مردان حتما اسید فولیک مصرف کنند!

مردان حتما اسید فولیک مصرف کنند!


اسید فولیک که با نام ویتامین B9 نیز شناخته می شود برای فعالیت بخش های مهمی از بدن از جمله سلامتی سیستم عصبی، خون و یاخته‌ها حیاتی و اساسی است. اسید فولیک یا همان ویتامین B9 تاثیر چشمگیری بر افزایش توانایی باروری دارد. در ادامه این مطلب بیشتر درباره اهمیت مصرف اسید فولیک برای مردان می خوانیم.

اسید فولیک

اسید فولیک (Folic Acid) یکی از انواع ویتامین های گروه B است و برای رشد سلول ها و متابولیسم (سوخت و ساز) بدن لازم می باشد. واژه فولات (Folate) همان فولیک اسیدی بوده که در منابع طبیعی یافت می شود. اسید فولیک نسخه دست ساز فولات بوده و در مکمل ها یافت می شود. این ویتامین بدن را در مقابل بیماری‌های قلبی، نقصهای مادر زادی،پوکی استخوان و سرطان‌های مشخصی حفظ می‌کند.

فواید فولیک اسید برای مردان

یک ارتباط بین مصرف فولیک اسید و فراوانی ناهنجاری در سلول های اسپرم مردان وجود دارد. اسپرم شامل تعداد غیر طبیعی کروموزوم است حدود 1٪ به 4٪ از اسپرم مرد سالم را که برخی از انواع اختلال از این نوع است مصرف ویتامین B9 در سنین باروری می‏تواند از بروز نیمی از نقایص لوله عصبی مانند «اسپاینابیفیدا» جلوگیری کند. کمبود این ویتامین در زمان بارداری می ‏تواند به کم‏ خونی، تولد نوزاد نارس و ایجاد نقص لوله عصبی در جنین منجر شود. تا چندی پیش، مصرفاسید فولیک فقط به زنان باردار توصیه می‏ شد که در حال حاضر براساس نتایج تحقیقات انجام ‏شده مصرف آن به آقایان نیز توصیه می‏ شود. براساس نتایج تحقیقات این ویتامین در تقسیم های سلولی نقش بسزایی دارد و حرکت و کیفیت اسپرم را بهبود می‏بخشد.

معمولا به تمام خانم‏ ها توصیه می شود 6 ماه قبل از بارداری به پزشک زنان مراجعه کنند تا تمام آزمایش های روتین و مورد نیازشان را انجام دهند. البته در این زمان حتما باید با حضور همسرشان به پزشک مراجعه کنند تا آزمایش‏ های لازم هم برای همسرشان و هم برای خود خانم تجویز شود. معمولا یکی از آزمایش  ‏های تجویزشده به آقایان، آزمایش اسپرموگرام است که در آن حرکت، شکل و تعداد اسپرم‏ها ارزیابی می‏شود. گاهی ممکن است جواب آزمایش در بعضی از افراد غیرطبیعی باشد که می‏تواند علت‏ های زیادی داشته باشد. جالب اینکه در مواردی فقط با تجویز انواع ویتامین‏ ها مانند زینک، اسیدفولیک و ویتامین D مشکل برطرف می‏شود.

از سوی دیگر، نتایج تحقیقات حتی در روش‏ IVF نشان می‏دهد مردانی که 3-2 ماه قبل از بارداری همسرشان، مصرف ویتامین و اسید فولیک را شروع کرده‏اند کیفیت و شکل اسپرم و توانایی باروری در آنها افزایش می‏ یابد. دوز اسید فولیک مصرفی با توجه به اینکه فرد چه زمانی تصمیم به مصرف آن دارد، متفاوت خواهد بود مثلا اگر خانمی قرار است طی یکی، دو ماه آینده باردار شود مصرف اسید فولیک 5 میلی‏گرمی و در آقایان 1 میلی ‏گرمی توصیه می‏شود ولی اگر خانمی تصمیم بگیرد 6 ماه تا یک سال بعد باردار شود مصرف اسید فولیک با دوز یک میلی ‏گرم و در آقایان هم همان دوز یک میلی ‏گرم پیشنهاد خواهد شد.


منبع : الو دکتر

اگر قصد دارید زندگی خود را متحول کنید، بخوانید! +معرفی راهکار‌های نقره‌ای!

ایجاد تحول در زندگی و یا تغییر و تحولاتی بنیادین در آن نیازمند کمی فکر و اراده است و هیچکس جز خود انسان نمی‌تواند چنین موقعیتی را برای خود ایجاد  و زندگی خود را به نوعی متحول کند، اما اگر بخواهیم کمی از دور به این ماجرا نگاه کنیم باید بگوییم که این موضوع برای خود قوانین و راهکار‌هایی دارد که ما به آن می‌گوییم راهکار‌های نقره‌ای و اگر شما بتوانید با ذهن خودتان آن را به اتمام برسانید و موفق شوید تبدیل می‌شود به راهکار‌های طلایی برای زندگی شما!


