میکند.
13. والدینی که از استفاده مکرر فرزند بیش فعال شان از دارو ناراحت هستند میتوانند هیپنوتیزم را بعنوان درمان این بیماری در نظر بگیرند. هیپنوتیزم احساس کنترل و عرت نفس را در کودک بالا برده و استرس را نیز میکاهد.
14.استیج هیپنوتیزم یک نوع بسیار متفاوت از هیپنوتیزم است که در آن از روانشناسی برای پیدا کردن افراد صحیحی برای استفاده می شود. وقتی معیارهای مناسب را یافتید، استیج هیپنوتیزم معمولا میتواند افراد را بی چون و چرا وادار به انجام کاری که از آن ها درخواست می شود کند.
15.برای منظم شدن، هیپنوتیزم میتواند بعنوان ابزاری برای رسیدن به هدف شما را یاری کند و شما را در موقعیت ریلکس و خلسه مانند قرار دهد که میتواند کمک به قرار گرفتن تان در مسیر حرکت باشد.
16 مطالعات نشان میدهد که برخی افراد پس از اینکه هیپنوتیزم شدند ، توانستند سیگار را ترک کنند.
17هیپنوتیزم فرد را در مواجهه و مغلوب شدن بر ترس ها و فوبیا ها کمک می کند ، مغز را یاری میکند تا بتواند ادراک خود را در هنگام مواجه با فوبیا تغییر دهد.
. 18عوارض جانبی هیپنوتیزم نادر است اما سردرد ، خواب آلودگی، اضطراب و ایجاد خاطرات دروغین همه عوارض جانبی آن شناخته می شوند.
19.علیرغم آنچه در فیلم ها دیده اید ، نمیتوان در خلسه هیپنوتیزم گیر افتاد.
20 هیپنوتیزم به درمان بیخوابی و جلوگیری از راه رفتن هنگام خواب کمک میکند.
21.هیپنوتیزم برای کمک به افراد جهت تحریک حواس، رفتار و افکار بیمار به کار گرفته می شود.
22.برخی از هیپنوتراپیست ها برای بیمارانی که توجه کوتاهی دارند از هیپنوتیزم های القایی سریع استفاده می کنند.
23.هیپنوتیزم اگر با ورزش و رژیم غذایی مناسب همراه باشد میتواند منجر به کاهش وزن شود.
.24تکنیک مشترک هیپنوتیزم این است که به طور ذهنی فرد را به سمت یک پله هدایت کند.
25.هیپنوتیزم همچنین میتواند کمک به از بین بردن دیگاه های منفی و افزایش مثبت نگری فرد کند و همین موضوع منجربه افزایش اعتماد به نفس می شود
.
منبع : نمناک
نکات طلایی که قبل از ازدواج باید بدانید!
اگر تا 23 سالگی برای ازدواج صبر کنید، احتمال اینکه طلاق بگیرید بسیار کمتر میشود
اتفاقا برخلاف داستانهای قدیمی، رابطهها به سادگی ایجاد نمیشوند و ساختن آنها زمان میخواهد. بنابراین ما نکات بسیار خوبی را بر اساس پژوهشهای انجام شده در حوزه علوم اجتماعی جمعآوری کردهایم.
23سالگی
اگر تا 23 سالگی برای ازدواج صبر کنید، احتمال اینکه طلاق بگیرید بسیار کمتر میشود. مطالعه انجام شده در سال 2014 در دانشگاه پنسیلوانیا نشان داد که آن دسته از آمریکاییهایی که از سن 18 سالگی زندگی با شریک زندگیشان را شروع میکنند، با احتمال 60 درصدی طلاق مواجه هستند. از سوی دیگر، افرادی که تا سن 23 سالگی برای شروع زندگی مشترک خود منتظر میمانند، با احتمال طلاق 30 درصدی مواجه خواهند شد.
فاز عشق تنها یک سال باقی میماند
بر اساس گفته گری لواندوفسکی، روانشناس دانشگاه مانموث، فاز ماه عسل که در آن عشق، احساسات و نگاه مثبت به شریک زندگیتان در بیشترین حد خود است، زیاد دوام نمیآورد.
بالاخره به این نتیجه میرسید که شبیه نیستید!
به محض اینکه زندگیتان را آغاز میکنید، پی میبرید که اولویتها و آستانهی تحمل مشابهی – مثلا نسبت به شدت شلختگی یا نظافت – ندارید.
هیجان برای اخبار خوب
اگر هنگام شنیدن اخبار خوب از سوی شریک زندگیتان هیجان زده شوید، رابطه بهتری را تجربه خواهید کرد. نتایج چندین مطالعه نشان میدهد که زوجهایی که اخبار خوب زندگی یکدیگر را جشن میگیرند (برخلاف برخی که آن را نادیده گرفته و یا به سادگی از کنار آن رد میشوند) از کیفیت بهتری در رابطهشان برخوردار میشوند.
شادترین ازدواج ها بین دوستان نزدیک رخ میدهد
پژوهش انجام شده توسط دفتر ملی اقتصاد در سال 2014 نشان میدهد که دوستی میتواند رابطه عالی بین ازدواج و رضایت از زندگی را بیان کند.