اگر قصد دارید زندگی خود را متحول کنید، بخوانید! +معرفی راهکار‌های نقره‌ای!

چگونه زندگی ام را متحول کنم؟

آنچه بیرون شما می‌گذرد، بازتابی است از آنچه درون شما وجود دارد.

اگر فکر می‌کنید که هرگز نخواهید توانست تحصیلات تان را به اتمام برسانید، در بیرون از فکرتان نیز چنین خواهد شد. اگر در ذهن تان می‌گذرد که محکوم به فقر هستید، هرگز ثروتمند نخواهید شد.

رفتار‌های ما، تابعی از طرز فکر ما هستند؛ به بیان دیگر، «فکر ما، ریشه رفتار‌های ماست و رفتار‌های ما، ریشه سرنوشت ما.»

وقتی فکری بر مدار فقر و نداری می‌چرخد، رفتار‌های ناشی از آن فکر هم بر همین مدار خواهد چرخید و سرنوشت نیز جز فقر و نداری نخواهد بود.


کسی که به کسب دانش یا ثروت فکر می‌کند، در واقع سنسور‌های ذهنی اش را برای شکار موقعیت‌های دانش یا ثروت فعال می‌کند. مثلاً وقتی روزنامه را ورق می‌زند، حتماً روی آگهی یک سمینار آموزشی مالی توقف می‌کند، ثبت نام می‌کند، به سمینار می‌رود، چیز‌هایی یاد می‌گیرد که در کسب و کارش اثر مثبت دارند، کلی دوست جدید که هدف‌های مالی بلندپروازانه‌ای دارند پیدا می‌کند، امکان همکاری و شراکت و هم افزایی می‌یابد و ....

کارمندی را در نظر بگیرید که فکر می‌کند محکوم است که تا آخر عمر، آب باریکه‌ای از حقوق داشته باشد و دلش به این خوش است که بعد از ۳۰ سال، حقوق بازنشستگی خواهد داشت. قطعاً همین سرنوشت در انتظار او خواهد بود و اشکالی هم ندارد چرا که انتخاب محترم خود اوست؛ ولی همکار او در همان اداره، ثروتمند شدن را حق خود می‌داند و ساختار ذهنی اش این است که من می‌توانم ثروتمند شوم.

این همکار، کتاب‌های موفقیت می‌خواند، وقتی کسی درباره یک موقعیت جدید شغلی یا سرمایه گذاری حرف می‌زند، خوب گوش می‌کند و در لابه‌لای حرف هایش دنبال "نقطه اتصال"ی است که بتواند زندگی اش را بدان متصل کند.

اگر قصد دارید زندگی خود را متحول کنید، بخوانید! +معرفی راهکار‌های نقره‌ای!

این ماجرا را بخوانید:

سامان، کارمند یک شرکت بخش خصوصی بود؛ حقوق اندکی داشت و برای این که زندگی اش بچرخد، تا دیر وقت اضافه کاری می‌کرد. با این حال همیشه مترصد فرصتی بود تا بتواند اوضاع مالی اش را بهبود دهد. او ویولونیست ماهری بود و علاوه بر نوازندگی روی مباحث تئوریک آن هم تسلط خوبی داشت.

یک روز سر میز ناهار، تلفن یکی از همکارانش زنگ خورد؛ پسر نوجوان اش بود که خبر می‌داد معلم خصوصی ویولون اش - که از یک آموزشگاه موسیقی می‌آمد - به خارج از کشور مهاجرت کرده است. کلمه ویولون، گوش‌های سامان را تیز کرد و ناگهان جرقه‌ای در ذهن سامان زده شد: این می‌تواند یک فرصت باشد.

- من می توانم به پسرت ویولون یاد بدهم.

سامان این کار را کرد، با آموزشگاه آشنا شد، چند ماه بعد آنقدر شاگرد داشت که به جای اضافه کاری در شرکت، به آن‌ها آموزش می‌داد. کمی بعد از سوی چند گروه برای اجرا‌های موسیقی دعوت به همکاری شد. مدتی بعد، مدیر شعبه دوم آموزشگاه شد و یک سال بعد، از شرکت و آموزشگاه استعفا کرد و آموزشگاه موسیقی خودش را در یک ملک اجاره‌ای راه اندازی کرد و سه سال بعد همان ملک را با وام بانکی خریداری کرد.


سامان که روزی حقوق بگیر بود، اینکه به ۷ نفر کارمندش حقوق ثابت می‌دهد و ۲۲ مدرس موسیقی در رشته‌های مختلف دارد که تحت نظر او کار می‌کنند. او مازاد درآمدش را در چند جای دیگر سرمایه گذاری می‌کند.

اگر بافت فکری سامان این گونه بود که من، صرفاً یک کارمند باقی خواهم ماند و درآمد من نیز همین حقوق کارمندی محدود است و همین هم خواهد ماند، هرگز در میان حرف‌های همکارش، به فکر فرو نمی‌رفت و احتمالا به فرو بلعیدن لقمه ناهارش بسنده می‌کرد، اما چون ساختار ذهنی اش، مبتنی بر رشد مالی و بررسی فرصت‌های مرتبط بود، در حرف‌های همکارش، دنبال "نقطه اتصال" بود و همین نقطه و شکار فرصت، زندگی اش را از یک حقوق بگیر به یک کار آفرین تبدیل کرد.

این باور‌های ما درباره خودمان هستند که ما را "محدود" می‌کنند یا به ما بال پرواز می‌دهند. بچه عقابی که در میان پنگوئن‌ها بزرگ شود، هر چند به لحاظ زیرساخت‌های زیستی، امکان پرواز دارد، ولی هرگز از زمین برنخواهد خاست، زیرا محیط به او القا کرده که زندگی فقط روی زمین ادامه دارد و او نیز این را باور کرده است.

بسیاری از ما، حکم همین عقاب‌ها را داریم، اما باور‌هایی که عمدتاً از محیط گرفته ایم، ما را نزد خودمان، انسان‌هایی محکوم به شکست معرفی می‌کند و لذا، بال ها، نه تنها برایمان فرصت پرواز نیستند بلکه بار اضافی اند!

خودانگاره‌های ما؛ که عمدتاً منفی اند، از زمان کودکی در ما شکل گرفته و حتی ناخودآگاه مان را نیز تسخیر کرده اند. بسیاری از ما غافل هستیم که همه این تلقّی‌های منفی از خودمان، صرفاً تلقین‌هایی هستند که در گذر زمان در وجودمان نهادینه شده اند. اگر همین یک نکته را بدانیم، می‌توانیم آن‌ها را بشکنیم، از قیدشان رها شویم و تبدیل به کسی شویم که می‌خواهیم.

اگر قصد دارید زندگی خود را متحول کنید، بخوانید! +معرفی راهکار‌های نقره‌ای!

پس باید قبل از هر چیز، واقعاً باور کنیم که "من هم می‌توانم... "؛ تا این باور ایجاد نشود، تحولی در زندگی مان ایجاد نخواهد شد. بسیاری از ما همیشه دنبال این هستیم که بهانه‌هایی برای "نتوانستن" پیدا کنیم تا پیش خودمان شرمنده نشویم، مانند نداشتن سرمایه اولیه، نداشتن آشنا، نداشتن مهارت و .... اما هیچ کدام مان از این که عقل و اندیشه مان ناقص است، شکایت نمی‌کنیم و اتفاقاً سرمایه اصلی مان نیز همین مغزی است که در کاسه سر داریم و می‌توانیم مانند بسیاری از کارآفرینان ایران و جهان، با «فکر بیشتر»، موفقیت‌های بیشتری برای خودمان رقم بزنیم.

اما فکر بیشتر و رسیدن به این باور که "من هم می‌توانم... "، هر چند «لازم است»، ولی «کافی نیست»؛ شرط کافی، ریسک پذیری و نترسیدن است.

نترسید و اندکی هم ریسک را چاشنی زندگی تان کنید. روزی که استیو جابز می‌خواست اولین محصول "اپل" را تولید کند، فولکس واگن اش را فروخت. اگر او با خود می‌گفت: "ممکن است هم ماشینم را از دست بدهم و هم نتوانم سرمایه ام را برگردانم" و منصرف می‌شد، جهان امروز، اپل نداشت و جابز، فردی گمنام باقی می‌ماند. اما او به اندازه یک فولکس ریسک کرد و اندازه میلیارد‌ها دلار در چند سال آینده به دست آورد.


یک کارمند بازنشسته که اخیراً با کمک یکی از دوستانش یک کترینگ (آشپزخانه طبخ و ارسال غذا) راه انداخته است با اشاره به درآمد خوبی که الان دارد، می‌گفت: خیلی پشیمانم، پشیمان از این که چرا ۳۰ سال از راه اندازی چنین کاری می‌ترسیدم و با این همه تأخیر کترینگ م. را راه انداخته ام.

می‌دانید علت این تأخیر ۳۰ ساله چه بود؟ او در همه این ۳۰ سال هم می‌توانست کترینگ اش را افتتاح کند، ولی می‌ترسید که کار کارمندی اش را از دست بدهد، ولی بعد از بازنشستگی این ترس را نداشت. اگر او همان زمان - که انرژی بیشتری هم داشت - ریسک کرده بود، الان وضع بهتری داشت و نمی‌گفت: پشیمانم.

  • «خودتان را باور کنید»
  • «از قید تصورات منفی درباره خودتان خارج شوید»
  • «نترسید، ریسک کنید و وارد کار‌ها و عرصه‌هایی شوید که فکر می‌کنید دوست شان دارید و عمری از آن واهمه داشتید.»

اگر قصد دارید زندگی خود را متحول کنید، بخوانید! +معرفی راهکار‌های نقره‌ای!

 

تغییر و تحول در زندگی، با این راهکار‌ها

رشد و پیشرفت نتیجه ایجاد تغییر و تحول در زندگی است. اگر همچنان در وضعیت فعلی خود باقی بمانید، هیچ گاه به رشد و تعالی نمی‌رسید. شیوه تفکر و عملکرد خود را تغییر دهید تا بتوانید به کلیه اهداف خود دست پیدا کنید.