اختلاف سنی
هرچه سن دو طرف یک رابطه به هم نزدیکتر باشد، احتمال طلاق در بین آنها کمتر میشود. مطالعه انجام شده در دانشگاه اِموری نشان میدهد که احتمال طلاق در زوجهای با فاصله سنی 5 سال 18 درصد بیشتر از موارد دیگر است. این احتمال در زوجهای با اختلاف سنی 10 سال 39 درصد بیشتر است.
رنجش در زوجهایی که همکاری نمیکنند
بیش از 60 درصد آمریکاییها میگویند که کمک کردن در انجام کارهاى عادى و روزمره زندگی نقش مهمی در داشتن یک ازدواج موفق دارد. اگر هر شخص کاری را که در انجام آن تبحر دارد را انجام دهد، ازدواج شکل بهتری به خود میگیرد.
منبع : بیوته
اثرات ازدواج ناموفق و یک راه حل موثر
ازدواج ناموفق موجب تخریب و صدمه زدن به برخی از احساسات هر دو طرف می شود ولی
همانطور که می دانید هیچ عاملی نمی تواند شما را از داشتن یک زندگی خوب باز دارد
پس باید راههای را طی کنید تا به آرامش برسید.
برای حل مشکل ازدواج ناموفق چه کنیم
یک ازدواج ناموفق می تواند قلبتان را بشکند. آیا بهتر است یک
رابطه سخت که ممکن است موجب به خطر انداختن سلامتی تان شود را ترک کنید یا برای
اصلاح آن تلاش کنید؟
افراد متاهل معمولاً از افراد مجرد سالم تر هستند. این را تحقیقات نشان می دهد.
اما آنهایی که در روابط پر از ناراحتی و مشکل هستند ممکن است از همه ناسالم تر
باشند. در تحقیقی که در ژورنال سلامت و رفتار اجتماعی در امریکا به چاپ رسید، مشخص
شده است که ازدواج هایی که پر از مشکل و انتقاد هستند، خطر بروز بیماری قلبی را
بالا می برند.
محققان از اطلاعات 1198 زوج استفاده کردند و عوامل خطرزای شناخته شده برای حملات قلبی و سکته و سابقه بیماری قلبی را با
کیفیت روابط این زوج ها مقایسه کردند. اگر مجرد هستید و تصور می کنید یافته های
این تحقیق به درد شما نمی خورد، احتمالاً اشتباه می کنید. بااینکه این تحقیق فقط
روی زوج هایی که ازدواج کرده بودند بررسی کرده است اما تحقیقات جدید دیگر نشان می
دهند که دوران نامزدی هم می تواند موجب بهبود سلامتی شود .
اثرات ازدواج ناموفق و راه حل شکست در ازدواج
گرچه تاثیرات هر دو وضعیت ممکن است بعد از ماه عسل و رفتن زیر یک سقف از بین برود.
چیزی که همه تحقیقات نشان می دهد این است که روابط، در هر شکلی که باشد، برای
اینکه بتواند سلامت شما را بهبود بخشد، باید رابطه ای موفق و شاد باشد.
این تحقیق که روی زوج های متاهل انجام گرفت مشخص کرد که کسانیکه در روابط استرس زا
هستند (و با معیارهای کیفیت مربوط به نزدیکی، رضایت احساسی، میزان زمانی که در طرف
با هم می گذرانند و اینکه چند وقت یکبار می توانند درمورد نگرانی های خود با هم
حرف بزنند، مشخص می شود) بیشتر در معرض ابتلا به بیماری قلبی قرار دارند - مخصوصاً
درمورد زنان و آنها که سن شان بالاتر است.
استرس نه تنها فشارخون را بالا می برد بلکه به اندازه کافی هورمون هایتان را بر هم
می ریزد که ایمنی بدنتان کاهش یافته، دچار افسردگی شده و چاقتان کند. پس چه باید کرد؟ آیا باید رابطه
ای که باعث ناراحتی مان می شود را ترک کنیم یا برای درست کردن آن بیشتر تلاش کنیم؟
راه حل ازدواج ناموفق
بعضی روابط بیشتر از آن خراب هستند که بتوان درستشان کرد. اما آدمها معمولاً نمی
دانند که چقدر می توانند بر سلامت طرف مقابلشان اثر بگذارند. کریستین پرولکس، مولف
یک تحقیق بر روی روابط طولانی مدت که در ژورنال روانشناسی خانواده به چاپ رسیده، دریافته است که کسانیکه در
روابط و ازدواج های موفق هستند، با بالا رفتن سن بسیار بیشتر از افراد مجرد و طلاق
گرفته یا بیوه ،احساس سلامتی می کنند.
او می گوید زوج ها باید بدانند که رفتارشان با طرف مقابل تا حد بسیار بالایی بر
سلامت خودشان و آنها اثر دارد. اگر می خواهید کاری کنید که وقتی سنتان بالاتر رفت،
سلامت باشید، باید به همان اندازه ای که در باشگاه ورزشی تلاش می کنید برای بهتر
کردن رابطه تان بکوشید.
یکی از بهترین نکات در این زمینه این است که با همدیگر مهربان باشید، از دشمنی و
اهانت کردن به همدیگر دوری کرده و از همه اینها مهمتر نقاط مثبت همسرتان را
ببینید. بدجنس نباشید. این اصلاً کار خوبی نیست و ممکن است نه تنها به مرگ رابطه
تان بلکه به خطر افتادن سلامتی هر دو شما منجر شود.
منبع : نمناک