باید توجه داشت که تغییر و تحول از یک روند ممتد پیروی کرده و هیچ گاه متوقف نمی‌شود.

به محض متوقف شدن تغییر و تحول، رشد و پیشرفت شما هم متوقف می‌شود.

ما قصد داریم تا در این مقاله مهم‌ترین تکنیک‌های موجود در زمینه ایجاد تغییر و تحول در زندگی را به شما معرفی کنیم.

ریتم زندگی خود را آرام کنید

شما نیاز به زمان دارید تا بتوانید فکر کنید و افکار خود را در زندگی فردی بازتاب دهید. اگر تمام مدت سرتان شلوغ باشد، وقت کافی برای فکر کردن به اهداف خود ندارید چه برسد به اینکه بخواهید دست به عمل بزنید و زندگی‌تان را تغییر دهید. پس ریتم زندگی خود را آرام و ملایم نمایید و برای تغییر در زندگی خود فضا ایجاد کنید. سعی کنید آهسته به جلو پیش بروید. مشغولیت‌های بی‌مورد باعث می‌شوند که شما هیچ حسی نسبت به اینکه کجا هستید، به کجا می‌روید، و چه کاری انجام می‌دهید نیز نداشته باشید.

خواستار تغییر باشید

«تمایل داشتن» ضروری است. این زندگی شماست، هیچ کس نمی‌تواند در آن تغییر ایجاد کند مگر خود شما. اگر خودتان خواستار تغییر نباشید، هیچ چیز در این دنیا نمی‌تواند شما را مجبور به تغییر کند. به این منظور در ابتدا باید به خود بگویید که با ایجاد تغییر، زندگی من از شرایط فعلی بهتر خواهد شد.


اصلا مهم نیست که زندگی شما تا چه اندازه خوب است به هر حال باز هم جای پیشرفت و ترقی وجود دارد. از سوی دیگر اگر تصور می‌کنید که زندگی‌تان اصلا خوب نیست، باز هم ناامید نشوید، همیشه جای امیدواری برای بهبود اوضاع وجود دارد. به خودتان بقبولانید که همیشه توانایی ایجاد تغییرات مناسب در زندگی را دارید.

اگر قصد دارید زندگی خود را متحول کنید، بخوانید! +معرفی راهکار‌های نقره‌ای!

مسئولیت‌پذیر باشید

قبول مسئولیت‌های زندگی یک باید است. دیگران را به خاطر اتفاقات بدی که در زندگی‌تان رخ می‌دهد سرزنش نکنید. انگشت سرزنش خود را به سوی خانواده، دوستان، کارفرما نشانه نگیرید. خوبی و بدی موجود در زندگی مستقیما به عملکرد فردی شما بستگی دارد. زمانی‌که مسئولیت این موارد را پذیرفتید، آنگاه می‌توانید انتظار ایجاد تغییرات شگرفی را در زندگی خود داشته باشید. باید تصمیم بگیریم که خودمان اوضاع و احوال پیرامونمان را تغییر دهیم. با این روش می‌توانیم خیلی موثرتر عمل کنیم.

ارزش‌های اصلی‌تان را مرور کنید

در اعماق قلب هر فرد اصولی وجود دارد که وی به شدت به آن‌ها معتقد است. از خود سوال کنید ارزشمندترین چیزی که در زندگی‌تان وجود دارد چیست؟ احساس می‌کنید برای داشتن یک زندگی موفق باید چه اصولی را رعایت کنید؟ این‌ها ارزش‌هایی هستند که خودتان باید نسبت به آن‌ها آگاهی داشته باشید. آن‌ها را پیدا کنید و به خودتان یادآوری نمایید.

افکار نیرو بخش را جایگزین کنید

افکار محدود کننده جزء بزرگ‌ترین موانعی هستند که شما را از پیشرفت در زندگی محروم می‌کنند. ابتدا باید آن‌ها را پیدا کنید تا بعدا بتوانید بر آن‌ها غلبه کنید. به منظور تشخیص این قبیل افکار در ذهن خود به دنبال افکاری باشید که شامل عبارات زیر هستند:

  • من نمی‌توانم ….
  • قادر نیستم که ….
  • من هیچ وقت نتوانستم ….
  • هیچ راهی وجود ندارد که ….

هر زمان که در ذهن خود به یکی از این افکار برخورد کردید، آن را یادداشت نمایید و یک تفکر نیرو بخش را جایگزین آن کنید. در مقابل هر جمله منفی یک جمله مثبت بنویسید.

اگر قصد دارید زندگی خود را متحول کنید، بخوانید! +معرفی راهکار‌های نقره‌ای!

عادات خوب را جایگزین عادات بد کنید

شما می‌بایست علاوه بر افکار محدود کننده، عادات بد خود را نیز پیدا کنید. بهتر است که لیستی از آن‌ها تهیه نمایید. سپس به جای اینکه سعی کنید آن‌ها را ترک کنید، یکسری عادات مثبت برای جایگزین نمودن آن‌ها در نظر بگیرید. فرض کنید یکی از عادات بد شما تماشای بیش از اندازه تلویزیون است. به جای اینکه مدت زمان تماشای تلویزیون را کم کنید، به انجام کاری فکر کنید که جایگزین تلویزیون شود. به عنوان مثال می‌توانید مطالعه کردن را انتخاب کنید.

برای خود الگو و مربی انتخاب کنید

پیدا کردن یک الگو در زندگی کمک بزرگی در راه تعالی آرمان‌ها محسوب می‌شود. او می‌تواند شما را راهنمایی کرده و مشکلات و موانع موجود بر سر راهتان را یادآوری نماید. با این کار می‌توانید در وقت و ان‍رژی خود صرفه جویی کنید. البته پیدا کردن یک مربی خوب ساده نیست و در ابتدا شما باید به او ثابت کنید که فرد مستعد و قابلی هستید. سعی کنید در نظر او فرد مفیدی جلوه کنید.


در کار‌ها کمکش کنید تا ثابت کنید که شاگرد زرنگی هستید و این ارزش را دارید که بر روی شما سرمایه گذاری کند.

انتظارات منطقی داشته باشید

باید از ابتدای راه انتظارات منطقی را در ذهن خود بپرورانید. کار شما در مراحل ابتدایی به مراتب ساده‌تر است و هر چه جلوتر می‌روید موانع و مشکلات هم بیشتر می‌شوند. تغییر و تحول نیازمند زمان است به ویژه اگر بخواهید تغییرات دائمی در زندگی خود ایجاد کنید. انتظارات منطقی، شما را در شرایط سخت همچنان پابرجا نگه می‌دارند.

پیوسته در حرکت باشید

همیشه در حال بهبود زندگی خود باشید. سعی کنید هر روزتان بهتر از دیروز باشد. تا تغییر و تحول نباشد، خبری از رشد و پیشرفت هم نخواهد بود.


منبع : باشگاه خبرنگاران 

نشانه هایی که خبر از بیماری پنهان می دهد

نشانه هایی که خبر از بیماری پنهان می دهد


تب بالا یا دائمی

تب همیشه و به تنهایی هشداری جدی برای بروز یک بیماری به حساب نمی‌آید. با این حال اگر فردی بیش از ۳ روز تب داشته باشد، بهتر است برای رسیدگی بیشتر به پزشک مراجعه کند. تب مداوم و دائمی می‌تواند نشانه عفونتی پنهانی مانند عفونت دستگاه ادراری باشد. در برخی موارد نیز سرطان، توده‌های بدخیم و مصرف برخی داروها می‌تواند سبب بروز تبی طولانی مدت یا همیشگی شود. پس اگر فردی تب دارد و درجه حرارت بدنش بیش از ۴/۳۹ درجه سانتی‌گراد است باید بلافاصله به پزشک مراجعه کند.

کاهش وزن بدون دلیل

کاهش وزن بدون رژیم لاغری و ورزش آرزوی خیلی از انسان‌هاست، اما این وضعیت در اصل می‌تواند نشانه‌ای مهم از مشکلی در سلامتی باشد. بنابراین اگر در شش ماه گذشته به اندازه ۱۰ درصد از وزنتان کاهش یافته است (مثلا ۷ کیلوگرم برای فردی با وزن ۶۸ کیلوگرم) باید با پزشک مشورت کنید.

کاهش وزن بدون دلیل می‌تواند به دلایل مختلفی از جمله اختلالات تیروئید، دیابت، افسردگی، بیماری‌های کبدی یا گاهی سرطان ایجاد شود.

تنگی نفس

زمانی که تنگی نفس خیلی شدیدتر از یک گرفتگی ساده یا گرفتگی ناشی از فعالیت بدنی باشد، می‌تواند نشانه مشکلی جدی به حساب بیاید. اگر هنگام نفس کشیدن خس‌خس می‌کنید، نفس نفس می‌زنید و یا برای نفس کشیدن با مشکل روبه‌رو هستید برای مراقبت‌های لازم باید به پزشک مراجعه کنید. 

آسم، ذات‌الریه، بیماری مزمن انسدادی ریه، برونشیت مزمن و آمبولی ریه می‌توانند از جمله علل ایجاد چنین حالتی باشند. البته مشکلات تنفسی می‌تواند به علل دیگری از جمله ترس، وحشت و اضطراببیش از حد نیز ایجاد شود.

تغییر در اجابت مزاج

شرایطی که در اجابت مزاج، طبیعی در نظر گرفته می‌شود، در مورد افراد مختلف بسیار متفاوت است. بنابراین زمانی که متوجه شرایطی غیرطبیعی در وضعیت خود می‌شوید، مراجعه به پزشک را نادیده نگیرید. مدفوع خونی یا سیاه و تیره رنگ، و اسهال یا یبوست مزمن از جمله شرایطی است که باید برای درمان آن‌ها اقدام شود.

این تغییرات می‌تواند نشانه وجود عفونتی باکتریایی، ویروسی یا انگلی باشد. علاوه بر این سندرم روده تحریک‌پذیر وسرطان روده بزرگ هم می‌توانند در بروز این وضعیت موثر باشند.

اختلالات شخصیتی

زمانی که با مشکلی در قدرت تفکر یا حافظه خود روبه‌رو شدید، زمان و مکان را اشتباه گرفتید یا با تغییرات رفتاری و شخصیتی مانند عصبانیت بیش از حد مواجه بودید، برای پیشگیری و درمان وضعیت باید سریع به پزشک مراجعه کنید.

این تغییرات به دلایل مختلفی از جمله عفونت، کم‌خونی، کاهش قند خون، کم‌آبی بدن یا مشکلات روحی ایجاد می‌شوند. گاهی اوقات هم مصرف برخی داروها می‌تواند این شرایط را ایجاد کند.

احساس سیری زودرس

اگر به تازگی حس می‌کنید، زودتر از گذشته یا بعد از خوردن مقدار کمتری غذا سیر می‌شوید، برای بررسی‌های بیشتر باید به پزشک مراجعه کنید. این احساس سیری زودرس می‌تواند با تهوع، استفراغ، نفخ، تب، کاهش یا افزایش وزن نیز همراه باشد. اگر چنین است حتما پزشک را از این نشانه‌ها مطلع کنید.

مشکلات بینایی

گاهی دیدن لکه‌های روشن یا جرقه‌های نور در مقابل چشم یا سایر اختلالات بینایی نیز می‌تواند نشان‌دهنده مشکلی در سلامت فرد باشد. بنابراین برای جلوگیری از کاهش دید و افت بینایی یا بروز بیماری‌های دیگر به پزشک مراجعه کنید و از او مشورت بگیرید.

 

منبع : جام جم آنلاین

هنگام عصبانیت با همسرم چطور صحبت کنم؟

نحوه صحبت کردن با همسر هنگامی که استرس دارید

موفقیت در ازدواج منحصر به رضایت از همسرتان تنها در بستر خواب نیست ، بلکه رضایت واقعی به این بستگی دارد که شما و همسرتان چگونه موضوعات مهم را حل می کنید. عصبانی شدن و از دست دادن کنترل هنگام استرس بسیار آسان است ، اما سعی کنید با احترام در طول استرس برخورد کنید. در ادامه این بخش رفتار و روش صحبت کردن با همسرتان در وضعیت استرس آشنا می شوید.face tanner

face tanner

بهترین رفتار و روش صحبت کردن با همسر در حالت استرس

خاص بودن:

توقع نداشته باشید همسرتان ذهن شما را بخواند، موضوع را با کلمات درست تعریف کنید، او را متوجه احساستان کنید.

کم گویی در زمان صحبت کردن با همسرتان در حالت استرس:

وقتی استرس دارید اگر صحبت می کنید به گفتن کلمات منفی پایان بدهید.

صحبت با همسر

بهترین روش صحبت با همسر هنگام خشم و عصبانیت

تمرکز در صحبت کردن با همسرتان در حالت استرس:

در مورد موضوعات فعلی صحبت کنید، گذشته را شخم نزنید، اگر به شما گوش نمی دهد او را اذیت نکنید.

اجتناب از انتقاد در صحبت کردن با همسرتان:

از عیب جویی اجتناب کنید. توضیحاتتان را رد نکنید، هدف محبت کردن در مورد مشکل است نه سرزنش کردن دیگری.

اگر همسرتان شما را انتقاد کرد:

با دقت گوش کنید، ترس و عصبانیت خود را کنترل کنید،او همسرتان است و بخش زشت را می بیند ممکن است انتقاد کند اگر شما در انتقاد کردن افراط کنید جنگ پایان نمی پذیرد.

نحوه صحبت کردن با همسر هنگام استرس

در هنگام استرس چگونه با همسر صحبت کنیم؟

هنگام صحبت با همسرتان، حرف یکدیگر را قطع نکنید:

وقتی او صحبت می کند صحبت او را قطع نکنید اجازه بدهید خشم خود را بیرون بریزد.

همسرتان را در حالت استرس نصیحت نکنید:

ممکن است همسرتان به شما پیشنهادی بدهد و شما شروع به نصیحت کنید، وقتی استرس دارید این کار را انجام ندهید چون اوضاع بدتر می شود.

هدف واقعی:

هدف از صحبت کردن ارتباط برقرار کردن است نه خشونت و سوء استفاده کردن. بنابر این کلمات خود را بسنجید یا آرام باشید، اینگونه سطح استرس شما پایین می آید و جهان زیباتر دیده می شود.


منبع : نمناک

شادی کودکان مان، مهم تر از درس خواندن شان

هیچ گاه فکر نکنید ذهن بچه ها کاملا خالی است و دغدغه ای ندارند ممکن است دغدغه سرماخوردگی عروسک شان, ترکیدن بادکنک , خراب شدن کفش جدید را داشته باشند.
 
کودکان، احساسات، درس خواندن، شادکامی، ارامش، موفقیت، خانواده ایرانی، تربیت کودک
تصور کنید هنگامی که کودکی بیش نبودیم و دچار احساسات ناخوشایندی چون اندوه ، خشم ، نگرانی، یأس و دیگر عواطف نامطلوب می شدیم ، والدین و آموزگاران ما با مهارت های کنترل و مدیریت احساسات آشنا بودند و آنها را از همان کودکی به ما آموزش می دادند.

اکنون آیا ما در بزرگ سالی آرام تر، مهربان تر، شادتر، موفق تر و در یک کلمه «بهتر » از آن چه اکنون هستیم ، نبودیم؟ بزرگ سالانی با روحیه ای «صلح آمیز» هم با دنیا و هم با خودمان . شاید هم از حجم این همه غم و اندوه ، نامهربانی و جنگ در جهان کاسته می شد و شاید هم اکنون ما یک انسان «سعادت مند » بودیم همان گونه که شایستۀ مقام «انسانیت » است.

تحقق این رویاهای شیرین تنها با کمی «آگاهی» والدین و آموزگاران دوران کودکی مان میسر بود وافسوس که اغلب ما این بخت را نیافتیم که از کودکی مهارت های شاد و درست زیستن را آموزش ببینیم.

آیا می خواهم برای آرام یا شاد نبودن ، متهمانی بیابم و به گردن پیشینیان بیندازم؟ نه! چرا که آنچه را می دانستند با فداکاری یاددادند . حالا اما ما بزرگ سالانی هستیم که می دانیم و می توانیم چنین مهارت هایی را به فرزندان مان آموزش بدهیم.

حالا ما می توانیم و همین می تواند بزرگ ترین « سرمایه گذاری » ما برای آیندۀ آنان باشد. نه تنها برای خودشان که با آموزش دیدن می توانند در تشکیل « جامعه » ای سالم تر و صلح آمیز تر نقش ایفا کنند.

اگر پدران و مادران و معلمان ما این توجیه را داشتند که چندان از این آگاهی ها نمی دانستند ما اگر کوتاهی کنیم چنین پاسخی نداریم زیرا مهارت های « به زیستن » ، به راحتی قابل وصول است.

پس به دنبال متهم کردن پیشینیان نیستیم و از همین حالا سخن می گوییم. این که باید « روحیه کودکان مان را جدی بگیریم » و از همین حالا به آنان بیاموزیم : « آرام وشاد بودن مهم تر از هر امر دیگری است حتی درس خواندن » و البته اگر خودمان باور داشته باشیم !

کودک شاد معمولاً سالم و پرانرژی است و شادکامی به خودی خود انگیزه نیرومندی است برای انجام کارها و از جمله درس خواندن.
چنین کودکی با آرامش بیشتر ناکامی ها و موانع را می پذیرد و می کوشد راهی برای عبور بیابد . شادکامی مشوق همه نوع فعالیت اجتماعی است، زیرا مردم معمولاً واکنش مثبتی به شادابی از خود نشان می دهند و سبب می شود کودک، چهره دوستانه ای به خود بگیرد و همین بهترین نقطه شروع برای انواع ارتباطات شخصی است.

در مقابل، اندوه و ناراحتی توان و انرژی کودک را تحلیل می برد و از سلامت جسمانی عمومی او می کاهد.این امر به نوبه خود مانع از این می شود که انرژی او صرف فعالیت های هدف دار شود، زیرا کودکان اندوهگین انرژی خود را با در خود فرورفتن، رؤیاپردازی، و تأسف برای خود هدر می دهند. کودک ناشاد گرایش به گوشه گیری و به خود مشغول شدن دارد. ناشاد بودن انگیزه، عزم و میل به موفقیت را خاموش می کند. کج خلقی و رفتار بازدارنده در کودکان ناشاد بسیار شایع تر است و مانع از آن می شود که آن ها از تجربیات چیزی بیاموزند.

شادی می تواند به یک عادت تبدیل شود و وظیفه والدین است کاری کنند کودک ، این عادت را کسب کند. به همین ترتیب ناشاد بودن هم می تواند به یک عادت تبدیل شود و ما وظیفه داریم مانع آن شویم. هرچند سپری کردن دوران کودکی شاد تضمین کننده زندگی موفق در دوران بزرگ سالی نیست، ولی سازنده زیربنای موفقیت است درحالی که ناشاد بودن اساس ناکامی را بنا می کند.

شادی یکی از راهکارهای حفظ سلامت قلب کودکان هم هست. زیرا کودکی که شاد است، قلب سالم تری هم دارد. دلیل علمی این اتفاق، تنظیم ضربان قلب و جلوگیری از ایجاد حمله قلبی ناشی از عصبانیت و از سوی دیگر کنترل میزان فشار خون است. در افراد شاد، میزان ضربان قلب در هر دقیقه، شش تپش کمتر از دیگران است.

اگرفرزندتان با علائمی مانند دل درد، دل پیچه، سردرد، بی حوصلگی و حتی تب از خواب بیدار می شود این مشکلات جسمی می توانند علائم نا شادی کودک و غم به خاطر موضوعاتی باشد که با شما در میان نگذاشته است.

خلاقیت با تشویق بیشتر، جان می گیرد و شادی یکی از خوراک های ذهنی مهم برای خلاقیت است. کودکانی ذهن اخلاق دارند که از امنیت روانی و شادی بیشتری برخوردارند.

بعضی از کودکان - که البته در بزرگسالی هم این صفت را همراه شان خواهند داشت - نمی توانند شاد باشند. انگار از شادی هراس دارند. این کودکان در بزرگ سالی دچار مشکلی به نام «ترس از شاد بودن» می شوند. بنابراین برای این که فرزندان شادی داشته باشید، باید به آن ها یاد بدهید که چطور از زندگی لذت ببرند و شاد باشند.

هیچ گاه فکر نکنید ذهن بچه ها کاملا خالی است و دغدغه ای ندارند. ممکن است دغدغه سرماخوردگی عروسک شان، ترکیدن بادکنک ، خراب شدن کفش جدید تا نگرانی از مرگ مادر بزرگ را با خود یدک بکشند. پس با آن ها وارد صحبت شوید. به حرف های شان گوش بدهید و آن ها را از دغدغه های بزرگ و کوچک شان رها کنید.

احساس تعلق خاطر به کسی یا چیزی شادی زا یا شادی افزاست. به همین دلیل افرادی که احساس می کنند دوست داشتنی نیستند، از جمع دور می مانند و دچار افسردگی می شوند.

فرزند شما باید با تمام وجود حس کند شما به او تعلق دارید و اوبه شما. بنابراین هیچ وقت، در هیچ شرایطی از دسترس او دور نشوید. این به این معنی نیست که دائما همراه او باشید؛ بلکه به این معنی است که به او اطمینان بدهید درصورتی که به شما نیاز داشته باشد، شما حاضر خواهید بود. اورا در آغوش بگیرید و با گفتن کلمه ها و جمله هایی مانند «دوستت دارم»، « تو دختر یا پسر خوب من هستی» ، « من همیشه کنار تو هستم» این احساس تعلق خاطر را به او بدهید.

در هیچ شرایطی از جمله هایی که شخصیت کودک را نشانه می رود، استفاده نکنید. اگر کار بدی کرد، نگویید « تو دختر یا پسر خوبی نیستی» ، « دیگر تو را دوست ندارم»، « به پدرت خواهم گفت» بزرگ ترین تأثیر این جمله ها، احساس تنها شدن، دوست داشته نشدن، خوب نبودن، فاصله گرفتن از پدر و مادر برای اوست. این احساس های منفی به تدریج کودک را تلخ و عبوس می کند.

فرزند شما همیشه به حمایت تان نیاز دارد. این نیاز در سن کم، کاملا محسوس است. وقتی فرزندتان شکستی را تجربه می کند هم باید از آن درس بگیرد و هم این که شکست نباید شادی او را از بین ببرد و زندگی اش را دچار مشکل کند. بنابراین در هنگام شکست ها ، همراه کودکان باشید.

راه های زیادی برای شادکردن کودکان وجود دارد مانند : در طبیعت چادر بزنیم، در هوای بارانی بدویم، برف بازی کنیم، گل بازی، شن بازی، پریدن به روی شاخه ها، بالا رفتن از تپه و کوه، طناب بازی، توپ وسطی، دزد و پلیس، بیل زدن باغچه، آتش درست کردن و خاموش کردن و ده ها بازی دیگر.

اگر احتمالا این گونه نکات را جاهای دیگر هم خوانده یا شنیده اید یا می خواهید بگویید می دانیم اما حوصله یا فرصت نداریم و وقتی خودمان شاد نیستیم چگونه دیگری را شاد کنیم پپاسخم این است:

همه شاد نبودن ها به خاطر اوضاع بیرونی نیست. به این دلیل هم هست که به ما یاد نداده اند. ما اما می توانیم و باید یاد بدهیم و مثل خیلی از کارهای دیگر تکنیک دارد.

من به سهم خود گامی برداشته ام و در کتاب «گربه کوچولوی شاد» چند راه کار برای خنثی سازی احساسات و عواطف منفی در کودکان و جایگزین کردن شادی ارایه کرده ام.

حالا دیگر با من هم سخن شده اید که صحبت از پند و نصیحت و توصیه نیست. تکنیک و مهارت است و با همه مشغله روزانه شدنی است. والدین و معلمان ما اگر یاد ندادند چون با این تکنیک ها آشنا نبودند. اکنون اما این مهارت ها را می توان آموخت و یاد داد و این بهترین سرمایه گذاری برای کودکان مان است.

این نوشته می خواهد بگوید فرزندان شاد بار بیاورید تا در امور دیگر موفق شوند و شادی مهارت هایی دارد. مهارت ها را بیاموزیم و به فرزندان مان منتقل کنیم. مهارت هایی که الزاما گفتاری نیست.
منبع : آفتاب